BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 12:08 گرينويچ - دوشنبه 27 مارس 2006
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
'عيد پول زرد و عروسک' بهاريه ای از سيمين بهبهانی
سيمين بهبهانی
سيمين بهبهانی يا آنگونه که دوستدارانش خطاب می کنند، سيمين خانم 28 تيرماه 1306 در تهران متولد شد.

او در محيطی فرهنگی رشد کرد. در سه سالگی به کودکستان آمريکايی ها رفت و پس از دبيرستان، تحصيل در رشته های مامايي و زبان و ادبيات فارسی را ناتمام گذاشت و حقوق خواند.

سيمين بهبهانی در دوران قبل از انقلاب به دليل نوآوری هايش در غزل به بانوی غزل ايران شهرت داشت. ترانه سرايی هم می کرد. گاهی هم رد پای تالمات اجتماعی در اشعارش ديده می شد.

اما در اوايل دهه شصت پس از انتشار چند شعر در جنگ چراغ و پس از آن با انتشار دفتر شعر خطی از سرعت و آتش سيمين بهبهانی تولدی ديگر يافت.

او با چنان توانايی مضامين اجتماعی را با غزل که اصولا قالبی عاشقانه است، درآميخت و چنان حساسيت انسانی از خود در برابر جنگ و صدمات ناشی از آن، فقر و هر آنچه شايسته و بايسته انسان و وطن نيست، نشان داد که به حق شاعر ملی ايران لقب گرفت.

سيمين بهبهانی در سال 1331 مدال بين المللی صلح برای شعر، لوح تقدير پژوهش های زنان امريکا را به عنوان زن سال در 1377، جايزه سازمان نظارت بر حقوق بشر و مدال کارل فون اسيتيسکی را در سال 1378 دريافت کرده است.

عيد پول زرد و عروسک

عيد پول زرد و عروسک
عيد کفش برقی و دامن
عيد ترک مشق و دبستان
عيد شاد کودکی من

تنگ قاب و سبزی گندم
تنگ آب و سرخی ماهی
در ميان آينه پيدا
رقص شمع رنگی روشن

خط زعفرانی مادر
نقش ساز کاسه چينی
هفت سين هفت سلامش
يک سبد ز سنبل و سوسن

درشدن به قلعه ی ياسين
حرز چارتاق کتانی:
بل که از بلا بگريزی
در پناه خانه ی ايمن

عيد خاله عفت و مرجان
دست های ناز و نوازش
درشکنج زلفک نرمم
بر فراز سر شده خرمن

عيد سينمای سعادت
داستان شرلی کوچک
من روانه در پی مادر
پيش چشم نازی و لادن

عيد جمع عيدی خويشان
در ميان کيسه بندی
با هزار بار شمردن
باز و باز و باز شمردن...

*

آه، عيد تازه ی نورس !
بازگو که عيدی من کو
من هميشه کودک شادم
بی گمان نه پير و نه کودن:

شرح می دهد دل گرمم
آفتاب قلب اسد را
کولی قبيله کوچم
بی خبر ز سردی بهمن
جامه دلبرانه پسندم
زين سبب به عطف و سجافش
پولکی نهم پی پولک
سوزنی زنم پی سوزن

نامه عاشقانه نويسم
تا زشور قصه عشقم
در زمان ز سکه بيفتد
قصه منيژه و بيژن.

عيد تازه ! من به تو مانم:
گر هزار سال برانم
سوی خستگی ننهم پا
با شکستگی ندهم تن –

عمرم آن زمان که سر آيد
گر بهار نو ز در آيد
عيد کودکی ز دو چشمم
سر کشد به جانب روزن.

لالهبهار آمد
صفحه ويژه نوروز 1385
گلبهاريه
'ره آورد' شعری از نوذر پرنگ
گلبهاريه
'خوش به حال غنچه های نیمه باز' شعری از فريدون مشيری
گلبهاريه
ای نوبهار عاشق، آمد بهار نو - شعری از امیرالشعرا عمعق بخارایی
گلبهار و شاعران
نگاهی گذرا به چند شعر بهارانه
مطالب مرتبط
'بهار من' شعری از منوچهر نيستانی
26 مارس، 2006 | فرهنگ و هنر
بهار، شعری از محمود کيانوش
25 مارس، 2006 | فرهنگ و هنر
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران