|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
روايت بهرام بيضايی از شب هزار و يکم
لادن پارسی گروه نمايش « ليسار» نمايش شب هزار و يکم را به کارگردانی بهرام بيضايی به دوستداران نمايش در ايران پيشکش کرده است. نمايشنامه شب هزار و يکم نوشته بهرام بيضايی است و هم او اين نمايش را در سه پرده کارگردانی کرده است. نزديک به شش سال از آخرين باری که بيضايی اجازه يافت تا نمايشی را به روی صحنه ببرد، می گذرد. بيضايی آخرين بار در بهار۱۳۷۷ دو نمايشنامه کارنامه بنداربيدخش نوشته خودش و بانو آئويی را به طور همزمان در سالن چهارسو و سالن قشقايی واقع در تئاتر شهر به روی صحنه برد. او در سال 1358 نمايش مرگ يزدگرد را به اجرا گذاشت. نمايش شب هزار و يکم، نمايشی است در سه پرده کاملا مجزا که به نقل سه روايت از آخرين شب از داستان های هزار و يک شب می پردازد. رواياتی که نقطه اتصال و اشتراک آنها، همانا ماجرای شکل گيری اوليه و اتفاقاتی است که بر هزار و يک شب می گذرد. بهرام بيضايی در مورد داستان های شب هزار و يکم بيضايی چنين نوشته: "نمايش نخستين شب هزار و يکم/۱ – نمونه پيشين و گم شده افسانه ضحاک (اژدهاک) بازسازی شده ؛ داستان گفته نشده شاه ضحاک و همسرانش شهرناز و ارنواز؛ که نويسنده فکر می کند سرچشمه اصلی داستان پايه ای و بنيادين کتاب نابود شده « هزار افسان » است."
"نمايش دوم شب هزار و يکم/۲ – داستان گفته نشده مترجم گمنامی است که هزار افسان از پارسی به عربی برگرداند و نام آن الف ليله و ليله کرد؛ کتابی که قرن ها بعد در بازگرداندن دوباره به پارسی نام هزار و يک شب گرفت." "نمايش سوم شب هزارويکم/۳ – حتما چند دهه پس از تاريخ چاپ بازگردان هزار و يک شب به فارسی –۱۲۸۰ ه. ق- می گذرد و به روزگار ما نزديک تر است؛ و داستان گفته نشده سرانجام زنی است که هزار و يک شب خواند." بيضايی اين بار نيز با وفاداری و با نگاهی عميق و کاوشگر به فرهنگ ايران زمين به نقل روايت خود از آنچه که طی قرون متمادی بر سر کشور، ملت و فرهنگ ايران آمده، پرداخته است. در متن چاپی نمايشنامه شب هزار و يکم، بيضايی با نثری فاخر و کلاسيک درباره « شهرزاد » چنين می نويسد: « نام نامی اش شهرزاد است. خواهری دارد؛ دين آزاد. دختران وزيرند گويا. پادشاه بدخيال هرشب باکره ای تزويج می کند و صبح می کشد چاره می جويند. اين شهرزاد به تدبير خود همسر وی می شود يک شبه. اما به ياری دين آزاد هزار شب به سحر کلام سلطان را در خواب می کنند تا از کشتن دوشيزگان يادی نکند؛ و اين طور هزار و يک جوانه زن را از تيغ سياف و جلاد خلاصی می بخشد....»
در نمايش نخست و دوم، بازيگران نقش در نقش بازی می کنند و پی در پی تغيير نقش می دهند. در پرده نخست، پانته آ بهرام نقش های شهرناز، داستان گو، کوپال هند و پير زن پاريا را بازی می کند و بهناز جعفری به نقش های ارنواز، دستور، خواليگر، کوپال هند و همسرش جان می بخشد و حميد فرخ نژاد در نخستين بازی تئاتريش ضحاک را زنده می کند. اين پرده از نمايش به سبک تئاتر « نو» و کابوکی ژاپن و با حرکات نمايشی اين سبک از نمايش اجرا می شود. در نمايش دوم تماشاگران با درامی نفس گير و جذاب رو دررو می شوند. مژده شمسايی (همسر بيضايی) در نقش های خور زاد نيکرخ و محتسب، ستاره اسکندری در نقش ماهک و مير عسس و اکبر زنجانپور بازيگر قديمی تئاتر در نخستين همکاريش با بيضايی در نقش های شريف، عجمی يا پور فرخان و امير حرس ظاهر می شود. در نمايش سوم که داستان سر راست و کمدی دارد شبنم طلوعی نقش روشنک، شبنم فرهادجو نقش رخسان و علی عمرانی نقش ميرخان را بازی می کنند.
در نمايش دوم که نويسنده داستانی را بيهقی وار بازگو می کند با تقابل فرهنگ ايران و عرب رو به رو هستيم: داستانی بسيار پر کشش و نفس گير که تماشاگر را با خود تا به آخر می برد. بازی های مژده شمسايی و اکبر زنجانپور ( به ويژه در نقش شريف و پور فرخان) در اين نمايش تحسين برانگيز است. بيضايی با هوشياری تمام توجه تماشاگران را در پرده های اول و دوم به نمايش هايی سنگين، پيچيده، جذاب و نفس گير جلب می کند و در پرده سوم با کمدی ای نرم، تماشاگران را به آرامی از آن فضای نفس گير به در می آورد. طراحی صحنه و لباس يا با اصطلاحی که در متن بروشور نمايش آمده « طراحی پس آرايی وپوشاک» شب هزار و يکم را « ملک جهان خزاعی» به خوبی انجام داده است. موسيقی متن نمايش شب هزار و يکم، موسيقی ای خاص است که محمد رضا درويش آن را ساخته است. درويشی درباره اين موسيقی گفته است: « موسيقی نمايش شب هزار و يکم برمبنای رواياتی از مد « شور» و در يک نمونه « ماهور» و انواعی از مد « پنتاتونيک»تدوين شده است.... اين مدها در پهنه ای از شرق تا غرب و شمال آفريقا، اروپای قديم ، فرهنگ های عربی و حتا بوميان آمريکای شمالی، کانادا و استراليا زير بنای شکل گيری نغمه هايی در اين فرهنگ ها هستند... در تدوين اين موسيقی، علاوه بر استفاده از مدهای ذکر شده، به رنگ آميزی صداها نيز توجهی خاص شده است؛ از جمله : صداهای ناشناخته ی حاصله از ساز آرشه ای جديدی به نام ژاله که توسط رضا ژاله ساخته شده، صداهای حاصله از تارهای زهی ( روده ای ) به جای سيم های فلزی در تنبور و صداهای اخذ شده از سازهای نامتعارف ديگری چون سوتک سفالی، نی لبک، نی فلزی، کوزه، کاسوره، نقاره و ديگر سازهای شناخته شده ايرانی ....»
سالن نمايش چهار سو معمولا بدون پرده است و تماشاگران بسيار نزديک به صحنه می نشينند، اما در نمايش شب هزار و يکم پرده های مخمل صحنه را از قسمت تماشاچيان جدا می کند و همزمان با شروع موسيقی دو مرد جوان که لباس های ساده و همرنگی پوشيده اند با دست پرده ها را به کناری می زنند، درست مثل قصه های هزار و يک شب. انتشارات روشنگران نمايشنامه شب هزار و يکم را همزمان با اجرای صحنه ای آن منتشر کرده و در سالن انتظار و در قسمت فروش کتاب علاوه بر اين نمايشنامه، مجموعه ای از نمايشنامه های بعد از انقلاب بهرام بيضايی را عرضه کرده است. به روی صحنه رفتن نمايشی از بيضايی برای هنردوستان ايران فرصتی طلايی و غنيمتی بزرگ است، خاصه که او به سختی اجازه می يابد تا نمايشنامه هايش را به اجرا در آورد. استقبال تماشاگران و به خصوص جوانان از اين نمايش به حدی است که از ساعت دوازده ظهر برای خريد بليط در صف می ايستند و در سالن چهارسو نه تنها نيمکت ها کاملا پراز جمعيت می شود، بلکه تماشاگران با اشتياق تمام در راه پله ها و روی زمين جلوی صحنه می نشينند. بازيگران برای اجرای اين نمايش پنجاه و سه روز تمرين کرده اند و روی صحنه به خوبی می درخشند. طبق معمول نمايشنامه نويس و کارگردان بزرگ تئاتر ايران کاری بدون نقص ارائه کرده است. دستش درد نکند. نمايش شب هزار و يکم درساعت 30/5 هر روز، به جز شنبه ها آغاز می شود. اين نمايش تا ۱۶ آبان در روی صحنه خواهد بود. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||