|
تجلیل از بهرام بیضایی در خانه هنرمندان ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
به همت مجله بخارا و با حضور جمع زیادی از هنرمندان و نويسندگان و در ميان استقبال گرم دوستداران ادبيات و هنر، پنجم دی مراسمی به مناسبت شصت و هشتمين سالروز تولد بهرام بیضایی، کارگردان سينما و تئاتر، فیلمنامه و نمایشنامه نویس و پژوهشگر ادبيات نمايشی ايران در خانه هنرمندان ايران برگزار شد. خانه هنرمندان تاکنون چنين ازدحامی به خود نديده بود. استقبال چنان بود که نه تنها در سالن های بتهوون و ناصری برای روی زمين نشستن يا ايستادن جا نبود، بلکه راهروها و سالن ها هر دو طبقه خانه هنرمندان مملو از علاقمندان بود. مراسم با سخنان بهروز غريب پور مدير خانه هنرمندان آغاز شد. وی با تشبيه بيضايی به تخت جمشيد گفت می توان او را ناديده گرفت يا حتی يکی از ستون هايش را به سرقت برد، اما نمی توان انکارش کرد. او از اعتماد به نفسی که آثار بيضايی به جامعه ايران داده با تحسين ياد کرد. سپس علی دهباشی سردبير ماهنامه بخارا پس از خير مقدم گفت: 51 سال از نگارش نسخه اولیه 'آرش' می گذرد و این قلم درطول نیم قرن علیرغم مشکلات و کارشکنی ها، همچنان نوشته است. پس از سخنان دهباشی، فیلم کوتاهی در باره مرور آثار سینمایی بیضایی ساخته واروژ کریم مسیحی، سامان خادم و شهروز توکل به نمایش در آمد که در آن صحنه هایی از نه فیلم بلند و سه فیلم کوتاه بیضایی پخش شد.
مژده شمسايی بازيگر تئاتر و سينما و همسر بيضايی سخنران بعدی این مراسم بود که گفت چون عاشق بیضایی شده نمی تواند در باره بیضایی چیزی بگوید، در عوض بخش هایی از نمایشنامه'سهراب کشی مویه تهمینه'را که بیضایی شب قبل از مراسم، نگارش آن را به پایان رسانده بود، برای حاضران خواند. نثر زيبا و فاخر بيضايی و روخوانی دلنشين و با تسلط مژده شمسايی با استقبال پرشور حاضران روبرو شد. آيدين آغداشلو، نقاش و مدرس، بيضايی را آبروی نسل خود و نسل های بعدی ناميد و گفت بيضايی در جوانی به چهارراه بزنگاه تاريخ رسيد، چهارراهی که از سويی گذشته را به حال و از سوی ديگر شرق را به غرب متصل می کند و او در چنين جامعيتی با نيرويی زاينده و بالنده معنای دورانش و تمامی آن چيزی که از تاريخ و اساطير گذشته به او رسيده را تا به امروز همچون بار امانتی حمل کرده است. وی افزود بايد به بيضايی قوت قلب بدهيم و نيروی مان را به نيروی تمام نشدنی او متصل کنيم تا بداند که تنها نيست و بدانيم که تنها نيستيم. او تسلط بيضايی بر نثر فارسی را ستود و گفت باقيماندن زبان زيبا و فاخر فارسی و تداوم حياتش نه به خاطر لغاتی است که فرهنگستان ها وضع می کنند، بلکه به خاطر وجود بهرام بيضايی و مانندهای اوست که اين زبان را در پالايشی مجدد با حفظ معنا و حرمت زنده نگه می دارند.
آغداشلو از سانسوری که بر بيضايی و آثارش در بيست و چند سال گذشته حاکم بوده، انتقاد کرد و گفت برای من سبب تاسف است که به هنرمندی چنين نيرومند و کوشا و سرشار از افکار درخشان در تناقضی غم انگيز اجازه کار کمتری داده شده است. در حالی که این دهه، شایسته ترین دهه عمر اوست و او باید بتواند عالی ترین آثار خود را به ثمر برساند. آيدين آغداشلو با اشاره به سه نمايشنامه آخر بيضايی گفت می دانم در بعضی از آثار متاخر او دلتنگی، دل شکستگی و دادخواهی بسيار است. اما می خواهم با آخرين کلمه ای که افشين سردار شريف و بزرگوار ايرانی در نبرد با اعراب، پيش از آنکه بر سر دار رود، سخنانم را به پايان برم افشين در آخرین لحظه نگاهی به اطراف کرد و گفت: آسانيا، یعنی آسان است، این نیز بگذرد. بابک احمدی، نويسنده و منتقد با يادی از فرخ غفاری کارگردان هنرمند و بنيانگذار فيلمخانه ملی ايران که چند روز پيش در غربت غرب درگذشت، سخنان خود را آغاز کرد. او بيضايی را نويسنده و کارگردان برجسته ای در تئاتر و ادبيات نمايشی، سينماگری صاحب سبک و صاحب ادبياتی مستقل با زبانی زيبا و پژوهشگر و منتقدی که صراحت لهجه اش آسيب های بزرگی به او رسانده و جای مهمی در تاريخ معاصر دارد، ناميد. احمدی، با اشاره به فعاليت های سال های اخير بيضايی در حوزه شاهنامه گفت او به رغم آسيب های بسياری که ديده لحظه ای از کارش دست نکشيده، همواره مخالفت خود را با شرايط حاکم نشان داده، اما بعدها به اين نتيجه رسيده است که يکی از مهم ترين مشکلات ما نحوه زندگی ماست و با آثارش از ما می خواهد نحوه زندگی خود را تغيير دهيم.
