|
کيومرث پوراحمد: فعلا فقط منتظريم و نگران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
کيومرث پوراحمد يکی از پرکارترين فيلمسازان پس از انقلاب است. فيلمهای تاتوره، بی بی چلچله ، صبح روز بعد، خواهران غريب و شب يلدا در کنار مجموعه های تلويزيونی قصه های مجيد و سرنخ از مهمترين آثار او در طول بيش از 30 سال فعاليت او در سينمای ايران هستند. او علاوه بر اين، تعدادی زيادی فيلم کوتاه و بلند ديگر نيز در کارنامه هنری خود دارد. پوراحمد همچنين از مهمترين کارگردانان سينمای کودک و نوجوان است و چندين فيلم کوتاه و بلند برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان ساخته است. بسياری از فيلهای او از جمله مجموعه تلويزيونی آيندگان و قصه های مجيد و فيلمهايی بلندی چون گاويار، لنگرگاه و به خاطر هانيه از آثار معتبر سينمای کودک و نوجوان ايران هستند. در سفر اخيری که او به بريتانيا آمده بود پای صحبتش نشستيم و درباره وضعيت سينمای ايران در آستانه روی کار آمدن دولت جديد با او گفتگو کرديم. به عنوان يک فيلمساز دوران رياست جمهوری محمد خاتمی را که به نوعی مسائل فرهنگ و هنر را در صدر امور خود قرار داده بود چگونه ارزيابی می کنيد.
در اوايل دوره آقای خاتمی اوضاع مسائل فرهنگی کمی بهتر بود و من شخصا آقای خاتمی و اصلاحات او را جدی گرفتم و همزمان با روی کار آمدن آقای خاتمی به خانه سينما رفتم و در کانون کارگردانان و ديگر بخشهای خانه سينما از جمله شورای هيئت داوری و شواری پروانه ساخت بسيار فعال بودم. چون سيف الله داد، معاونت سينمايی وزارت ارشاد سعی می کرد که اختيارات را به اصناف خانه سينما واگذار کند من عمده فعاليتم را در کارهای اجرايی سينمای کشور متمرکز کرده بودم. اما متاسفانه به علت تمرکزم بر فعاليتهای صنفی و اجرايی فرصت فيلمسازی را عملا در سالهای ابتدايی دولت آقای خاتمی که زمان خوبی برای فيلمسازی بود از دست دادم و فقط يک فيلم، (شب يلدا) در اين مدت ساختم. البته در طول اين هشت سال من دو فيلم ديگر ( گل يخ و نوک برج) ساختم که در اين ميان فقط شب يلدا فيلم دلخواه من بود. دو فيلم ديگر فيلمهايی نبودند که ساخت آنها برای من در اولويت بوده باشد و صرفا از روی اجبار ساخته شده اند. از آنجايی که طرحهای ديگری که داشتم تمايل تهيه کنندگان را برای سرمايه گذاری در پی نداشت، مجبور به ساخت اين فيلمها شدم که هم برای خودم و هم برای تهيه کننده کم خطرتر باشد و دچار سانسور و مميزی نشود. با نزديک شدن به پايان رياست جمهوری هشت ساله آقای خاتمی، وضعيت عرصه فرهنگ و هنر به تدريج به دوران پيش از روی کار آمدن دولت آقای خاتمی تبديل می شد و نظارت و کنترل بر مسائل فرهنگی شدت می گرفت که با روی کار آمدن دولت آقای احمدی نژاد نگرانی ما در اين خصوص بيش از پيش شده و انتخاب وزير ارشاد و معاونت سينمايی او برای ما اهميت خاصی دارد. به هر صورت در حال حاضر فقط منتظريم و نگران. آيا اصولا اين سختگيری و يا به طور کلی سانسور و مميزی که به آن اشاره کرديد، از ابتدای کارتان در سينما تاثيری بر روند فيلمسازی شما گذاشته است؟
ما به دليل اينکه در سانسور زاده و بزرگ شديم، ياد گرفته ايم که چگونه از کنار آن بگذريم. به هر حال سانسور جلوی خلاقيت و نو آوری را می گيرد ولی به هر حال ما ياد گرفته ايم آن را به صورت يک اصل موجود در کارمان بپذيريم. اين سانسور مختص به جمهوری اسلامی نيست. در پيش از انقلاب نيز ما دچار سانسور بوديم. حتی می توان گفت که در پيش از انقلاب کنترل و مميزی بيشتر بود چرا که پس از انقلاب فضايی ايجاد شد که اجازه فعاليت بيشتری به فيلمسازان می داد. اما به تدريج شکل سختگيری ها تغيير پيدا کرد و انواع ديگر سانسور جايگزين سانسورهای پيش از انقلاب شدند. به هر حال روند فيلمسازی ما ادامه پيدا کرد و گاهی فضای بيشتری برای ساختن طرحهايی دلخواه مان بوده و گاهی مجبور بوديم از ساخت طرحهای مورد علاقه مان چشم پوشی کنيم و يا آنها را با شرايط زمان تعديل کنيم. در آثار شما گونه های مختلفی از سينما ديده می شود، از لحاظ کيفی نيز آثار شما متفاوتند، برای مثال فيلمی مانند بی بی چلچله در ابتدای فعاليت فيلمسازی تان هنوز از آثار برجسته کارنامه هنری شما محسوب می شود که کمتر موفقيت اين فيلم در آثار بعدی شما تکرار شد آيا موضوع باز هم ناشی از شرايط دوره های مختلف زمانی است؟ بخش عمده ای از فيلمهای اوليه من درباره کودکان و برای کودکان است که طبعا اين گونه فيلمها کمتر دچار مميزی می شوند و دست من برای ساخت اين فيلمها بازتر بوده است. مثلا در مجموعه قصه های مجيد نوع کار به گونه ای بود که به ندرت با سانسور مواجه شدند. اما فکر نمی کنم که کارهای اوليه من بهتر از کارهای جديد ترم باشند. فيلم شب يلدا که در سال 1380 ساخته شد به گمان خودم يکی از بهترين فيلمهايم است. البته افت و خيز در آثارم را قبول دارم. شما فکر می کنيد مشکل سينمای ايران تنها به مميزی و نظارت دولتی بر می گردد و يا عوامل ديگری نيز در اين زمينه دخيل است.
يکی از مهمترين مشکلات اصلی سينمای ايران بازار محدود داخلی است. يک بازار محدود داخلی با تعدادی اندک سينما. جمعيت ايران نسبت به پيش از انقلاب دو برابر شده در صورتيکه تعداد سينما نسبت به آن زمان نصف شده است و همين تعداد سينما هم از استاندارد لازم برخوردار نيستند. صندلی، آپارات، صدا و تصوير سينماهای موجود وضعيت خوبی ندارند و بسياری از آنها قابليت جذب خانواده ها را ندارند. گران بودن بليت سينما، در دسترس بودن تازه ترين فيلمهای روز جهان بر روی سی دی و يا دی وی دی و وجود شش شبکه تلويزيونی داخلی همراه با ده ها شبکه ماهواره ای همه مجموعه ای است که باعث می شود مردم رغبت کمتری برای سينما رفتن داشته باشند و سال به سال از تعداد کسانی که به سينما می روند کاسته می شود که اين موضوع بخش اقتصادی سينما را از رونق انداخته است. آيا راه حلی برای اين مشکل و نجات سينمای به اصطلاح ورشکسته وجود دارد؟ راه حلهای مختلفی وجود دارد؛ يک بخش سانسور و مميزی است که با توجه به اينکه سينمای ايران در نفس خود يک سينمای دولتی محسوب می شود، اين مميزی طبعا وجود خواهد داشت. بخش ديگر ساختن سالنهای نمايش و سينماست که از سوی آقای (محمد مهدی) حيدريان معاونت سينمايی پيگيری شده و پيشترفتهايی هم داشته است. ولی هنوز تا رسيدن به ايده آل راه زيادی در پيش است و بايد سينماهای بيشتری ساخته شود تا جوابگوی جمعيت فعلی ايران باشد. يک بخش ديگر نيز گسترش بازار داخلی است و با بازار محدود موجود، سينما در همين اندازه خواهد ماند. به هر حال سينما يک بخش صنعتی هم دارد که اين صنعت نيازمند پول و سرمايه گذاری است. اگر اين سرمايه از سوی بخش خصوصی تامين شود ما شاهد يک سينما مستقل خواهيم بود ولی اگر قرار باشد اين پول فقط از طريق دولت تزريق شود طبيعتا دولت سهم خود را از اين سرمايه گذاری خواهد خواست که نظارت دولتی را در پی خواهد داشت که اين نظارت نهايتا دست و پای فيلمساز را می بندد. آيا سياستهای صدا و سيما نيز در اقتصاد سينمای ايران تاثير گذار است؟ سياستهای تلويزيون در قبال سينما بيشتر بستگی به مديران صدا و سيما داشته است. مثلا اينکه رئيس صدا و سيما چه کسی و با چه طرز تفکری بوده و رابطه اش با وزير ارشاد و معاونت سينمايی چگونه بوده، در سياستگذاری کلی اين سازمان موثر بوده است. برای پخش تبليغهای سينمايی از طريق تلويزيون، اين سازمان بعضا سليقه ای عمل کرده است. برخی فيلمها با اينکه پروانه نمايش دارند ولی آن فيلم را بايد مسئولان تلويزيون نيز تائيد کنند تا بتواند از طريق تلويزيون تبليغ شود. و اگر آن فيلم مورد تائيد مسئولان تلويزيون واقع نشود يا تبليغ آن پخش نمی شود و يا در فراهم کردن شرايط مناسب پخش آن سختگيری می شود. فکر می کنيد با روی کار آمدن دولت جديد و در صورت همسو بودن وزارت ارشاد و صدا و سيما و همکاری اين دو نهاد با هم، کمکی به رشد اقتصادی سينما و تشويق مردم برای سينما رفتن خواهد شد؟ بستگی دارد که اين همسو شدن چه تاثيری داشته باشد. اگر اين همسو شدن به اين معنی باشد که برخی اشخاص و برخی افکار و ديدگاه کنار گذاشته شوند قطعا تاثير ناخوشايندی خواهد داشت و وضعيت را سخت تر خواهد کرد. اما اگر اين همسو شدن در جهت مثبت باشد می تواند فضا را بازتر کند و وضعيت سينما و فيلمسازی را بهتر کند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||