روزنامه های تهران؛ نگران فردای همه پرسی استقلال کردستان عراق
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامه نگار
روزنامه های امروز صبح تهران در تیترهای اصلی خود به مسایل خارجی توجه کرده و در مقالاتی همه پرسی امروز کردستان عراق را خطرناک دیده و احتمال داده اند که این عمل به بحران های جدیدی در منطقه ختم شود.
نتایج انتخابات سراسری در آلمان، انتقاد از دولت به دلیل نادیده گرفتن وعده های انتخاباتی خود در مورد مشارکت بیشتر زنان در دولت و گزارش هایی از کمبودها در سیستم آموزشی در آغاز سال نو تحصیلی از دیگر مطالب این روزنامه هاست.

منبع تصویر، بهار
همه پرسی استقلال کردستان
شهروند در سرمقاله خود با اشاره به تصمیم احزاب اصلی کردستان عراق به برگزاری همه پرسی استقلال اقلیم از کشور عراق نوشته: پرسشی که برای ما بهعنوان یک ایرانی پیش میآید، این است که آیا چنین اقدامی حق است و باید از آن دفاع کرد یا باید در برابر آن ایستاد؟
نویسنده با اشاره به سال های پایانی جنگ جهانی اول و تجزیه امپراتوری عثمانی نوشته: اگر در همان زمانی که بریتانیا و فرانسه براساس قرارداد سایکس پیکو، عراق و سوریه را میان خود تقسیم کردند و عوامل خود را بر آنجا گماردند، تصمیم میگرفتند که مثلا یک کشور کرد نیز ایجاد کنند، به احتمال فراوان هیچ مخالفتی با آن نمیشد و مشکلات بعدی نیز وجود نمیداشت یا حداقل اینکه مشکلات بهگونه دیگری بود.
به نوشته شهروند: از سوی دیگر، تردیدی نیست که کُردهای عراق طی چند دهه گذشته همواره در جنگ و درگیری با حکومت مرکزی بودهاند. از اینرو، آنان را به این نتیجه میرساند که طرفدار استقلال باشند. و از طرفی به ظاهر مسأله استقلال یک بخش از خاک و مردم یک کشور امری داخلی است و براساس سیاست عدم مداخله در امور داخلی کشورها نباید کشور دیگری در این مورد مداخله کند، ولی واقعیت این است که منافع کشورهای منطقه بشدت تحتتأثیر این تحولات قرار میگیرد و هزینههایی را بر آنان بار میکند.
فتنه اقلیم زیر تابوت داعش
جوان اما به شدت با همه پرسی در اقلیم کردستان مخالفت کرده و آن را عوام فریبی دانسته و نوشته: نازه داعش بر خرابههاي موصل دفن نشده، بينالنهرين آبستن فتنهاي جديد است؛ فتنهاي كه به جاي دين، اينبار قوميت را بهانه كرده تا ستونهاي استقلال كشوري مستقل به لرزه درآيد. مذاكرات هيئت كردي با مقامهاي بغداد تا آخرين ساعات ديروز به نتيجه نرسيد و با ادامه اصرار رهبران اقليم بر همهپرسي، سه كشور عراق، تركيه و ايران از ديروز اقدامات مهاركننده خود را براي كاهش اثرات ويرانكننده آن شروع كردند.
جوان اضافه کرده که تا آخرين ساعات ديروز همچنان برخي منابع كردي احتمال ميدادند كه همهپرسي به تعويق بيفتد، ولي مسعود بارزاني، رئيس منطقه اقليم سوار بر احساسات قومي مصرانه گفت: «تحت هر شرايطي همهپرسي را برگزار خواهيم کرد».