بابک احمدی با اشاره به سانسور آثار بيضايی و کم کاری تحميلی بر او گفت خوشحاليم که هست و در ميان ما و در ايران زندگی می کند. خوشحاليم که در خيابان ها دزديده نشده و به سرنوشت دوستان ما ( اشاره به قتل محمد مختاری و محمد جعفرپوينده) دچار نشده و خوشحاليم که سايه اش بر سرماست. وی ضمن مقايسه ناسپاسی که بر بيضايی روا می شود با ناسپاسی ای که بر فردوسی روا شد، با خواندن بخشی از 'ديباچه نوين شاهنامه' نوشته بیضایی و درجایی که فردوسی از رنج خود سخن می گويد، سخنان خود را به پايان برد. وقتی بابک احمدی قسمتی از 'ديباچه نوين شاهنامه' را قرائت کرد، بهرام بيضايی بی اختيار گريست. متن سخنرانی محمود دولت آبادی، نويسنده سرشناس معاصر که عهد کرده تا وقتی سانسور بر هنر و فرهنگ ايران حاکم است اثری منتشر نخواهد کرد را اصغر همت بازيگر تئاتر قرائت کرد. دولت آبادی که خود در کنار بیضایی در این مراسم حضور داشت، در متن خود نوشته بود تئاتر نوين ايران با انقلاب فروريخت، اما اکبر رادی و بهرام بيضايی تاب آوردند. بيضايی در هر مجال اندک، حتی به کفايت يک نفس به صحنه درآمد و آنچه مقدور بود و توانست انجام داد. هرگاه صحنه تئاتر از او دريغ شد، در عرصه سينما به تلاش خود ادامه داد و چون اين يکی هم نشد، کتاب نوشت و پژوهش کرد.
به نظر دولت آبادی، بيضايی هنگامی سخن نو در تئاتر ايران به ميان آورد که هنگامه نمايش رئاليستی بود و بيضايی جوان با کنار گذاشتن اصول سه گانه ارسطويی و رئاليسم که در فضای محدود و تنگ آنها افسانه ها و اساطير ما جای نمی گرفتند، کوشيد پی افکن تئاتر ملی شود. دولت آبادی که به روزگار جوانی و زمانی که بازيگر تئاتر بود، در نمايش ميراث بيضايی بازی کرده زبان او را در آثار نمايشی اش زبانی دانست که خواننده را به سوی ادبيات زلال و روان زبان دری و فضای لحن هزار و يک شب و بيدپای می کشاند. به باور دولت آبادی بيضايی سعدی ديگری است در زبان فارسی که زبان نياکان را برای صحنه نمايش امروزی کرده است. مهدی هاشمی بازيگر سینما و تئاتر نيز در سخنانی از سوی پنهان و طنزپرداز بيضايی سخن گفت و چند نکته طنزآميز رفتار او را در زمان نمايش 'کارنامه بندار بيدخش' برشمرد و دقايق متمادی جمعيت حاضر در سالن و بيضايی را خنداند. در آخر برنامه، بهرام بيضايی به روی صحنه آمد و گفت شايسته اين همه لطف بودن سخت است. او گفت از نمايش 'سلطان مار' به بعد تا 'کارنامه بندار بيدخش' عملا هيجده سال ممنوع الصحنه بودم.
بيضايی با اشاره به کسانی که موجب شدند او صحنه را ترک کند گفت اين افراد متاسفانه در حال حاضر مشاوران فرهنگی ايران در کشورهای مختلف هستند و پرسيد اين افراد از کدام فرهنگ می خواهند حمايت کنند و به ديگران معرفی کنند؟ بيضايی در اشاره به نمايش و فيلم هايی که ساخت آنها به دليل ممنوع بودن کار او مقدور نشده، گفت نمی خواهم گله گذاری کنم. اگر چه از بخشی از جامعه خشمگين هستم، اما در بخش ديگر جامعه ريشه دارم. بيضايی افزود هم نسلان من، دولت آبادی، فرخ غفاری، بابک بيات و کسانی ديگر خوب کار کرده اند و اميدوارم نسل های بعدی بهتر از ما کار کنند. او با قدردانی از حاضران سخنان خود را به پايان برد. |
مطالب مرتبط ابراز نگرانی از وضعیت آزادی بیان در ایران14 سپتامبر، 2006 | ايران گزارشی از مراسم انجمن نويسندگان و منتقدان خانه تئاتر 23 اوت، 2006 | فرهنگ و هنر هزار و يک شب به روايت شفاهی07 آوريل، 2006 | فرهنگ و هنر هشت سال تئاتر ايران با محمد خاتمی03 اوت، 2005 | فرهنگ و هنر تاثير سانسور بر ادبيات و هنر 24 نوامبر، 2004 | فرهنگ و هنر روايت بهرام بيضايی از شب هزار و يکم29 سپتامبر, 2003 | فرهنگ و هنر بزرگداشت حميد سمندريان گرينويچ 17/02/2003 | فرهنگ و هنر 1400 سند مميزی کتاب در ايران گرينويچ 13/02/2002 | فرهنگ و هنر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||