صنعت گاز شیل؛ راه حلی نجات بخش یا دلخوشکن

منبع تصویر، BBC World Service
- نویسنده, ریچارد اندرسون
- شغل, گزارشگر اقتصادی، بی بی سی
با کاهش شدید هزینههای تولید انرژی در پی توسعه منابع نفت و گاز شیل، بقیه کشورهای جهان با حسرت به این کشور نگاه میکنند.
تنها چهار سال پیش، قیمت گاز در اروپا تقریبا با آمریکا قابل مقایسه بود، اما حالا سه برابر بیشتر از آمریکا است. قیمتها در ژاپن پنج برابر آمریکاست. طبیعی است که کشورهای سراسر جهان سهم خود را از این منابع میخواهند. دولتهای مختلف، از بریتانیا و لهستان گرفته تا چین و آرژانتین، رویای تولید انرژی ارزان را در سر دارند. برای بسیاری از آنها امنیت منابع انرژی به اندازه ارزانی آنها اهمیت دارد. خیلیها به این نتیجه رسیده اند که شیل چاره کار است. اما آیا انقلاب گاز شیل در آمریکا در بقیه جهان هم قابل تکرار است؟
'تجربه شکست خورده'
لهستان قرار بود در زمینه شیل گاز الگوی بقیه اروپا باشد، اما به گفته استورات الیوت، سردبیر شرکت پلاتس (ارائه کننده اطلاعات صنعتی)، "تجربه لهستان تاکنون با شکست همراه بوده است". شرکتهای انرژی عمده آمریکایی که تصور میکردند با منابع فراوان و دولتی مشتاق طرف هستند، وارد میدان شدند. آنها امیدوار بودند که بتوانند موفقیتهای داخلیشان را در خارج هم تکرار کنند. برای سال ۲۰۱۳ بهرهبرداری از ۳۰ تا ۴۰ چاه برنامهریزی شده بود. اما تا به امروز تنها یک چاه به اندازهای گاز تولید میکنند که استخراج از آن صرفه اقتصادی داشته باشد.
شرکتهای اکسون موبیل، تالیسمن و ماراتن همگی از پروژهها خارج شده اند، ولی شرکتهای شورون، کونوکو فیلیپس و سان لئون هنوز مشغول تلاش هستند. بخش زیادی از تقصیر به گردن دولت لهستان انداخته شده است. به گفته پروفسور پل استیونز، محقق ارشد اندیشکده چتم هاوس، دولت لهستان دچار "طمع و حماقت" شد. نظام مالیاتی سختگیرانه و اصرار بر اینکه شرکتهای خارجی کار را با همکاری شرکای محلی پیش ببرند، تأثیر زیادی در کاهش علاقه این شرکتها داشت. البته دولت اخیرا قوانین خود را تغییر داده تا برای سرمایهگذاران خارجی جذابتر باشند.
اما پروفسور استیونز میگوید که مسأله مهمتر برای کل صنعت شیل اروپا اظهارات مدیرعامل شرکت اکسون موبیل بود. رکس تیلرسون گفت که آن فناوری که تا آن حد در آمریکا موفق بود، در زمین لهستان کاری از پیش نمیبرد.
'سوء ظنهای بسیار'
دولت بریتانیا هم در زمره دولتهایی است که امید زیادی به صنعت شیل بسته، اما در چهار سال گذشته تنها چند چاه آزمایشی حفر شده است. در آمریکا پیش از آنکه دستاندرکاران این صنعت متقاعد شوند که صنعت گاز شیل مقرون به صرفه است، بیش از ۱۰۰ چاه حفر شد. بخش زیادی از بیعملی دولت ناشی از مخالفت افکار عمومی با استفاده از فراکینگ (شکستگیهای هیدرولیکی) و توقف ۱۸ ماهه عملیات حفاری بهدلیل نگرانی از ارتعاشات زمین است.
جان ویلیامز، مدیر ارشد شرکت مشاوره مدیریت پویری، میگوید: "سوء ظنهای زیادی در این مورد وجود دارد و به همین خاطر مقررات سختگیرانهای باید وضع شود. همه چیز باید به بهترین نحو انجام شود و با هرگونه تخلفی بشدت برخورد شود. به همین دلیل هم ما هنوز پیشرفت چندانی نداشته ایم." مخالفت با این روش به این زودیها کم نخواهد شد. نگرانی از آلودگی آب، زلزله و ایجاد اختلال در زندگی جوامع روستایی ذهن عموم را بهخود مشغول کرده، اما کارشناسان میگویند که شاید این نگرانیها نابجا باشد.
پروفسور استیونز میگوید: "این حرف که فراکینگ به منابع آب آسیب میرساند، بیاساس است و هرگونه اختلالی به نسبت کوتاه مدت خواهد بود."
ابراز نگرانیها در مورد وقوع زلزله هم همیشه وسیلهای برای رد گم کردن بوده است. پروفسور استیونز میگوید: "نگرانیهای مشروعی مثل اینکه با فاضلاب این تأسیسات چه باید کرد وجود دارد، چون این آب حاوی فلزات سنگین و مضر است. مسأله دیگر هم خروج متان گیرافتاده در دل زمین است که هیچ نمیدانیم مقدار آن چقدر خواهد بود."
پروفسور استیونز همچنین خاطرنشان میکند که گاز شیل ممکن است کمتر از زغالسنگ و نفت آلوده کننده باشد، اما هنوز یک سوخت فسیلی است. او میگوید: "اگر کوچکترین امیدی به جلوگیری از افزایش دو درجهای دمای زمین داریم، قطعا سوزاندن گاز چاره آن نیست. دور شدن سرمایهگذاریها از انرژیهای تجدید پذیر هم از دیگر نگرانیهای واقعیاست."

منبع تصویر، BBC World Service
مخالفتها به بریتانیا محدود نمیشود. در سراسر جهان اعتراضاتی برگزار شده، و سال گذشته فعالان زیستمحیطی از بیش از ۲۰ کشور در روز جهانی مبارزه با فراکینگ شرکت کردند. فرانسه این تکنیک را ممنوع کرده، و در آلمان، رومانی و بلغارستان هم استفاده از آن موقتا متوقف شده است.
تحقیقات ابتدایی
اما مخالفت مردم تنها یکی از عواملی است که جلوی توسعه بهرهبرداری از شیل را میگیرد. دلیل شدیدتر بودن مخالفتها در اروپا این است که تراکم جمعیت در این قاره از آمریکا بیشتر است و در آمریکا مردم آشنایی به مراتب بیشتری با عملیاتهای استخراج نفت و گاز دارند. علاوه بر این، مقررات زیستمحیطی در اروپا به مراتب سفت و سختتر است.
علاوه بر این، سرمایهگذاری دولتی در تحقیق و توسعه در خارج آمریکا نسبتا اندک بوده است. دولت آمریکا در اوایل دهه ۱۹۸۰ میلیونها دلار صرف تحقیقات علمی پایه کرد، اما کمیسیون اروپا از این صنعت میخواهد که خودش در تحقیق و توسعه سرمایهگذاری کند. انجام چنین کاری به هیچ وجه قطعی نیست. هرچه که باشد، صنعت شیل آمریکا یکشبه بهوجود نیامده، بلکه در یک دوره ۲۵ ساله به تدریج شکل گرفته است.
پروفسور استیونز میگوید که مسأله حق مالکیت هم از اهمیتی کلیدی برخوردار است. در آمریکا، صاحبان املاک معمولا مالک منابع معدنی زیر زمین خانهشان هستند. در نتیجه، آنها میتوانند در قبال دریافت مبلغی حق اکتشاف و استخراج را به شرکتهای انرژی واگذار کنند. در اروپا معمولا منابع معدنی به دولت تعلق دارند و هیچکس به یک شرکت انرژی اجازه نمیدهد به همین راحتی زمین را بشکافد.
