چگونه ودکا کرملین را شکست داد

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, مهدی شبانی
- شغل, روزنامه نگار
وقتی از روسیه حرف میزنیم، نوشیدنیهای الکلی، به صورت ویژه ودکا، از اولین چیزهای است که به خاطر میآید.
در فرهنگ عامیانهی روسیه «مار سبز» اشارهای بین فرهنگی به ودکاست و این نوشیدنی الکلی همواره حضوری پررنگ و اغلب تعیین کننده در تاریخ این کشور داشته است.
اما الکلیسم در دوران روسیهی تزاری، اتحاد جماهیر شوروی و پس از فروپاشی آن، همیشه یکی از معضلات اجتماعی این کشور بوده است. اگر کسی یک بار به روسیه سفر کرده باشد و یا ادبیات و سینمای روسی را دنبال کرده باشد، تصویر الکلیهایی که روی نیمکتهای شکستهی پارک و یا پلههای ایستگاه قطار نشسته، سیگار میکشند و در این فکر هستند که نوشیدنی بعدی آنها از کجا میآید و آیا توانایی تهیه آن را دارند یا نه، برایشان تصویری بسیار آشناست.
اما علاوه بر علاقهی بسیار روسها به نوشیدن ودکا، این نوشیدنی الکلی در تاریخ سیاسی روسیه و اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی هم نقش مهمی داشته است.
بسیاری از تحلیلگران آغاز فروپاشی شوروی را نه فاجعهی اتمی «چرنوبیل» که دورهی «اصلاحات الکلی»، معروف به «قانون خشک» که در سالهای میانی دهه هشتاد میلادی و دوران رهبری میخائیل گورباچف اجرا شد، میدانند.

منبع تصویر، Getty Images
اما نقش و تاثیر ودکا در سیاست روسیه تنها به دوران پایانی حیات اتحاد جماهیر شوروی ختم نشده و به زمانی بسیار قبلتر برمیگردد.
ودکا از تزاریسم تا کمونیسم
بنا به یک باور قدیمی روسی، «ولادیمیر کبیر»، شاهزادهی روسی در قرن دهم میلادی، اسلام را به دلیل ممنوعیت الکل، به رسمیت نشناخت. از نظر تاریخی، ساخت و فروش الکل همیشه در روسیه به عنوان منبع درآمد پذیرفته شده و حتی مورد تشویق هم قرار گرفته است.
در قرن شانزدهم «ایوان مخوف»، تزار روس، برای کمک به پر کردن خزانهی خود اقدام به راه اندازی کابکهایی (میخانه) در شهرهای بزرگ کرد. برآوردها نشان میدهد تا سال ۱۸۴۸ یک سوم از مردم روسیه به این میخانهها بدهی داشتند. همچنین تا سال ۱۸۶۰ حدود ۴۰ درصد از درآمد دولت روسیه از فروش الکل تامین میشد و تا مدتهای طولانی انحصار تولید و فروش ودکا در اختیار دولت و منحصر به مسکو بود.
هر چند بخش زیادی از درآمد دولت تزاری از طریق مالیات بر فروش ودکا تامین میشد، اما در دوران حکومت آخرین تزار روسیه مشکلات سوء مصرف الکل به اوج خود رسیده بود. نوشخواری در میان طیف های مختلف جامعه، از کارگران تا سربازان بسیار نگرانکننده بود و کارگران و کشاورزان الکلی بازدهی بسیار پایینی داشتند.

منبع تصویر، Getty Images
وضعیت نوشخواری و اعتیاد به الکل در سالهای پایانی قرن هجدهم آنچنان وخیم بود که لئو تولستوی، بعد از دوران بیبندبار و همیشه مست جوانی خود، انجمنی به نام «اتحاد علیه مستی» را تاسیس کرد و امیدوار بود به تمام بطریهای ودکا برچسبی از اسکلت و جمجمه چسبانده شود. او حتی در مذمت نوشخواری در سال ۱۸۹۰ رسالهی «چرا مردمان تن به حماقت میدهند» را نوشت.
در ارتش هم برآورد اوضاع اسفناک بود. از سربازان ساده تا افسران رتبه بالا، همگی درگیر مشکل سوء مصرف الکل بودند. بسیاری از مورخان یکی از دلایل شکست خونبار ارتش امپراتوری روسیه از ژاپن در جنگ منچوری سال ۱۹۰۵ را الکلی بودن ارتش روسیه دانستهاند. منابعی روایت کردهاند که دلیل شلیکهای سنگین روسها به سمت ارتش ژاپن نه فقط کشتن ژاپنیها که دزدیدن الکل از اجساد سربازان ژاپنی بوده است.
در نهایت در سال ۱۹۱۴ و با شروع جنگ جهانی اول، «نیکلای دوم» تزار روسیه فرمانی مبنی بر محدودیت مصرف الکل صادر کرد. البته دلیل اصلی این محدودیت، رساندن الکل کافی به سربازان جبهه برآورد میشد، اما این طرح هم مانع از سقوط آخرین خاندان رومانفها نشد.
انقلاب کمونیستی؛ الکل و انسان طراز نوین
۲۷ سال پس از رسالهی تولستوی و با ظهور انقلاب اکتبر، نگاه به الکل در بین حاکمان کرملین تغییر کرد. یکی از اولین اقدامات دولت انقلابی پس از سرنگون کردن تزار و به قدرت رسیدن بلشویکها به رهبری لنین، اعمال محدودیتهای جدی در مورد مشروبات الکلی بود.
لنین که یکی از اولویتهایش مسئلهی حفظ سلامت اجتماعی بود، رابطه خوبی با الکل نداشت. او که قبل از انقلاب گفته بود : «مرگ بر فروش ودکا ارجح است!»، سریعاً پس از تصرف قدرت در اکتبر سال ۱۹۱۷، محدودیت ساخت و تولید الکل را آغاز کرد.

منبع تصویر، Getty Images
در همان سالهای اولیهی انقلاب، دستور به ملی کردن تمام تاسیسات و انبارهای مشروبات الکلی داده شد. در سال ۱۹۱۹ حزب کمونیست دستور ممنوعیت تقطیر الکل-خانگی در هر اندازه و با هر درصدی را اعلام کرده و نقض این قانون مشمول حداقل ۷ سال محکومیت کار اجباری در اردوگاههای سیبری بود.
با این حال، در سال ۱۹۲۵ ودکا باز هم جای خود را در فروشگاههای دولتی شوروی باز کرد. استالین برای ایجاد درآمد بیشتر، مجدداً فروش انحصاری الکل توسط دولت را در دستور کار قرار داد.
از این تاریخ به بعد در عین حال که الکل توسط دولت تامین میشد و در فروشگاههای دولتی به فروش میرسید اما مبارزه با الکلیسم و محدود کردن مصرف الکل، سالهای متمادی یکی از معضلات اصلی حزب کمونیست بود. در سالهای ۱۹۵۸ و ۱۹۷۲ دو طرح مبارزه با الکلیسم انجام شد، اما واپسین جنگ کرملین با نوشخواری در دوران شوروی، با روی کارآمدن میخائیل گورباچف از نسل جوان و اصلاحطلب حزب کمونیست، آغاز شد.
از «قانون خشک» تا فروپاشی شوروی
علیرغم اینکه خود رهبران حزب کمونیست عمدتا مشروبخور حرفه ای بودند، اما مصرف زیاد الکل را برای جامعهای کمونیستی مناسب نمیدانستند. «انسان طراز نوین» اصلیترین محور در ایدههای مربوط به جامعه و انسان در شوروی بود. هرچه در مجسمهها و پوسترهای اتحاد شوروی، مردان و زنانی با بدنهایی ورزیده و چشمانی نافذ که رو به آینده نگاه میکردند به نمایش گذاشته میشد، در جامعه واقعی الکلیسم و بیماریهای ناشی از آن بیداد میکرد. تخمین زده میشود در اوایل دهه هشتاد، دو سوم قتلها و جنایتها تحت تاثیر الکل بوده و رانندگان مست مسئول مرگ بیش از ۱۴،۰۰۰ نفر در تصادفات جادهای بودند.

