لویه جرگه؛ 'افغانستان درآستانه یک تصمیم مهم است'

ناظران
    • نویسنده, شاه حسین مرتضوی
    • شغل, مشاور رئیس جمهوری افغانستان

در این مطلب که برای صفحه ناظران فرستاده شده، نویسنده که مشاور رئیس جمهور افغانستان است، معتقد است که "روند جنگ و صلح افغانستان پس از امضای توافق طالبان و آمریکا مسیر دیگری در پیش گرفت." و در باره ضرورت تدوین جرگه در این برهه زمانی می‌گوید:"برخی موانع جدی وجود دارد که ضرورت به تصمیم و خرد جمعی افغان‌ها دارد."

.

منبع تصویر، GMIC

توضیح تصویر، محمداشرف غنی در سخنرانی افتتاحییه جرگه برای رهایی ۴۰۰ زندانی طالبان

طالبان پس از امضای توافق با آمریکا در دو عرصه جنگ و رایزنی سیاسی بیشتر فعال شدند. در عرصه نظامی جنگ‌ها شدت بیشتر یافت و در عرصه سیاسی روزنه‌های جدیدی برای طالبان گشوده شد.

در این طرف حکومت افغانستان برای مدت طولانی درگیر رقابت‌های سخت و نفس‌گیر انتخاباتی بود. مهمتر از همه اجماع سیاسی داخلی برای دست یابی به صلح با مشکل مواجه شد و در سطح منطقه نیز اجماع منطقه‌ای عملا از بین رفته بود.

رهبران سیاسی طی سال‌های گذشته به شوق حکومت موقت یا اهداف دیگر در مسکو، پاکستان، تهران، ترکیه و... پشت دروازه‌های نشست‌های صلح صف کشیدند. هیچ یک از رهبران سیاسی و رهبران مطرح دورنمای روشن برای صلح نداشتند. نقشه راه هم برای رسیدن به این هدف وجود نداشت.

'صلح به مالکیت افغان‌ها'

برای نخستین‌بار رییس جمهور غنی در نشست‌های کابل و ژنو نقشه صلح را مطرح کرد. قبل از آن همیشه طرح‌های صلح از سوی کشورهای بیرونی طرح و تدوین می‌گردید.

درهمین راستا نیز رئیس جمهور غنی نشست‌های متعددی را با اقشار مختلف برگزار کرد تا به هدف کلی برای پیام‌ها و اهداف اساسی صلح دست پیدا کند. چنانچه جرگه مشورتی صلح در دو سال قبل پیام روشنی را برای حکومت در قالب یک اعلامیه رسمی ترسیم کرد. اعلامیه جرگه قبل مبنای عمل حکومت برای تعقیب روند صلح شد.

چرا حالا جرگه؟

افغانستان اکنون در یک مرحله حساس قرار گرفته است. عصر تصمیم فرا رسیده است. گام‌های اساسی و مهم برای شروع مذاکره آغاز شده است. برخی موانع جدی وجود دارد که ضرورت به تصمیم و خرد جمعی افغان‌ها دارد. لویه جرگه‌ها تجربه‌های بزرگ و تاریخی برای افغانستان است. همه اقشار می‌توانند با حضور در جرگه اراده خود را تمثیل کنند. در جرگه موجود از دورافتاده‌ترین نقطه کشور و از همه اقوام و اقشار نمایندگانی حضور یافته است. نقش اصلی جرگه مشورت‌دهی است.

مشورت‌های لویه جرگه حکومت را در گرفتن تصمیم‌های سخت و هم‌چنین ادامه مسیر صلح کمک می‌کند. افغان‌ها در این شرایط بیش از هرچیز به پیام‌های واحد ضروت دارد. اجماع سیاسی و پیام واحد، حکومت و مردم را در طرح مطالبات اساسی‌اش یاری می‌کند. حالا جدا از سوال‌هایی‌ که برای اعضای جرگه طرح شده است. حضور بیش از ۳۰۰۰ تن از سراسر کشور و حمایت‌های جریان‌های مختلف سیاسی نشانگر اجماع در پیوند به پروسه صلح است. اعلامیه‌‎های تمام رهبران مطرح سیاسی و جریان‌های فعال نشان یک فصل جدید و اجماع سیاسی در پیوند به پروسه صلح است.

هزینه جنگ و صلح

سوال اساسی این است که برای رسیدن به صلح چه هزینه‌های داده می‌شود. نقطه انعطاف کجا است و خط سرخ مردم و حکومت در کجا قرار دارد؟ در چند مورد حتی معیاری‌ترین نظر سنجی هم صورت گیرد توافق جمعی وجود دارد.

نخست اینکه همه از جنگ خسته شده اند. همه تاکید بریک راه حل معقول و باعزت دارد. همه ترس از تکرار رویداد‌های تلخ گذشته دارد. همه نمی‌خواهند که افغانستان به عقب برگردد. تاکید همه بر حفظ دست‌آوردها و توسعه آن است.

تجربه دو سال قبل آتش بس نشان داد که مردم با تمام نفرتی که از طالبان دارند، هنوز هم آغوش شان برای رسیدن به صلح باز است. کسی فعلا بر طبل جنگ نمی‌کوبد. در عین حال کسی دست تسلیمی به طالبان هم بلند نخواهد کرد. طالبان جنگ‌های سختی را تحمیل کرده اما اراده مقاومت نیز در برابر این گروه بی‌نهایت قوی است.

قربانی‌های مردم بی‌نهایت زیاد، سخت و سنگین است. شما از هر سرک و خیابانی عبور کنید، آثار جنگ و جنایت و حمله به ذهن‌تان خطور می‌کند. هر فامیلی را سوال کنید از قربانی‌های جنگ صحبت می‌کند.

با تمام این‌ها افغان‌ها برای هزینه صلح باید صحبت و گفتگو کنند. جرگه این فرصت را فراهم کرده تا روی هزینه صلح نیز تبادل نظر شود. واقعا دربدل کدام انعطاف صلح بدست می‌آید؟ در بدل چه چیزی افغان‌ها به این مهم دست پیدا خواهند کرد. اکنون نگرانی‌ها و اختلاف نظر وجود دارد. برخی ترس از یک معامله دارد. برخی ترس از بازگشت به گذشته دارد. برخی ترس از دور زدن قانون اساسی دارد. برخی ترس از دست دادن ارزش‌های قانون اساسی دارد. حالا چگونه می‌توان به مردم اطمینان داد که حکومت به سوی صلح می‌رود، اما در عین حال ارزش‌های بدست آمده نابود نخواهد شد، بلکه توسعه خواهد یافت. اطمینان و اعتماد مردم در این لحظه‌های سخت و دشوار اساس کار به شمار می‌رود. در این میان حقوق زنان، آزادی بیان، فعالیت آزاد احزاب و جامعه مدنی و دیگر حقوق شهروندی همیشه به حیث موضوعات مهم مطرح شده است.

خط سرخ، نقطه انعطاف

حکومت و طالبان قطعا برای مذاکرات خود نقشه راه در نظر گرفته اند. حتما روی مباحث اساسی هفته‌ها و ماه‌ها بحث خواهند کرد. چنانچه آمریکا و طالبان پس از ۱۸ ماه به یک توافق رسیدند. کار امریکا و طالبان راحت و روی موضوع‌های محدود بود. اما طالبان و حکومت روی مسایل به مراتب مهم و جدی بحث خواهند کرد. ما انتظار نداریم که جریان مباحث در همه حالت به روال عادی ادامه یابد. احتمال سختی‌ها و دشواری‌ها در جریان مباحث وجود دارد. همانگونه که احتمال جنگ‌های سخت و تخریب‌های هدفمند نیز وجود دارد. جریان‌ها و کشورهای در پیرامون ما وجود دارند که نفع خود را در بی‌ثباتی افغانستان می‌دانند.

صلح و انتخابات آمریکا

شماری براین باوراند که قطار صلح افغانستان به دلیل انتخابات آمریکا سرعت بیشتری گرفته است. در این شکی نیست که آمریکا در افغانستان حضور قوی و موثر داشته است. درعین حال زیان‌های بزرگی را نیز متحمل شده‌اند. توقعات ما از آمریکا باید منصفانه و واقع‌بینانه باشد.

به هرحال آمریکا یک روز افغانستان را ترک خواهد گفت. برای منافع سیاسی خود رویکردهای متفاوت در پیش خواهد گرفت. مهم منافع جمعی و سیاسی مردم افغانستان است. افغانستان روابط استراتیژیک با آمریکا دارد. در عین حال افغانستان به این موضوع نیز واقف است که باید در درازمدت روی پای خود ایستاده شده و برای همیشه امکان ندارد بار دوش جهان قرار داشته باشد.

اما نکته اساسی این است که صلح افغانستان خواست و مطالبات اصلی مردم افغانستان است. قبل از انتخابات آمریکا نقشه صلح افغانستان مطرح شده بود. در این هم شکی نیست که این رویداد برای آمریکا نیز دستآورد مهم است. رییس جمهور غنی از همان آغاز گفت کوشش می‌کند تا هزینه‌های جنگ از دوش آمریکا کمتر و برطرف شود.

با این همه واقعا معلوم نیست که آمریکا پس از انتخابات رویکرد اش در قبال طالبان چه خواهد بود؟ اما برای مردم افغانستان چرخش آمریکا در امضای موافقت‌نامه قطر هنوز با سوال‌هایی همراه است. برخی حتی در تردید اند که واقعا آمریکا در خط حمایت از موافقت نامه استراتژیک با حکومت عمل خواهد کرد یا در خط توافق نامه با طالبان؟ مهم‌تر از همه این سوال مطرح است که طالبان و آمریکا چگونه پس از این همه نبردها به یک اعتماد نسبی دست یافته و این اعتماد دوام خواهد یافت.

نگرانی‌‎های پس از صلح

ترس اصلی شروع یا دوام مذاکرات صلح نیست. ترس تداوم جنگ در جریان گفتگو یا حتی پس ازتوافق صلح است. اگر واقعا توافق نامه صلح عادلانه نباشد. یا این احساس خلق شود که عدالت قربانی صلح شده است. امکان خلق مقاومت در برابر صلح در نقاط مختلف کشور وجود دارد. شاید گروه‌های زیادی باشند که روی نقطه مقاومت تمرکز کند.

درعین حال گروه‌های تروریستی و ایدیولوژیک نیز در ختم هر توافق با جریان‌های مخالف درونی همراه می‌شود. هم اکنون بخش از نسل طالبان رهبران خود را بابت توافق با آمریکا یا شروع مذاکره متهم به خیانت می‌کنند. این شبکه‌ها فردا می‌توانند بدل به جریان‌های فراگیر و خطرآفرین باشد. در عین حال هنوز معلوم نیست که شبکه‌های تروریستی دیگری که زیر چتر طالبان ظهور کرد به کجا خواهد رفت و چه موقفی در پیش خواهند گرفت.

فصل سخت تصمیم گیری

حکومت افغانستان اکنون در مرحله سخت تصمیم گیری قرار دارد. تمام جریان‌های سیاسی و مردم افغانستان در جرگه مشورتی جمع شده اند تا حکومت را در این تصمیم سخت مشورت داده و یاری رساند. این مهم است که زنان و مردان افغانستان از دور افتاده‌ترین نقطه کشور به رغم تمام خطرات به کابل آمده اند تا در این تصمیم مهم سهم داشته باشند. هم‌چنان مهم است که مادر چند شهید می‌گوید که برای رسیدن به صلح آماده گذشت است. تاکید می‌کنند که نمی‌خواهند به گذشته برگردند. بلکه با آینده‌نگری به فصل‌های آینده نگاه می‌کنند.

حالا انتظار همه از وضعیت موجود شروع مذاکره و آتش‌بس است. اگر این مهم تحقق پیدا کند یک قدم بزرگ است. در عین حال نکته اساسی این است که آیا افغانستان نوین و نسل جدید که طعم دموکراسی را چشیده اند در فردای پس از توافق جامعه طالبان را هضم خواهند کرد یا خیر؟

جمهوریت و طالبان

سرانجام حامیان جمهوریت و امارت در یک بحث جدی ظاهر خواهند شد. رییس جمهور غنی فعلا در خط اول دفاع از جمهوریت قرار دارد. حضور مردم در جرگه و انتخابات نشان داد که جمهوریت حامیان قوی دارد.

در عین حال حامیان امارت نیز وجود دارند. انتظار همه این است که حامیان جمهوریت و امارت با گفتگوی‌های سازنده فصل جدید را خلق کنند. به سال‌ها جنگ و خشونت نقطه پایان داده و روزنه‌های امید را در افق زندگی‌ها باز کنند.