به این مسائل موضوع مناسب بودن بافت زمین شناسی بسیاری از کشورها و نبود زیرساخت و خط لوله را هم اضافه کنید. روشن است که در خارج از آمریکا موانع موجود در راه ایجاد یک انقلاب در این صنعت پرشمار و بزرگ هستند.
همچنین سوالاتی درباره تأثیر نهایی شیل بر بهای انرژی در اروپا وجود دارد. در سراسر این قاره بازار انرژی به شکلی عمل میکند. پیشبینیهای شرکت پویری نشان میدهد که بهای عمده فروشی گاز بین سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۵۰ ممکن است ۶ تا ۱۴ درصد از حالا پایینتر باشد، و قیمت برق هم شاید ۳ تا ۸ درصد ارزانتر شود. البته تأثیر آن بر هزینههای خانوارها کمتر خواهد بود، چرا که قیمت عمده فروشی تنها یکی از اجزاء تشکیل دهنده قبضهای انرژی است. این ارقام نشان میدهند که تأثیر شیل بر قیمتهای انرژی در اروپا به مراتب کمتر از آمریکا خواهد بود.
اهداف بلند پروازانه
کشوری که دورنمای صنعت شیل در آن روشنتر به نظر میرسد، چین است. آقای الیوت میگوید: "تقاضا برای گاز در چین به شدت افزایش خواهد یافت و به نظر میرسد که این کشور میلیاردها دلار در صنعت شیل سرمایهگذاری کند."
دولت برنامه دارد که تا سال ۲۰۲۰ ظرفیت تولید گاز شیل خود را به یکسوم ظرفیت تولید کنونی آمریکا برساند.

منبع تصویر، BBC World Service
کارشناسان معتقدند که این هدف دستکم بلند پروازانه است، اما بافت زمینشناسی مناسب، داشتن نیروی کار ارزان، موانع قانونی به مراتب کمتر، و مخالفت نسبتا کمتر افکار عمومی چین را در وضعیت بهتری قرار میدهد.
مسأله اصلی کمبود آب است. منابع شیل چین در شمال غربی این کشور واقع شده اند و این منطقه بسیار خشک و کمباران است. آقای الیوت میگوید که این مسأله یکی از "موانع عمده" بر سر راه چین است. با وجود طرحهای بزرگ دولت، تاکنون همه تلاشهای چین برای بهرهبرداری از منابع عظیم شیل خود نتیجهای در بر نداشته است. در واقع، در حالی که در آمریکا هزاران چاه شیل وجود دارد، در بقیه جهان تنها تعداد انگشتشماری چاه وجود دارند که در مقیاس تجاری گاز تولید کنند.
آقای ویلیامز معتقد است که چین برای اینکه بتواند از شیل مقدار قابل توجهی انرژی تولید کند، دستکم به ۸ تا ۱۰ سال زمان نیاز دارد، و به این زودیها نخواهد توانست از این طریق بر قیمت کلی گاز تأثیر بگذارد. این در حالیست که در این کشور موانع نسبتا کمی در راه ورود به این صنعت وجود دارد.
در بقیه کشورهای جهان، هرگونه تولید قابل توجه گاز شیل در چنین بازههای زمانی کاملا غیرواقعبینانه است. پروفسور استیونز میگوید: "۵ تا ۱۰ سال آینده را که فراموش کنید. شاید در ۱۵ تا ۲۰ سال آینده اتفاقی بیفتد." به این ترتیب، ممکن است انتظارات دولتهایی که میخواهند از شیل بهعنوان راه حلی برای قیمتهای بالای انرژی و امنیت عرضه استفاده کنند، غیرواقعبینانه باشد. شاید شیل آن نجاتبخشی نباشد که خیلیها به آن امید بسته اند.