منبع تصویر، Getty Images
گورباچف سالها بعد در این مورد گفت: «باید درک کنید که تا قبل از اجرای این محدودیتها مردم به صورت افراطی الکل مینوشیدند. برژنف دائما در حال دریافت نامههای بسیار تلخی از شهروندان شوروی بود که خبر از نوشخواری همگانی و والدین مستی که فرزندان گمشده خود را به یاد نمیآورند میداد. جدایی و طلاق همه جا بود.»
با مرگ برژنف و روی کار آمدن گورباچف، اولین اصلاحات سیاسی و اقتصادی او در سال ۱۹۸۵ با نام «اصلاحات الکلی» آغاز شد. این طرح شامل افزایش قیمت الکل، کاهش ۵۰ درصدی تولید و سهمیهبندی آن، بالا بردن سن قانونی مصرف به ۲۱ سال و جریمه سنگین برای نوشیدن الکل در محل کار و مستی در اماکن عمومی بود.
در پی اجرای این طرح، بسیاری از شرکتهای شرابسازی معروف تعطیل شده و صحنههای نوشیدن الکل در فیلمها سانسور شدند.
این طرح، اقتصاد شوروی را دستخوش پیامدهای فاجعهباری کرد. شکر و رب گوجه، به عنوان مواد اولیه تولید ودکای خانگی، نایاب شدند. ودکای دست ساز با نصف قیمت راهی بازار سیاه شد و آنهایی که قدرت خرید آن را نداشتند، به ساخت الکل با وسایل عجیب و غریبی چون ادوکلن، شامپو و واکس روی آوردند.
این اصلاحات بیش از آن که بر مصرف الکل تاثیر بگذارد، اقتصاد شوروی را تحت تاثیر قرار داد. دولت ۱۲ درصد از کل بودجهاش که حاصل از فروش محصولات الکلی بود را از دست داده و تاثیرات اقتصادی این طرح بیش از ۱۰۰ میلیارد روبل برآورد شد.
هرچند این کمپین به طور موقت در کاهش سرانه مصرف الکل و بهبود آمار امید به زندگی و کاهش میزان جرم موفق بود، اما در بین مردم بسیار منفور بود. در نهایت این محدودیتها پس از دو سال به دلیل کسری فزایندهی بودجه و نارضایتی عمومی متوقف شد.
گورباچف ۳۰ سال بعد از تصویب قانون منع الکل، در مصاحبهای با روزنامه پراودا اذعان کرد: «به نظرم کارزار ضد الکلیسم اشتباه بود. تعطیل کردن فروشگاههای مشروبات الکلی به ویژه در مسکو، بسیار افراطی بود. همه جا صفهای طویلی به وجود آمد و باعث افزایش تولید غیرقانونی الکل خانگی شد. ما باید مبارزه طولانی مدت با الکلیسم انجام می دادیم ولی نه اینگونه.»
البته به نظر او، این ممنوعیتها تاثیر مثبتی هم به جا گذاشت: « این محدودیت اثرات مثبتی نیز داشت. میزان مرگ و میرها کاهش یافت و میزان زاد و ولد بالا رفت. در سالهای کمپین ضد الکلیسم حدود ۱.۶ میلیون نفر کمتر جان خود را از دست دادند. تعداد حوادث صنعتی و جادهای به طرز چشمگیری کاهش یافته بود. »
میتوان گفت که اصلاحات الکلی یکی از اولین اقداماتی بود که سلسلهی زنجیرواری از حوادثی را رقم زد که اقتصاد ویران به همراه سایر عوامل سیاسی و اجتماعی در نهایت در سال ۱۹۹۰ منجر به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شد.
مشت آهنین پوتین بر سر ودکا
پس از فروپاشی شوروی و تاسیس جمهوری فدراتیو روسیه به رهبری بوریس یلتسین، که خود معتاد به نوشیدن الکل بود، معضل الکلیسم در روسیه نه تنها کاهش نیافت که رو به گسترش گذاشت.
مطالعهای که بین سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۱ انجام شد، نشان میدهد که مرگ ۵۲ درصد از افراد سنین ۱۵ تا ۵۴ سال، به نوعی در ارتباط با سوء مصرف الکل بوده است. همچنین آمار سال ۲۰۰۹ خبر از مرگ بیش از ۵۰۰،۰۰۰ نفر در اثر مصرف الکل میدهد.
در سال ۲۰۰۰ ولادیمیر پوتین، حاکم چندین سالهی اخیر کرملین، هم به سنت مرسوم پیشینیان خود، به مبارزه با الکلیسم پرداخت و به نظر میرسد برخلاف همیشه، اینبار سیاستهای پوتین تا حدودی موثر بوده است.
آمار سازمان بهداشت جهانی نشان میدهد در فاصله بین سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۶ میلادی مصرف الکل در روسیه ۴۳ درصد کاهش یافته است. این کاهش مصرف الکل باعث افزایش سن امید به زندگی مردان روس از ۵۷ سال در سال ۱۹۹۰ به ۶۸ سال در سال ۲۰۱۸ شده است.
علیرغم موفقیتهای سیاستهای ضد الکلی ولادیمیر پوتین، میتوان گفت هیچ دولتی نتوانسته است مسئله الکلیسم در روسیه را به صورت ریشهای حل کند. ودکا در روسیه مسئلهای اجتماعی ، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و شخصی است. در طول تاریخ رهبران و مسئولین از طیفهای مختلف سیاسی به جنگ این معضل رفتهاند، اما در نهایت وزنهی سیاسی خود را از دست داده و از صحنهی سیاسی روسیه حذف شدهاند.











