|
بهاريه هايی از محمد زهری | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
محمد زهری در سال 1305 در روستايی از توابع شهسوار متولد شد. دوره دکترای ادبيات فارسی را گذراند. او در سال 1357 به فرانسه مهاجرت کرد و در اسفندماه 1373 چشم ار جهان فرو بست. از او مجموعه های شعری چون جزيره (1343)، گلايه (1345)، شبنامه (1347)، ...و تتمه (1347)، مشت در جيب (1351)، پير ما (1356) منتشر شده است. چه کريم است بهار بر سر سبزه گسترده نشستم ــ اينک ــ تماشای بهار « آی، به صدايی که شنيد ليلاج بهار دور ليلاج بهار است تو مبادا که نيازی طلبی |
مطالب مرتبط پرنده - انسان شعری از محمد شمس لنگرودی29 مارس، 2006 | فرهنگ و هنر بهار، شعری از محمود کيانوش25 مارس، 2006 | فرهنگ و هنر 'ره آورد'، شعری از نوذر پرنگ24 مارس، 2006 | فرهنگ و هنر دو شعر نوروزی از جواد مجابی28 مارس، 2006 | فرهنگ و هنر 'بهار من' شعری از منوچهر نيستانی26 مارس، 2006 | فرهنگ و هنر 'بهار می شود'، شعری از سياوش کسرايی23 مارس، 2006 | فرهنگ و هنر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||