|
دو شعر نوروزی از جواد مجابی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جواد مجابی شاعر، نويسنده، پروهشگر، طنزپرداز و منتقد در مهرماه 1318 در قزوين متولد شد. او ليسانس حقوق، فوق ليسانس نقاشی و مجسمه سازی و دکترای اقتصاد دارد و پيش از انقلاب سال ها کارمند دادگستری و کارشناس فرهنگی وزارت فرهنگ و هنر بوده است. از 1347 تا 1358 دبير فرهنگی روزنامه اطلاعات و در اواخر دهه شصت سردبير مجله دنيای سخن بود. او در 40 سال گذشته و به ويژه در 20 سال اخير به شدت فعال بوده و تاکنون بيش از پنجاه عنوان از آثار او در زمينه شعر، داستان کوتاه، رمان، نمايشنامه و شناختنامه ادبی ساعدی و شاملو، پژوهش و... منتشر شده است. وقت، ماييم و ما جهان بهارانه آمديم پدرام و بشکوه بهارانه شاخ و برگ و بر برآورديم ماننده نيست در ملک نيمروز آرزو به فردا نظر ندارد در فضا 15 اسفند 84 تهران گواژه سفره بگستريد بر آسمان فرشتگان اگر آمدند نبايد پروای نام و ننگ کنند بر انگشت بلند بخت. ديريست دروازه های نيلی گشاده بوده فراخوانيد بر خوان گسترده سحر مهمانان شعر را. 15 اسفند 84 – تهران |
مطالب مرتبط 'عيد پول زرد و عروسک' بهاريه ای از سيمين بهبهانی27 مارس، 2006 | فرهنگ و هنر 'بهار من' شعری از منوچهر نيستانی26 مارس، 2006 | فرهنگ و هنر بهار، شعری از محمود کيانوش25 مارس، 2006 | فرهنگ و هنر 'بهار می شود'، شعری از سياوش کسرايی23 مارس، 2006 | فرهنگ و هنر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||