BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 13:46 گرينويچ - سه شنبه 21 مارس 2006
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
ای نوبهار عاشق، آمد بهار نو
سوسن
بهاریه ساختن در ادب فارسی رسم مرسومی است. ما برای روزهای نوروز چندين بهاريه از شاعران قديمی و معاصر برگزيده ايم که در روزهای آينده در همين صفحه خواهد آمد.

تعدادی از اين بهاريه ها از برگهايی از شعر کلاسيک و معاصر فارسی ( از جمله آثاری از فريدون مشيری، سيمين بهبهانی، سياوش کسرايی، محمود کيانوش و ...) است که در سايت بازچاپ می شود و باقی اشعاری از شاعران معاصر ( چون سيدعلی صالحی، جواد مجابی و...) است که برای نخستين بار چاپ می شوند.

ما از میان بهاریه های مشهور زبان فارسی این شعر امیرالشعرا عمعق بخارایی شاعر سده ششم را به عنوان بهاریه اول برای نوروز امسال برگزیده ایم.

شعری عاشقانه که نظیر آن در ادبیات فارسی کم پیدا می شود و در آن شاعر از دوری یار شکوه می کند و از جان سختی آدمی در برابر وقایع روزگار و نیروی عادت، ناله با شکوه سر می دهد. شعری که تنها نشان دهنده رقت احساس و سوز دل شاعر نیست، نشان می دهد قدما در شناخت احساس آدمی تا چه حد ژرف رفته اند.

از امیرالشعرا عمعق بخارایی دیوان کم برگی باقی است که در آن شعر جان سوز کم نیست. وی در سال 543 هجری درگذشته است.

امیرالشعرا عمعق بخارایی

ای نوبهار عاشق، آمد بهار نو

خیز ای بت بهشتی آن جام می بیار
که اردیبهشت کرد جهان را بهشت وار

نقش خورنق است همه باغ و بوستان
فرش ستبرق است همه دشت و کوهسار

این چون بهارخانه چین پر ز نقش و چین
وآن چون نگارخانه مانی پر از نگار

آن افسر مرصع شاخ سمن نگر
وان پرده موشح گلهای کامگار

گلبن عروس وار بیاراست خویشتن
ابرش مشاطه وار همی شوید از غبار

آن لاله بین نهفته درو آب چشم ابر
گویی که جامهای عقیق است پر عقار

یا شعله های آتش تیز است اندر آب
یا موج های لعل بدخشی است در بهار

یک باغ لعبتان بهشتی شدند باز
آراسته به در و گهر گوش و گوشوار

یک کوهسار نعره نخجیر جفت جوی
يک مرغزار ناله و الحان مرغ زار

هامون ستاره رخ شد و گردون ستاره بخش
صحرا ستاره بر شد و گلبن ستاره بار

ای نوبهار عاشق آمد بهار نو
من بنده دور مانده از آن روی چون بهار

گرد وداعگاه تو ای دوست روز و شب
داوود وار مانده خروشان و سوگوار

پیرامنت به آب دو دیده چو آبگیر
پیراهنت ز خون دلم همچو لاله زار

نی در وصال روی تو ای دوست دسترس
نی بر دریغ و حسرت هجران تو قرار

هر قطره ای کز آب دو چشمم فرو چکد
گردد ز آتش دلم اندر زمان شرار

روزی هزار بار به پیش خیال تو
دیده کنم به جای سرشک ای صنم نثار

از تو به یاد روی تو خرسند گشته ام
زان پس که می بداشتمت در دل استوار

گر یک نفس فراق تو اندیشه کردمی
گشتی ز بیم هجر تن و جان من فگار

اکنون تو دوری از من و من زنده مانده ام
سختا که آدمی است بر احداث روزگار

ما را چو روزگار فراموش کرده ای
جانا شکایت از تو کنم یا ز روزگار

شرطی است مر مرا که نگیرم به جز تو دوست
عهدی است مر مرا که نخواهم بجز تو یار

گر کالبد به خاک رساند مرا فراق
در زیر خاک باشمت ای دوست دوستدار

لالهبهار آمد
صفحه ويژه نوروز 1385
گلبهار و شاعران
نگاهی گذرا به چند شعر بهارانه
.ترانه های بهاری
بهار و جلوه های دل انگيز آن در شعر و موسيقی ايران
گل زرد در باور برخی از افغانها، نشانه جدايی استآن روزها بهار
آنگاه که شاعران بهاريه های حزن می سرودند
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران