شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
محمدعلی نجفی و میترا استاد؛ روایت یک قتل در رسانههای ایران
- نویسنده, فرشته قاضی
- شغل, روزنامهنگار
روزنامههای امروز صبح تهران، با انتقاد نحوه انتشار و به روز رسانی صدا و سیمای جمهوری اسلامی درباره قتل میترا استاد توسط محمدعلی نجفی، از چهرههای شاخص اصلاحطلبان و از مدیران ارشد جمهوری اسلامی در ۳۰ سال گذشته، گزارشها و مقالههای تندی را علیه این سازمان منتشر کردهاند.
پخش اعتراف محمدعلی نجفی، وزیر و شهردار پیشین از صدا و سیما، بدون حضور وکیل او، ویدئویی که او را با ظاهری آراسته در حال نوشیدن چای در در دفتر آگاهی تهران روی مبلی در برابر رییس پلیس آگاهی، علیرضا لطفی نشان میدهد و ویدئوی دیگری که خبرنگار این رسانه، در حضور چند مقام انتظامی دیگری اسلحهای را در برابر دوربین نشان میدهد درحالی که گلولههای آن را خالی میکند و میشمارد و درباره تعداد گلولههای شلیک شده به مقتول توضیح میدهد، محور انتقادات بسیاری در روزنامههای امروز تهران و شبکههای اجتماعی بوده است.
بهرهبرداریهای جناحی و تسویه حسابهای سیاسی درونی از دیگر محورهایی بودند که روزنامهها به نقد پرداختهاند.
حق دانستن یا مسئله روانی مردم؟
روزنامه دولتی ایران به نقل از اکبر نصراللهی، استاد ارتباطات نوشته است که "نباید برای تامین حق مردم به دانستن، حقوق دیگر آنها یعنی مسأله روانی مردم را در معرض مخاطره قرار دهند. دقیقاً در ۲۴ ساعت گذشته این اتفاق غلط توسط صداوسیما افتاده است چون به گونهای این حادثه را پوشش دادند که قتل، امری عادی جلوه داده شده و شخصی که مرتکب این عمل شده گویا در حال انجام مصاحبهای عادی یا علمی است."
این روزنامه با ذکر سوابق محمدعلی نجفی نوشته است که او "خیلی زود قضاوت شد" و "گویی برخی از رسانههای مقابل اصلاحات سالهاست منتظر بدیل تیتر شلیک به مغز اصلاحات بعد از ترور سعید حجاریان بودند تا بالاخره تیتر بزنند شلیک به قلب اصلاحات!"
بیشتر بخوانید:
اشاره روزنامه دولت، به تیتر یک روز قبل روزنامه محافظه کار وطن امروز است که بخش تندروی محافظه کاران ایران را نمایندگی میکند. این روزنامه قتل میترا استاد را قتلی خوانده بود که "در سطح بالای سیاسی و با بهانه نازل اختلافات خانوادگی رخ داده و یک چهره معروف سیاسی اصلاحطلب را تبدیل به قاتل کرد و از این به بعد نام این چهره شاخص اصلاحطلبان را باید در صفحات حوادث دنبال کرد."
