|
هزار و يک شب به روايت شفاهی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
روايت های شفاهی هزار و يک شب نوشته محمد جعفری ( قنواتی ) کتاب کم برگ و پرباری است که نشان می دهد اين قصه های با شهرت آفاق که گرد جهان گرديده و از بغداد و مصر سر در آورده تا چه حد ايرانی است و اصل و نسب ايرانی دارد. در عين حال نويسنده چنان بی طرفانه به قضيه می نگرد که می نويسد: « به گمان من تلاش برای وابستگیِ کامل هزار و يک شب با يک فرهنگ ويژه اعم از عربی، هندی يا ايرانی نمی تواند استدلال های علمی و قابل دفاعی به همراه داشته باشد زيرا متن و ساختار هزار و يک شب در مقابل چنين تلاش هايی سد غير قابل عبوری ايجاد می کنند». بهانه نوشتن کتاب، جستجوهای نويسنده در زمينه قصه است. وی که از چند سال پيش ثبت و ضبط قصه در مناطق جنوب ايران را دنبال می کند، در يکی از برنامه های ضبط متوجه می شود که راوی قصه ای کاملا منطبق با هزار و يک شب تعريف می کند.
در جستجوهای بعدی در می يابد که راوی کتاب هزار و يک شب را نمی شناسد و نامش را هم نشنيده است. سپس به نوارهای ديگر خود مراجعه می کند و قصه های ديگری را که با قصه های هزار و يک شب منطبق اند کشف می کند، آنگاه قصه هايی را که ديگران در کتابهای ديگر ضبط کرده اند، دنبال می کند و تصميم می گيرد تمام روايت هايی را که به نوعی منشاء هزار و يک شبی دارند به صورت کتاب مستقلی در آورد. کتاب البته تنها همين روايت ها نيست، بلکه در سه بخش تنظيم شده که بخش اول آن را مقدمه کتاب تشکيل می دهد. مقدمه جانانه ای که نشان می دهد که قصه های هزار و يک شب چه اندازه رگ و ريشه ايرانی دارد. وی اين رگ و ريشه را نه تنها در متون کلاسيک که در ادبيات شفاهی و در ميان مردم نشان می دهد و ترديدی باقی نمی گذارد که بيشتر يا بسياری از قصه های هزار و يک شب، اصل و نسب ايرانی دارد و هنوز هم در نواحی مختلف کشور بر سر زبان قصه گويان است و بدين ترتيب کوشش محسن مهدی را که « با انکار شباهت های اساسی تعدادی از قصه های هزار و يک شب با برخی از متون هند و ايرانی بر اصالت عربی بودن اين قصه ها و هم چنين خود کتاب » تأکيد می کند ( ۱ )، بر باد می دهد.
با وجود اين متواضعانه می گويد « به همان ترتيب که نمی توان با استناد به گفته های مسعودی و ابن النديم اين کتاب [ هزار و يک شب ] را در هیأت فعلی آن، يک کتاب ايرانی ناميد، همچنين نمی توان با استناد به قصه هايی که ترديدی در عربی بودن آنها وجود ندارد، آن را کتابی تام و تمام عربی محسوب کرد ». بخش دوم کتاب « درباره روايت های کتاب » نام گرفته و نويسنده در آن به برخی قصه های هزار و يک شب پرداخته و نشان داده که قصه هايی را که خود او در جنوب ايران ضبط کرده، پيش از او در ايران به وسيله چه کسان ديگری و در کدام نواحی ثبت و ضبط شده و مشابهت ميان آنان چيست يا تفاوت ميان آنها کدام است. اين بخش حقيقتا خواندنی است و اصل و نسب قصه ها را نه تنها در ادبيات شفاهی بلکه همچنين در متون کلاسيک ايران از شاهنامه گرفته تا طوطی نامه و داستان های عاميانه دنبال می کند.
بخش سوم کتاب قصه ها و حکايت ها نام دارد و در آن نويسنده دوازده قصه و حکايت را از زبان مردم جنوب نقل می کند. نقل قصه ها و حکايت ها به شکل زنده يعنی به همان صورتی است که در زمان ضبط نوار و بر سر صحنه گذشته است. يعنی اگر نويسنده يا ديگران در زمان نقل قصه دخالت کرده و چيزی گفته اند، آن دخالت ها و گفته ها نيز نقل شده است. مشخصات کتاب روايت های شفاهی هزار و يک شب ۱ - Muhsin Madi – the Thousand and one nights – New York ۱۹۹۵ |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||