تمام قد در برابر استقلال کردستان
نادر کریمیجونی در جهان صنعت نوشته: وجود کشوری به نام کردستان، کردهای ساکن کشورهای اطراف عراق را به جدایی و تلاش برای تشکیل و تاسیس کشوری یکپارچه تحریک خواهد کرد. دقیقا به همین دلیل است که کشورهای اطراف عراق از برگزاری این همهپرسی نگران هستند. همین نگرانی به مراتب در مورد دولت مرکزی عراق بیشتر است و بغداد میداند که در آیندهای نهچندان دور بخشی از خاک تحت فرمانش را از دست خواهد داد.
به نوشته این مقاله: با وجود همه مخالفت ها در ایران گروهی هستند که معتقدند تهران باید خودش را از سبد اعراب بیرون آورد و از آنجا که کردها از اصیلترین اقوام نژاد آریایی هستند، ایرانیان نیز باید از استقلال آنها دفاع کنند. این عده میگویند سابقه تاریخی کردها نشاندهنده آن است که این قوم نه فقط هیچگاه در مورد سرزمین پدری- ایران- دشمنی نکرده بلکه همواره به تحکیم اقوام آریایی از جمله ایران پرداختهاند. این عده نتیجه میگیرند که ایران چه حاکمیت و چه شهروندان باید یکپارچه و تمامقد از استقلال کردستان حمایت کند و در صورت تشکیل دولتی به نام کردستان، ایران باید جزو نخستین کشورهایی باشد که کشور کردستان را به رسمیت میشناسد و با آن رابطه برقرار میکند.
جهان صنعت نوشته: اما این طرفداران جدایی کردستان از عراق توضیح نمیدهند که در صورت تمایل برخی شهروندان ایرانی کرد برای پیوستن به اقلیم کردستان، آیا در صورت متاثر شدن کردهای ایرانی و تاسیس یک حکومت فراگیر کردستان که بخشی از خاک ایران را هم دربر گیرد، آیا باید باز هم از استقلال اقلیم کردستان حمایت کرد؟
یک همه پرسی و بحرانی بی پایان
مجید کوشا در مقاله ای در روزنامه ایران نوشته: جدای از مسأله کردها برای همسایگانی چون ترکیه و ایران که مخالفت قطعی خود را با این همه پرسی اعلام کردهاند، منطقه میتواند درگیر بحران جدیدی شود و تبعات آن فراتر از مرزهای عراق توسعه یابد. پیشبینی آغاز جنگی بر سر مرزهایی که احتمالاً کردهای سوریه و ترکیه نیز خواهان بر هم زدن آنها خواهند بود پایانی را متصور نیست و چنین جنگی میتواند کشورهای منطقه و فرامنطقهای را درگیر چالش جدیدی بکند.
به نظر این کارشناس مسایل منطقه: در صورتی که این همه پرسی برگزار شود، از فردا سناریوهای مختلف رویمیز بسیاری از کشورها خواهد بود و این در حالی است که همچنان بسیاری از تحلیلگران منطقهای بر این باورند که مسعود بارزانی با توجه به آنکه از تبعات چنین رفراندومی مطلع است شاید هرگز به دنبال استقلال کردستان نباشد و تنها بهانهای برای جلب توجه کشورهای منطقهای و بینالمللی است تا بتواند امتیازات مورد نظر را به دست آورد.
به نوشته مقاله ایران: حتی در این شکل از ماجرا نیز به نظر نمیرسد که خاورمیانه پرآشوب آماده تحمل بحرانهای تازهای باشد که برخی از سران منطقه هر روز به آن دامن میزنند و شاید بهترین گزینه رویمیز در همین ساعتهای پایانی، ادامه گفتوگو و مقابله با شروع بحرانی است که پایانی برای آن ممکن نخواهد بود.
دلایل مخالفت ایران
صلاح الدین هرسنی در جهان صنعت نوشته: مخالفت ایران با برگزاری همه پرسی در کردستان عراق بیشتر ناشی از نگرانی از هرج و مرجی است که قرار است از فردای استقلال در واقعیتهای میدانی و سپهر سیاست عراق به وجود آید. با توجه به وضعیت ناپایدار عراق، محققا جدا شدن مناطق مورد مناقشه موجب تشدید بحران شرایط در این کشور شود. این مساله میتواند شروعی برای بیثباتی و همچنین آغاز دوباره برای نظم آنارشیک در عراق باشد.
آنگونه که سابقه نظم آنارشیک در صحنه سیاست عراق نشان داده است، این وضعیت سبب ورود آمریکا خواهد شد و پای آمریکا را بار دیگر به عراق باز میکند. به عبارت دیگر بههمریختگی سیاسی فرصتی برای آمریکاست تا حضور نظامی خود را با استفاده از ضعف بغداد قانونمند سازد. به همین جهت بود که در ماههای گذشته واشنگتن تحرکات نظامیاش را در برخی مناطق عراق گسترش داد و از شدت یافتن عملیات علیه داعش به بهانههای مختلف جلوگیری کرد.
ضمن آنکه ایجاد بحران یادشده، آمریکا را نسبت به امکان مدیریت سیاسی تحولات عراق امیدوار میسازد. حال در این شرایط و با توجه به حضور ایران در عراق بدیهی است که با ورود آمریکا به عراق فاز جدیدی از رقابتهای راهبردی میان ایران و آمریکا آغاز شود و از آنجا که ایران دست بالا را در عراق دارد و قصد عقبنشینی در مقابل آمریکا را ندارد، غیرمنتظره نیست که آمریکا برای تلافی و جبران مافات همه توان نظامی خود را در مهار ایران بهکار گیرد. ضمن آنکه بعید نیست که آمریکا بخواهد حضور ایران را بهانهای برای امتیاز گرفتن از ایران و فشار بر آن در قضیه برجام کند. بنابراین تنها راه عقلایی ایران همان مخالفت است با این هدف که علاج واقعه را از قبل کرده باشد.
اظهار نظر غیرمسوولانه

منبع تصویر، اعتماد
محمدرضا ستوده در ستون طنز جهان صنعت با نقل این خبر که ایران روستاهای مرزی کردستان عراق را بمباران کرد نوشته:
داشتم به این فکر میکردم که اگه من در مورد این همهپرسی اظهارنظر کنم چی میشه... احتمال دادم نتیجهش این بشه؛
یک مسوول داخلی: این مساله خیلی بزرگتر از اونیه که تو در موردش حرف بزنی!
من: من که چیزی نگفتم فقط نظرمو گفتم
یک مسوول داخلی: شما چیکارهای که نظر میدی؟
من: من یه شهروند معمولیام همین
یک مسوول داخلی: پس اگه شهروند معمولی هستی به این کارای غیرمعمولی و مهم کاری نداشته باش
من: ولی شما خودتون میگین مردم صاحب مملکتن.. مردم نور چشم ما هستن..
یک مسوول داخلی: آره شما نور چشمی ولی نظرتو توی دلت نگه دار!
من: چشم
یک مسوول داخلی: آفرین گلم!
بانوي شكستناپذير
ميثم سليماني در گزارش اصلی اعتماد نوشته: از هماكنون ميتوان گفت كه آنگلا مركل ٤ سال ديگر صدراعظم آلمان خواهد بود. بانويي كه توانسته براي چهارمين بار پياپي در انتخابات سراسري اين كشور پيروز شود و حكومت خود را نيز ١٦ساله كند. طبق نتايج اوليه آراي ائتلاف دموكرات مسيحي به رهبري آنگلا مركل توانسته حدود ٧/٣٤ درصد آرا را كسب كند كه اين به معني تشكيل يك دولت ائتلافي در آلمان است كه براي اين كشور موضوع عجيبي نيست.
گزارشگر در ضمن اشاره کرده: آراي حزب آنگلا مركل با ريزش شديدي مواجه بوده است، چرا كه اين حزب در انتخابات سال ٢٠١٣ حدود ٥/٤١ درصد آرا را به خود اختصاص داد. از همين رو آمار جديد سقوط راي حدود ٧ درصدي را نمايان كرد. اما حزب سوسيالدموكرات آلمان به رهبري مارتين شولتز، رييس سابق پارلمان اروپا بدترين نتيجه خود را پس از جنگ جهاني دوم رقم زد.
اعتماد نوشته: هرچند كه گفته ميشود مركل ميتواند دست به يك ائتلاف بزرگ با سوسيالدموكراتها بزند اما بلافاصله پس از اعلام نتايج اوليه معاون حزب سوسيالدموكرات هرگونه ائتلاف بزرگ با دموكرات مسيحيان را رد كرده است.
کلیشه های دردسرساز
موسی غنینژاد در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشته: نتایج کنکور سراسری امسال نشان میدهد سهم قبولی خانمها همانند سالهای گذشته بهطور چشمگیری از آقایان بیشتر است. توضیحات متفاوتی درخصوص این پدیده میتوان مطرح کرد، اما هر توضیحی هرچند منطقی و قانعکننده نمیتواند این واقعیت را کتمان کند که سهم مشارکت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خانمها در جامعه ما متناسب با تواناییهایشان نیست.
به نوشته این استاد دانشگاه: نگاهی به تحولات جامعه ایرانی، از جمله تغییر در سهم زنان در ترکیب جمعیت تحصیلکرده دانشگاهی حکایت از روند رو به رشد مطالبات ناظر بر حقوق اجتماعی زنان دارد، مطالباتی که در مجموع مورد تایید و پشتیبانی اکثریت شهروندان اعم از زن و مرد است. انعکاس این تحول اجتماعی را نزد سیاستمداران و دولتمردان نیز میتوان سراغ گرفت چنانکه سخن گفتن از حقوق زنان و سپردن مسوولیتهای سیاسی و اداری رده بالا به آنها تبدیل به سکه رایج شده است.
به نوشته نقدآمیز سرمقاله دنیای اقتصاد: اما در این میان توسل به برخی رویکردهای کلیشهای که ظاهرا به منظور کسب محبوبیت سیاسی صورت میگیرد. طرح موضوع کاهش دوران خدمت خانمها به ۲۵ سال برای بازنشسته شدن از این دست رویکردها است، آن هم در شرایطی که تمامی صندوقهای بازنشستگی با بحران جدی مالی روبهرو هستند. کسانی که چنین پیشنهادهای کلیشهای را مطرح میسازند لابد خبر از وضعیت بحرانی صندوقها ندارند.

منبع تصویر، شرق
خانم ابتکار به کمک نیاز ندارید؟
مینو مرتاضى لنگرودى در مقاله ای در شرق نوشته: ۴ دهه از انقلاب می گــذرد و جمعیت زنان ایرانی تحولات و تغییرات ژرفی را از ســر گذرانده اند و دیگر نمی توان با یک ســوت آنها را برای دادن رأی و انتخابات قوه مقننه و قوه مجریه به طور موقت به متن سیاســت فرا خواند و با دو سوت مجددا آنها را به حاشــیه و به اندرونی راند.
به نوشته این فعال حقوق زنان: در بررسی شکاف های جنسیتی موجود در ســطح آموزش عالی در ایران به ازای هر صد مرد بزرگســال باســواد در سطح کشــور، ۹۱ زن باسواد بزرگسال هست و به ازای هر صد مرد دانشجو ۱۳۰ دختر دانشــجو. یعنی شکاف جنسیتی در امر آموزش ترمیم شده است. اما در شکاف جنسیتی موجود در بازار اشــتغال به ازای هر صد مرد شاغل، ۲۲ زن شــاغل داریم که با توجه به درصد بالاتر زنان در آموزش عالی، این شــکاف عمیق تر شــده است.
نویسنده انتقاد کرده که: بهانه مشــخص رئیس دولت تدبیر این است؛ ما به شایسته سالاری و کیفیت حضور معتقدیم. گویی نزد آقایان کمیــت حضور زنان فقط در پای صندوق های رأی کمیتی معتبر و مطلوب اســت. شاایسته سالاری بهانه ای بیش نیست. تن ندادن به شاخص کمی ۳۰ درصد افزایش مدیــران و وزیران زن هم بهانه جویی اســت.
مقاله شرق در نهایت نوشته: کجای جهان ســراغ دارید مردان و زنان همعصــر در یک جامعه نســبت توســعه یافتگی و شایستگی شــان برای تصدی امور صفر و صد باشد. یعنــی مــردان صددرصد بــه دلیل مردبودنشــان شایســته تلقی شــوند و به وفور مرد شایسته وزارت در دســترس باشــد؛ اما زنان به دلیل زن بودنشــان چراغ بردارند و کفش آهنــی بر پا و عصای آهنی بر دست بگردند تا فهرســتی از زنان شایسته تهیه و به ســمع و نظر دولتمــردان و دولت زنانی که به بهانه شایسته ســالاری زنان را از حق انتخاب شوندگی شان محــروم می کنند، برســانند؟
اجر سکوت
علی میرفتاح در ستون کرگدن اعتماد نوشته: به نظرم قضيه حصر اگر بگذارند و اظهارنظرهاي راديكالي نكنند در حال حل شدن است. پيداست كه عقلاي نظام دارند كاري ميكنند و راهي پيش پاي مسوولان ميگذارند كه اين گره با دست باز شود. با دندان كورتر ميشود كه بازتر نه. بالاخره اينها كه تا ابد نميتوانند در حصر بمانند. شما يك روز، دو روز، خودتان را بگذاريد جاي اينها كلافه ميشويد. يا بكش يا دانه ده يا از قفس آزاد كن. انصاف حكم ميكند كه هر چه زودتر تكليف آقايان را معلوم كنيد.

منبع تصویر، ابتکار
به نظر نویسنده امیدوار این مقاله: خدا را شكر مسوولان عاليرتبه نظام هم درصدد حل مشكلند اگر دوستان بگذارند. يكي از اين طرف، يكي از آن طرف، يكباره حرفي ميزند كه دعواي كهنه را تازه ميكنند. يك جمله كافي است تا دوباره همه چيز برگردد به وضعيت فعلي. تداوم وضعيت فعلي براي هيچكدام از طرفين خوب نيست اينكه مدام اين بدان پاس بدهد و آن بدين؛ مشكل نه تنها حل نميشود بلكه لاينحلتر ميشود.
در پایان مقاله کرگدن آمده: از شواهد و قرائن پيداست كه دارند خوب و سنجيده عمل ميكنند.اصلا بعيد نميدانم در داغ كردن دعواي سرد قديمي عمدي هست و يك عده هر طور هست نميخواهند اين قضيه تمام شود. هم از آن طرف و هم از اين طرف؛ موقعيت و هويتشان بسته به دعوا و غوغاست. واقعا كاري ندارم كدام طرفي هستيد. از سر صدق اما از شما خواهش ميكنم سكوت كنيد و كار را بسپاريد دست كاردانان شوراي عالي امنيت ملي و تا آنجا كه مقدور است كمك كنيد تا اين قصه تمام شود
شباهت بر سر چی؟
هومن جعفری در ستون طنز جهان صنعت از قول رییس شورای شهر تهران نوشته هماکنون ۱۰۰ تا ۲۰۰ ساختمان مانند پلاسکو داریم و بر این خبر افزوده: بنده متوجه معنای اصلی این جمله نمیشوم ! این ۱۰۰ تا ۲۰۰ ساختمان در چه چیزی شبیه پلاسکو هستند؟ در مصادرهای بودن؟ در اینکه به بنیاد تعلق داشته و به امان خدا رها شده باشند؟ در اینکه سیمکشی ساختمانهایشان متعلق به زمان تیرکمان شاه باشد؟ در اینکه آتشنشانی به آنها هشدار خطر داده باشد و توجه نکرده باشند؟ اگر کمی بیشتر توضیح بدهند ممنون میشویم!