از ممنوع التصویری در شهرداری تا چهره این روزهای صدا و سیما
مهرشاد ایمانی در روزنامه شرق این سوال را طرح کرده است که چرا صد ا و سیما "در شرایطی که هنوز مرحله تحقیقات قضائی آغاز نشده است، چنین شتابزده به سراغ موضوع میرود و خود را موظف میداند که تمام جزئیات زندگی شخصی فرد متهم به قتل را بر همگان عیان کند؟ و به مخاطب این حس را انتقال دهد که صداوسیما با یک هیجان خاصی مشغول سیاسیکاری است؛ بهویژه آنکه وقتی نجفی شهردار تهران شد، شائبه ممنوعالتصویری شهردار تهران به گوش رسید و تا چند روز صداوسیما اخبار شهردار پایتخت را به طور مناسب پوشش نمیداد. حال پرسش این است که چطور همان صداوسیمایی که تمایل به پوشش اخبار شهرداری در زمان مسئولیت نجفی نداشت، اکنون به این شدت به اخبار همسر دوم او علاقهمند شده است؟"
به نوشته این گزارشگر "در وهله نخست مخالفان جریان اصلاحات در ایران و در وهله بعد اصلاحطلبانِ مخالف نجفی از یک حادثه جنایی به نفع امیال سیاسی خود استفاده کردند تا گروه نخست به عقیده خود اصلاحات را بیآبرو کند و گروه دوم در پی انتقامجویی درونحزبی باشد که همه اینها نه ماهیت قتل یک زن جوان و آشفتگی زندگی یک سیاستمدار خوشنام؛ بلکه کینهورزی عدهای است که در مقام شعار دم از اخلاق میزنند؛ اما به وقت معرکه از اخلاق پا عقب میرانند. نجفی اشتباه کرد و اشتباهش آنقدر بزرگ بود که حتی شاید برای جبران آن اشتباه جانش نیز ستانده شود؛ اما او در حریم شخصی خودش مرتکب این خطا شد، نه در حق ملت و کشور ایران."
یک روز قبلتر اما همین روزنامه گزارشی با قلم معصومه اصغری منتشر کرده بود که مسئولیت را متوجه اصلاح طلبان میکرد: "ورود این زن -میترا استاد- به زندگی محمدعلی نجفی با هر شکل و دلیلی و بهصورت خواسته یا ناخواسته بوده باشد، نتایجی عمومی برای یک جریان داشته است؛ چرا که نجفی به عنوان یکی از اصلیترین نفرات نزدیک به دولت روحانی و جریان اصلاحات شناخته میشود و زندگی خصوصی او نمیتواند دور از جایگاه سیاسیاش باشد. خوب است اصلاحطلبان یک بار دیگر برگردند و نتایج یک انتخاب را از ابتدا تا انتها مرور کنند و ببینند چطور خودشان با دست خودشان میتوانند دست به تخریب خودشان بزنند و چطور زمینهای از تخریب این جریان را برای بیرون گودنشینان فراهم کنند. خوب بود بررسی میکردند که وقتی اقدام به انتخاب شهرداری میکنند، به سوابق شخصی آن فرد دقت کنند و تکلیف شهردار را روشن کنند که نمیشود هم زبان تند انتقاد و پیگیری پروندههای خاص داشت و هم زندگی خصوصی چندوجهی که بتواند دستمایهای برای داستانهای عجیب شود."
بیاخلاقی رسانهای
بقیه روزنامههای تهران هم به فراخور تعلقات و گرایشهای سیاسی و جناحی خود با این مساله برخورد کردهاند و تقریبا همه این روزنامهها هم از گرایشهای مختلف سیاسی این سوال را طرح کردهاند که چرا رسانهها، نجفی را دستاویزی برای تسویه حسابهای سیاسی و جناحی خود کردهاند؟ روزنامه اعتماد به قلم محمدعلی الستی و با عنوان "بایدهای گزارش یک قتل" اینطور پاسخ داده است که "به دلیل فاکتور"جذابیت" رسانهها معمولا تن به این بیاخلاقی میدهند و حتی در گامی فراتر تلاش میکنند برای جذب مخاطبان و تامین خواستههای هم طیفهای خود به تخریب عاملان حادثه از هر طریق ممکن بپردازند."
بیشتربخوانید:
به نوشته این روزنامه "گاهی اغتشاشهای رسانهای مورد تایید خود مدیران است! یعنی برخی گرهها از طریق همین اغتشاشها باز میشود."
سینا قنبرپور هم در روزنامه اعتماد در روز اول حادثه نوشته بود که "به نظر میرسد محمدعلی نجفی حرفهای ناگفته بسیاری داشته باشد. این ظن از آنجا قوت گرفته است که او هیچگاه دلایل اصلی استعفای خود - از شهرداری- را تشریح نکرد. از سوی دیگر اگر حرف خبرنگار انصافنیوز درست باشد و همسر دوم او قصد داشته حرفهایی بزند باید پرسید چه حرفهایی قرار بود به رسانهها گفته شود."
رضا بردستانی در روزنامه آفتاب یزد از "قتل اخلاق" نوشته و "بعضی از اصلاح طلبان که زمانی هم حزبی نجفی بودند و اخلاق را به پای منافع شخصی و جناحی ذبح کردند."
محمدحسین لطفالهی در روزنامه آرمان هم معتقد است که "با وجود اعتراف محمد علی نجفی به قتل همسر خویش، هنوز زوایای پرابهامی هست که نیاز به رازگشایی دارد."
مهدی اسفندیار در روزنامه همدلی اما نوشته است که "یک آبرومند دچار اشتباهی بزرگ شده" و "خانوادهاش و میترا استاد و خانوادهاش؛ سیرک نمایش من و شما برای انتقام جویی سیاسی و خودنمایی نیستند؛ بگذاریم به درد خود بسوزند و انصاف را فراموش نکنیم."
در صفحه اول روزنامه سازندگی که به حزب کارگزاران سازندگی تعلق دارد و با سردبیری محمد قوچانی منتشر میشود اما خبری از این موضوع نیست. تیتر و عکس صفحه اول یک روز قبل این روزنامه انتقادات زیادی را برانگیخته بود تا جایی که قوچانی عنوان کرد که "از لحاظ حرفهای و قانونی مصداق عکس خصوصی نیستند و یک عکس معمولی است که در همه خانوادههای ما موجود است."
سازندگی عکسی شخصی از محمدعلی نجفی و میترا استاد با تیتر "تراژدی استاد" و "نجفی به قتل اعتراف کرد" منتشر کرده بود. منتقدان این روزنامه را متهم به تسویه حسابهای درون گروهی سیاسی کرده بودند.
روایت جوان از پرستو
روزنامههای کیهان و رسالت و همچنین جمهوری اسلامی که از روزنامههای جریان اصلی محافظه کار به شمار میروند طی دو روز گذشته این خبر را در خبرهایی کوتاه در صفحات حوادث یا اجتماعی خود منتشر کردهاند.
کبری آسوپار اما در روزنامه جوان نوک پیکان را سمت اصلاح طلبان گرفته و با عنوان "قتل اصلاحطلبانه اخلاق" نوشته است که "نجفی اگر با شلیک پنج گلوله، همسرش را به قتل رساند، اصلاحطلبان، اما با گلولههای متعدد، مرگ اخلاق را رقم زدند تا شاید برای مرگی که او خود معترف است که انجام داده، توجیهاتی دست و پا کنند. توجیه تراشی برای گناهی که یک دوست مرتکب شده، با انگیزههای اخلاقی میتواند انسانی باشد؛ اما اتهام زنی به عالم و آدم تا هم جناحی خود را تبرئه کنند، نقطه مقابل انسانیت است. قاتل بودن نجفی که محرز است و توجیه هم نمیپذیرد، اما اصلاحطلبان پس از این اتفاق حتی نمیتوانند بگویند گرچه باختیم، اما جوانمردانه بازی کردیم. ابتذالی که آنان با زیر پا نهادن اخلاق رقم زدند، کم از قتل یک انسان ندارد."
این گزارشگر ادامه داده که "پرستو بودن مقتول صرفاً ساخته و پرداخته ذهنهایی بود که نمیخواستند باور کنند مسئول هم جناحیشان میتواند قاتل همسرش باشد."
پرستو در اصطلاح نام زنانی است که مأمور میشوند تا با استفاده از جاذبههای جنسیتی، اطلاعاتی را از سوژه موردنظر کسب کنند.
قتل استاد و امام جمعه کازرون
ژوبین صفاری در سرمقاله روزنامه ابتکار به خبر قتل امام جمعه کارزون همزمان با خبر قتل میترا استاد اشاره کرده و نوشته که این دو خبر "عریانی خشونتی را به تصویر کشید که زنگ خطر آن از مدتها قبل به صدا درآمده بود. واکنشها اما به این رخدادها به خصوص در مورد قتل میترا استاد، از آن جهت مهم است که طیف وسیعی از جامعه خواسته یا ناخواسته به ترویج خشونت دامن میزنند."
به نوشته سرمقالهنویس روزنامه ابتکار "بهره برداری رسانههای اصولگرا از این موضوع، ساختن لطیفه برای این رویداد و قضاوتهای عجولانه در مورد این حادثه به غیراخلاقیترین شکل ممکن نمود یافت. هرچند کاسبی از یک واقعه هولناک موضوع تازهای برای برخی از رسانهها و جریانهای سیاسی نیست با این حال برخورد با مسئله عمیق و پیچیده بروز خشونت در جامعه، اگر همچنان به منوال نظرسنجی رئیسجمهوری از شرایط کشور باشد باید منتظر اتفاقات هولناکتری در سپهر اجتماعی کشور باشیم."
او در ادامه نوشته است که "قتلهای چند روز گذشته باز هم به ما یادآور میشود که تا چه اندازه آموزشوپروش ما نیاز به تغییر در نوع تربیت آدمهای این جامعه را دارد که از اتفاق نجفی روزی وزیر آن بوده است. هشدار بزرگ این است که از دل یک نخبه متین، آرام و البته مدیری با کارنامه معقول، میتواند یک قاتل بیرون بیاید، همچنان که از دل همه مردمی که عصیانشان سالها به عناوین مختلف سرکوب شده نیز، اگر به همین روال دست روی دستمان بگذاریم."
شبکههای مجازی نمودی از روزنامهها
آنچه که در روزنامه تهران در جریان قتل میترا استاد توسط محمدعلی نجفی در این دو روز گذشته منتشر میشود مشابه آن چیزی است که در شبکههای اجتماعی جریان دارد؛ انتقاد از صدا و سیما و بهره برداریهای جناحی اصولگرایان و تسویه حسابهای درونی اصلاح طلبان. آن دسته از کاربران شبکههای اجتماعی که به طیف فکری اصلاح طلبان نزدیکی دارند بیش از مقتول به سوابق نجفی و نخبه بودن او پرداختهاند..آنها میگویند برخی از نهادهای امنیتی با ورود میترا استاد در زندگی نجفی دامی برای او گسترده بودند. عدهای از کاربران از زنکشی و خشونت خانگی نوشتهاند و برخی از کاربران به اصلاح طلبان حمله کردهاند همچون محمد صادق کوشکی که خود را در توییتر عضو هیات علمی دانشگاه تهران معرفی کرده. او توییت کرده که "مجموعه اصلاحات فقط قاتل کم داشت که آن هم جور شد."
عبدالرضا داوری، مشاور محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور پیشین ایران توییت کرده است که "دکتر نجفی فردی با مکنت و نفوذ است و میتوانست با مبلغی محدود، حذف فیزیکی میترا استاد را برونسپاری کرده، ردپایی هم از خود باقی نگذارد؛ اما اینکه دکتر نجفی شخصا سلاح به دست میگیرد و راسا به همسرش شلیک میکند، نشانهای از فشار محیط پیرامون و بحران روحی شهردار اسبق تهران است."
محمدمهدی تندگویان، معاون وزیر ورزش به همزمانی چند قتل اشاره کرده و توییت کرده است که "همسر دوم نجفی شهردار تهران به قتل رسید. امامجمعه کازرون حجتالاسلام خرسند به قتل رسید. ستواندوم مرزبان آخوندزاده در درگیری به شهادت رسید. همه اینها در یک روز بود؛ ولی برای رسانه میلی نه دین مهم بود؛ نه دفاع از خاک و میهن. فقط جریان قتل همسر دوم را به تصویر کشید."