|
صدای شما: آيا با مميزی فيلم موافقيد؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
به نظر می رسد هنر و انديشه، هميشه و همه جا با مميزی و نظارت محشور بوده است. بسياری آن را لازم و ضروری می دانند و برخی آن را يکسره باطل می انگارند. با اين همه اغلب به دليل دست و پا گير بودن قواعد، به شکل جاری آن معترضند و دنبال مفری از اين تنگنا می گردند. همنشينی هنرمند با مميزی مثل زندگی آدم معلولی است که از داشتن اندامی محروم است. او برای زندگی روش خاصی را بر می گزيند و نظام زيست او ويژگی هايی غيرمتعارف دارد. بسا که با توانا شدن عضو از کار افتاده، تعادل اين نظام به ظاهر نامتعادل به هم می ريزد و اطمينان او از کف می رود. کوری که بينا می شود، افليجی که توانا می شود ...همان وضعی که اوايل سالهای 1990 بر فيلمسازان و هنرمندان اروپای شرقی رفت که از بند مميزی دولتی خلاص شده بودند. گويی آنان به طناب سخت تری گرفتار شدند و آن نظام سرمايه سالار بود. نظارت، مميزی، سانسور، خطوط قرمز، منطقه ممنوعه... به رغم تفاوت ظاهری لحن و لهجه، همگی به مفهوم مشترکی اشاره دارند. می توان از نقطه نظر فلسفی و بحث در وادی جبر و اختيار، بسيار به معانی ظاهری و باطنی اين مفهوم پرداخت و اضطرار و تحول و تکامل آن را تحقيق کرد. مميزها اول به دل کارگردان ها لطمه ميزنند و بعد به دل تماشاچی ها. در بيشتر کشور ها مسايل سياسی مورد مميزی قرارمی گيرند ولی در ايران انواع سانسور ها، چه در زمينه سياسی و چه در زمينه های اجتمايی صورت می گيرد. بطوريکه نويسندگان فقط درباره ازدواج می نويسند. در آخر بايد بگويم در ايران با کشيدن اين خط قرمز ها می خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند. محسن - تهران مسلمه که موافقم، اصلا چه معنی داره که يک نفر هر چی دلش بخواد بگه و بسازه. تازه اينا به کنار اين همه آدم از سانسور دارن نون ميخورن. ابتکار فيلمسازها رو هم زياد کرده. حامد - تهران مواردی مانند سانسور و تحريم به هيچ وجه قابل قبول نيستند چون جلوی رشد تفکر جديد را می گيرد به دو صورت: ۱. آگاه نشدن به تمام نکات مطلب و در نتيجه از بين رفتن آن بخش برای بيننده و از بين رفتن هدف کلی فيلمساز ۲. مدام جلب موضوعات مورد سانسور شدن و توجه بيش از حد به چنين مواردی... شهاب برادران ديلمقانی - تهران تاريخ ثابت کرده که توسل به زور و ايجاد خفقان پايدار نبوده و تنها در يک مقطع زمانی جواب داده است. رژيم ايران هم شايد جزو آخرين دسته از حکومت هايی باشد که برای حفظ بقای خود از اين راه قديمی استفاده ميکند. اينکار از بعد فرهنگی هم به ضرر مردم است چون يکدست بودن توليدات و از صافی عبور دادن آنها جلوی ديد باز را ميگيرد. امين کيان - تهران اگر مميزی فيلم در باره مسائل ضداخلاقی باشد بله به نظر من نه تنها لازم بلکه واجب می باشد (مانند فيلمهای آبگوشتی قبل از انقلاب) اما اگر به منظور سياسی باشد عملی اشتباه می باشد. البته در اروپا و قلب آزادی، هم کتاب و هم فيلمها مميزی و سانسور می شود. آيا واقعا به کسی در اروپا اجازه داده می شود تا فيلمی بر ضد واقعه (هولوکاست ) ساخته شود و کتابی در اين باره چاپ شود؟ رضا - تهران به نظر من سانسور هنر و به طور خاص فيلم اصلا کار معقولی نيست. چون با اين کار اجازه تفکر به انسان داده نمی شود و مخاطب نمی تواند فيلم خوب يا بد را از هم تشخيص دهد و احيانا فيلم مورد نظر خود را ببيند. حسين - تهران |
مطالب مرتبط سينمای ايران در دوره اصلاحات02 اوت، 2005 | فرهنگ و هنر گفتگو با عباس کيارستمی به مناسبت بررسی آثار او در لندن29 آوريل، 2005 | فرهنگ و هنر کيومرث پوراحمد: فعلا فقط منتظريم و نگران16 اوت، 2005 | فرهنگ و هنر سکوت ميان دو فکر 17 ژوئن، 2004 | فرهنگ و هنر كتاب در گيرودار مميزی، قانون، سليقه و تفسير29 نوامبر، 2003 | فرهنگ و هنر جايزه برای طيف رنگارنگ مبارزه با سانسور28 مارس، 2004 | فرهنگ و هنر 1400 سند مميزی کتاب در ايران گرينويچ 13/02/2002 | فرهنگ و هنر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||