'دایره' در آپارات
این هفته در آپارات فیلم 'دایره' ساخته جعفر پناهی بهنمایش درمیآید.
درباره فیلم

منبع تصویر، aparatcirclenew
'دایره' فیلمی افشاگرانه درباره وضعیت بخشی از زنان در جامعه ایران است. فیلم متشکل از چند داستان خطی است و حکایت دورهای از زندگی دختران و زنان ایرانی است که در یک جامعه مردسالار و بسته زندگی میکنند. فیلم از یک زایشگاه در تهران شروع میشود که خبر تولد دختری در آن اعلام میشود. خبری که برای خانوادهاش خوشآیند نیست. داستان با روایت چند دختر رها شده از حبس دنبال میشود که به دنبال برگشت به خانهشان هستند، جایی که کسی با لبخند به استقبال آنها نمیآید. داستان با روایت زن دیگری که تازه از زندان گریخته و قصد دارد که به کمک همسلولی سابقش جنین چند ماههاش را سقط کند، ادامه پیدا میکند و در آخر به حکایت زنی که دخترش را از سر استیصال بر سر راه می گذارد و دستگیر میشود ختم میشود.
ویژگی فیلم
تسلط فیلمساز بر ابزار سینما، ساختار منسجم و هندسی فیلم، در کنار تمرکز بر مشکلات زنان در ایران ،'دایره' را تبدیل به یکی از آثار درخشان سینمایی ایران در این سالها کرده است. فیلم در سال ۲۰۰۰ جایزه شیر طلایی جشنواره بینالمللی فیلم ونیز را از آن خود کرد و در جشنوارههای بسیار دیگری هم در سطح جهانی درخشیده ولی تا به حال در ایران به نمایش عمومی در نیامده است.
درباره کارگردانان

منبع تصویر، aparatjafarpanahi
جعفر پناهی متولد ۱۳۳۹ در میانه و فارغالتحصیل رشته تولید فیلم از دانشکده صدا و سیمای تهران است. وی با ساخت چند فیلم کوتاه در مراکز تلویزیونی ایران در دهه شصت کارش را شروع کرد و سپس پس از دستیاری در یکی از فیلمهای عباس کیارستمی، اولین فیلم بلندش 'بادکنک سفید' را با فیلمنامهای از عباس کیارستمی ساخت که برای او جایزه دوربین طلایی جشنواره فیلم کن در سال ۱۹۹۵ را به ارمغان آورد. دو سال بعد از آن او فیلم 'آینه' را ساخت که موفق به دریافت یوزپلنگ طلایی در جشنواره لوکارنو شد . این دو فیلم که قهرمانان اصلی آنان کودکان خردسال هستند، تنها فیلم های بلند او هستند که موفق به دریافت پروانه نمایش در ایران شدند. او سپس در سال ۲۰۰۰ بر اساس فیلمنامهای از کامبوزیا پرتوی فیلم 'دایره' را کارگردانی کرد که مضمونی اجتماعی دارد و چرخشی در کارهای بلند او محسوب می شود. او با این فیلم برنده شیر طلایی جشنواره ونیز شد و سه سال بعد با بهرهگیری از گروهی از بازیگران غیرحرفه ای و فیلمنامهای از عباس کیارستمی فیلم 'طلای سرخ' را ساخت و توانست با این فیلم در پنجاه و ششمین دوره جشنواره فیلم کن برنده جایزه ویژه هیأت داوران و در سی و نهمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم شیکاگو جایزه بهترین فیلم را به خود اختصاص دهد. جعفر پناهی در ادامه فیلم 'آفساید' را میسازد که به موضوع ممنوعیت ورود دختران به استادیومهای فوتبال ایران میپردازد. این فیلم بهرغم اینکه همچون فیلمهای دیگر این فیلمساز در ایران به نمایش عمومی در نیامد ولی پناهی با این فیلم هم توانست موفقیتهای فیلمهای قبلیاش را در جشنواره های خارج از ایران تکرار کند و خرس نقرهای جشنواره فیلم برلین ۲۰۰۶ را از آن خود کند. در جریان اعتراضات مردم ایران به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، جعفر پناهی دو بار دستگیر شد. او از سوی دستگاه قضایی ایران به اتهام 'اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی' به ۶ سال حبس تعزیری و ۲۰ سال محرومیت از فیلمسازی به همراه محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد. پس از آن پناهی با همکاری مجتبی میرطهماسب فیلم 'این فیلم نیست' را ساخته است که یکی از نامزدهای پانزده گانه دریافت جایزه بهترین فیلم مستند در اسکار سال ۲۰۱۲ شد. در سال ۱۳۹۱ پناهی با همکاری کامبوزیا پرتوی، همکار فیلمنامه نویسش در فیلم 'دایره'، فیلم 'پرده' را ساخت که این فیلم جایزه خرس نقره ای برای بهترین فیلمنامه جشنواره برلین آن سال را بدست آورد. پناهی در سال ۲۰۱۵ به خاطر فیلم 'تاکسی' برنده خرس طلایی جشنواره بینالمللی فیلم برلین شد.
درباره کارشناسان برنامه

منبع تصویر، aparatmehditahbaz
مهدی طاهباز متولد ۱۳۵۹ در تهران و فارغ التحصیل مهندسی معدن از دانشگاه آزاد است. او کار مطبوعاتی را از سال ۱۳۸۱ با نشریات داخل ایران آغاز کرد و سپس در این نشریات به عنوان نویسنده سینمایی و فرهنگی فعالیت کرده است. او همچنین در تعدادی از آثار سینمایی به عنوان مشاور رسانه ای، دستیار کارگردان و مشاور فیلمنامه حضور داشته است. او از سال ۱۳۸۹ تاکنون در رادیو فردا در جمهوری چک مشغول به کار است.

منبع تصویر، aparatzeraati
ناصر زراعتی نویسنده و منتقد فیلم، زاده تهران و دانشآموخته سینما از دانشکده هنرهای دراماتیک در ایران است. وی پس از فراغت از تحصیل از دانشگاه فیلم مستند - آموزشی 'پُست' را برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ساخت و کتاب 'نشانه ها و معنا در سینما' نوشتۀ پیتر والن که یکی از منابع اصلی نشانه شناسی در سینما در ایران است، را به فارسی ترجمه کرده است. وی چندین سال سابقه کار در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و همکاری با عباس کیارستمی در سمت های مختلف و تدریس سینما در دانشکده سینما تاتر تهران را داشته است. او از سالهای اول دهه هفتاد به اجبار ایران را ترک و به سوئد مهاجرت کرد. سپس از سال ۱۳۷۳، ساختنِ مستندهایی ویدئویی را در مورد شاعران و نویسندگان و شخصیتهای ایران آغاز کرده است. از این دستهاند فیلمهایی درباره سیمین بهبهانی، نصرت کریمی، سرهنگ جلیل بزرگمهر (وکیل مدافع دکتر مصدق)و فریدون مشیری. او غیر از مستندسازی، در زمینههای گوناگون نوشته و ترجمه کرده است: داستانِ کوتاه و بلند، نقد فیلم، نقد ادبی، نقد هنر، زندگینامه، سفرنامه و مقالات اجتماعی.

منبع تصویر، aparatparvizjahed
پرویز جاهد منتقد فیلم و مستند ساز متولد قائم شهر و تحصیل کرده رشته مطالعات فیلم در دانشگاه وست مینستر لندن و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد سینما از دانشکده سینما و تئاتر تهران است. وی علاوه بر نوشتن درباره سینما چندین فیلم مستند و داستانی نیز کارگردانی کرده است ولی بیشتر وی را برای نقدهای سینماییاش و کتاب 'نوشتن با دوربین' که حاصل گفتگوی طولانی او با ابراهیم گلستان است، میشناسند. از فیلمهای آقای جاهد می توان به 'تعزیه، به روایت دیگر' ، ' روز به خیر آقای غفاری'، 'قراول'، '۲۴ ساعت صلح' ، 'سلیمان میناسیان-مردی با دوربین فیلم برداری' و فیلم داستانی 'روز بر می آید'، اشاره کرد. آخرین کار پژوهشی او تالیف 'راهنمای سینمای ایران در بریتانیا' است که جلد اول آن چند سال قبل منتشر شده است.
گفتگوی آپارات
گفتگوی برنامه آپارات با مهدی طاهباز، ناصر زراعتی و پرویز جاهد درباره فیلم 'دایره' ساخته جعفر پناهی را <link type="page"><caption> اینجا</caption><url href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2013/09/130925_aparat_interview_39" platform="highweb"/></link> ببینید.
خلاصه ای درباره فیلم هفته گذشته 'زمستان است' ساخته رفیع پیتز

منبع تصویر، aparatwinter
فقر، بیکاری و مهاجرت در همه جا نسبت مستقیمی با همدیگر دارند. محمود دولت آبادی در سال ۱۳۵۱ اولین رمان بلندش به نام 'سفر' را با همین دست مایه مینویسد . مهدی اخوانثالث هم در توصیف شرایط اجتماعی و سیاسی ایران در سال ۱۳۳۵ شعری زیبا سروده بود با عنوان 'زمستان'. ۴۵ سال بعد، در سال ۱۳۸۰ هم حسین علیزاده موسیقی برای این شعر می نویسد و آلبوم 'زمستان است' با صدای محمدرضا شجریان به بازار عرضه میشود. سه سال بعد از آن رفیع پیتز کارگردان، در فیلمی با عنوان 'زمستان است' ، دست به ترکیب این سه اثر هنری میزند.
نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته
سمانه
خیلی عالی بود. زمستان، سکوت، خانهای در دل بیابان، ایستگاه قطار، حس عالی را منتقل میکرد.
مسعود
فیلم خوبی بود ولی تلفیقش با شعر اخوان و آواز شجریان خیلی چفت نبود. شایدبهتر بود موسیقی اختصاصی خودش را میداشت.
مهدی
واقعیت ملموس و عریان بخشی از مردم جامعه ما را به تصویر کشید. هیچوقت نمیتوان گفت که من از واقعیت بدم می آید . تنفر از 'چیزی که هست' یک حماقت بزرگ است ولی این فیلم بیش از حد منفیگرایانه بود. لحظهای که مرد از خانه جهت رفتن به سفر بیرون میزند اصلا قابل درک نبود. بدون هیچ گفتاری حتی با فرزندش. باید دید نیت فیلمساز واقعنگری بوده یا اغراق و بزرگنمایی در سردی. البته قبول دارم که سردی وجود داشته و دارد ولی نوع بیانش مهم است. اغراق کارساز نیست.
محمد
فیلم نکات قابل طرح فراوانى دارد و از نظر من فیلمى بسیار چگال و توانا است.
فارغ از آن چیزى که ما در فیلم به دنبال آن میگردیم و تنها با دیدن خود ساختار فیلم، میتوان گفت بسیار فیلم خوبى بود که فضاى بخش بزرگى از جامعه را روایت میکرد و بر خلاف عقیده کارشناس برنامه، در زمان و مکان کاملا مشخص در خودآگاه بیننده ایرانى روى مىداد. این فیلم بر اساس داستان در طول روایت، خطى سیاه و سرد را به درستى دنبال کرد و به بهترین شکل به پایان رساند. جایى که تردید و ترس در تصمیم رفتن براى مرد دوم، شاید با نشانه دیدن چوب دستى مرد اول بر روى برف ها او را منصرف کرد، بدون این که احساسی کلیشهای را در ذهن بیننده تداعى کند. قطارى که تداعى میکرد؛ مرد احتمالا در گذشته با همان، آنجا را ترک کرده بود. قطار نفرینى که حالا لابد نمىبایست این چرخه با آن تکرار شود و این خود باز نشانه دیگرى در عمق فیلمنامه است. باز بر خلاف نظر کارشناس برنامه، در صحنه مراجعه دیر وقت روسپى به خانهاش هیچ لکنت و نقطه ابهام پررنگى وجود نداشت و به موجزترین شکل به آن سکانس پرداخته شده بود. همین که بود خلاصه و رسانا بود. ردپایى از خودسانسورى در آن دیده نمىشد. سکانس بازگشت سلانه و بى پرواى فاحشه به خانه و حتى ابهام 'به جا' و 'کمرنگِ' دادن دخل آن شب به برادرش زبان گویا و گزندهاى داشت. خانهاى که درب آن به روى دوربین بسته مىماند و هر کس به فراخور از آن برداشت میکرد. مشابه اى را از داخلش میتوانست در ذهن متصور شود. این سکانس از فیلم از قضا بخشى از پازل نکبت بار فیلم هم بود. زن جوانى که روى دیگر سکه برادرش به عنوان نان آوران محکوم آن خانه بود.
آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات:<documentLink href="" document-type=""> aparat@bbc.co.uk</documentLink>
*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.











