'اردشیر محصص، هنرمند سرکش' در آپارات
این هفته در آپارات فیلم 'اردشیر محصص، هنرمند سرکش' ساخته بهمن مقصودلو به نمایش در میآید.
درباره فیلم
اردشیر محصص طراح،کاریکاتوریست و نقاش معاصر ایرانی در ۱۸ شهریور ۱۳۱۷ در رشت به دنیا آمد و در مهرماه سال ۱۳۸۷ در نیویورک درگذشت. هنر اردشیر محصص آوانگارد و جهانی، اما در عین حال بسیار ایرانی است. آثار او را در بسیاری از گالری ها و نشریات ایران و جهان، از کیهان (پیش از انقلاب) گرفته تا نیوریورک تایمز منتشر شدهاند. او با اینکه هنرمندی ساکت و گوشهگیر مینمود ولی آثارش چه از لحاظ سبک و چه مضمون بسیار پیشرو و انتقادی است. بهمن مقصودلو، مستند ساز ایرانی مقیم آمریکا در فیلم 'اردشیر محصص، هنرمند سرکش' به بررسی زندگی و آثار او پرداخته است .

ویژگی فیلم
'اردشیر محصص، هنرمند سرکش' ساخته بهمن مقصودلو، فیلمی پر از اطلاعات درباره یک هنرمند و آثارش است. فیلمساز طی چندین دهه به جمعآوری تصاویر و آثار او پرداخته و با گفتگو با نزدیکان، همکاران و هنرمندان همعصر او، زوایای پنهان زندگی، کار و مرگ او را به تصویر کشیده است. این فیلم همینطور از تصاویر منحصربهفرد از زندگی و کار این هنرمند بهره برده است. اگرچه محصص در این فیلم سخنی به زبان نمیآورد ولی اعتراض و عصیان او بر علیه استبداد از خلال طرحهایش هویداست . تدوین این فیلم در سال ۲۰۱۲ میلادی به اتمام رسیده است.
درباره کارگردان
بهمن مقصودلو، تهیهکننده و مستندساز ایرانی ساکن نیویورک دانشآموخته مطالعات سینمایی در مقطع دکتری از دانشگاه کلمبیای امریکا است. وی همچنین از روزنامهنگاران و منتقدین فیلم شناخته شده و قدیمی ایران و عضو انجمن قلم آمریکا است. آخرین کتاب او 'علف: ماجراهای شگفت و ناگفته' است که درباره فیلم مستند 'علف: نبرد برای زندگی' (۱۹۲۴) ساخته ماریان کوپر و ارنست شودساک به انگلیسی و فارسی منتشر شده است. وی تهیهکننده و کارگردان بیش از ۱۵ فیلم مستند و سینمایی بوده که تعدادی از آنها در برنامه آپارات به نمایش درآمدهاند. این فیلم بخشی از مجموعهای از تکنگاریهای آقای مقصودلو درباره شاعران، نویسندگان و هنرمندان معاصر ایران است که از دهه هفتاد خورشیدی شروع به ساخت آنها نموده است.

منبع تصویر، unknown
نگاه کارگردان
من از اواخر دهه ۱۳۴۰ و دوران سردبیری مجله روشنفکر با اردشیر محصص آشنا و دوست شدم و در دوران سردبیری نشریه ستاره سینما از اردشیر محصص دعوت به همکاری کردم. اردشیر به عنوان یکی از اعضای هیئت تحریریه، در چاپ کتابهای سینمایی و مصورکردن نمایشنامههای بیضائی یا ساعدی در قسمت تئاتر این نشریه با ما همکاری داشت. من مستند ۲۰ دقیقهای 'اردشیر محصص و صورتکهایش' را زمانی که تهیه کننده برنامه 'دست ها و اندیشه ها' در تلویزیون ملی ایران بودم با شرکت سه منتقد هنری، جواد مجابی از روزنامه اطلاعات که خود نقاش است، فریدون گیلانی از کیهان و هوشنگ طاهری از نشریه سخن در آپارتمان اردشیر فیلمبرداری کردم. اردشیر بعد از این فیلم هرگز جلوی دوربین دیگری ظاهر نشد و با هیچ رادیو، تلویزیون یا نشریه ای هم مصاحبه نکرد.
بعدها من این فیلم را با خود به آمریکا آوردم و به فستیوالهای مختلف فرستادم. اردشیر دو سال بعد از من به نیویورک آمد و در خیابان سیزدهم زندگی میکرد. من به خاطر علاقهای که به کارهای او داشتم، کاریکاتورهایی را که در نشریات مختلف از جمله نیویورک تایمز از او به چاپ میرسید جمع آوری میکردم. با مرگ اردشیر محصص براثر بیماری پارکینسون در پائیز۱۳۸۷ به این فکر افتادم که نتیجه تحقیقات چند ساله خودم را به فیلم کوتاه قبلی اضافه کنم و آن را به شکل مستند کاملتری ارائه دهم. کار من یک بار دیگر آغاز شد و این بار چهار سال به طول انجامید. برای صحبت با کسانی که اردشیر محصص را می شناختند به لس آنجلس، پاریس و لندن رفتم و گاهی هم فیلمبردارهایی را برای انجام این مصاحبهها به اماکن مختلف می فرستادم. فیلم در نهایت در نوامبر ۲۰۱۲ به پایان رسید.
در فیلم «اردشیر محصص، هنرمند سرکش» من به سراغ معلم مدرسه نقاشی محصص، علی دولتشاهی و دوستان او میروم. جواد مجابی، رضا براهنی، ناصر پاکدامن، رمزی کلارک (وکیل حقوق بشر)، شیرین نشاط و نیکزاد نجومی از دیگر کسانی هستند که در فیلم از محصص میگویند. پژوهش ها و شناخت عمیق موضوع مستند اساس کار من را تشکیل میدهد. من پیش از این فیلمهای مستند دیگری درباره احمد محمود و ایران درودی ساخته بودم ولی محصص بیشک یکی از بزرگترین هنرمندان ما به شمار میرود و من میخواهم نسل جوان ایرانی و غیرایرانی این هنرمندان را بشناسند.
شناسنامه فیلم
'اردشیر محصص، هنرمند سرکش'
نویسنده، تهیهکننده و کارگردان: بهمن مقصودلو
تدوینگر: قاسم ابراهیمیان
تیفانی پکاش
تصویربرداران: استیوان گلداستون
پیر خوبیار
مری لتویس
بهمن مقصودلو
مهدی ح. نژاد
محمود اسکویی
اریک شیرایی
منوچهر طبری
با حضور:
اردشیر محصص
ناصر پاکدامن
عباس توفیق
محمدعلی دولتشاهی
مجید روشنگر
جواد مجابی
اسماعیل خویی
پیتر اسکارلت
شیرین نشاط
رمزی کلارک
نیکزاد نجومی
بهرام رحمانی
رضا براهنی
بهروز معظمی
و احسان یارشاطر
درباره فیلم هفته گذشته 'زنجموره ' ساخته محمدحسن دامنزن
بعضی انسانها که خودشان را اشرف مخلوقات میپندارند و به حکم آن خود را دارای عقل بیشتری میدانند، خود را محق میدانند که برای مخلوقات دیگر تصمیم بگیرند. آنها را میکشند، مقطوعالنسل میکنند و یا برای گریز از تنهایی خودشان آنها را به خانههای خودشان میآورند و با خودشان همراه میکنند. شاید هم بر اساس علاقهشان یک حیوان خانگی بیکَسوکار را میآورند تا از او حمایت کنند و زیر بالوپَرَش را بگیرند. کار کدام اینها درست است؟ کشتن؟ مقطوعالنسل کردن،حمایت خانگی یا آزاد گذاشتنشان در طبیعت؟ فیلم 'زنجموره'ساخته محمدحسن دامنزن نگاهی به این وضعیت است. فیلمهای آقای دامنزن همواره با محدودیتهایی برای نمایش در ایران روبرو بودهاند، از جمله همین فیلم که با سانسور به نمایش درآمده است.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته
بیژن
خیلی جالب بود از هر سه نگاه به مقوله حیوانات خوشم آمد.
محمد علی طالبی
بسیار فیلم خوب و تاثیرگذاری بود.
الهام
دیدن بعضی صحنههایش دیوانهام کرد. هنوز بغض دارم، واقعا نمیشود از بعضی صحنههایش گذشت،امیدوارم پخش این فیلم تاثیر کافی بر روی مردم و مسولین بگذارد.
رها
با کمال تاسف شهرداری جنایات وحشتناکی را هر روز انجام میدهد که قابل توصیف نیست.
شهرزاد
نتیجه ساخت و پخش چنین فیلمهای مستندی که بسیار دردآور هستند چیست؟ فکر کردید با نمایش شلیک مکرر به تولهها و مادران آنها مردم را نسبت به اینگونه جنایتها هشیار میکنید؟
فکرنمیکنید نمایش این فیلم روان ببینندگان را آزار میدهد؟ نکند بیبیسی هم گمان میکند اعدام مجرمین در میادین شهرها عامل بازدارندگی دارد که اینگونه فیلمها را برای پخش انتخاب میکند؟
مرتضی
این روزها همهمان شاهد قتل عام انسانها هستیم؛ چه برسد به حیوانات. پرودگارا تو رحیم هستی؛ تو توانا هستی و میتوانی ظالمان را درهمین دنیا به سزای اعمالشان برساند تا عبرتی شود برای ظالمان دیگر.
مریم
در فیلم 'زنجموره ' هیچ سگی ندیدم، نه سگی که زخم خورده باشد، نه سگی که تشنه محبت و تیمار باشد، و نه سگی که بکشندش!
سه زن دیدم، زنی که در روستای متروکه مانده بود چون جایی را نداشت که برود و سگها را در خانهاش بسته بود چون کسی جز آنها نداشت و به این فکر میکرد که سگها او را چگونه میبینند.
زنی را دیدم که در زندگیاش هیچ نشانی از زندگی نبود، در خانهاش نشانی از خودش نبود، تمام وقتش را پر میکرد از رسیدگی به زخم سگها که دیگر هیچ ساعتی وقت فکر کردن به زخمهای خودش را نداشته باشد حتی نیمه شب.
و زنی را دیدم که به کوه میزد تنهایی تا برای سگها غذا ببرد. سگهایی که در ذهنش تشخص داشتند مانند یک آدم، چون غذا را برایشان نمیریخت زمین، در ظرف یکبار مصرف برایشان غذا میبرد، شاید معاشرت با آنها را ترجیح میداد.
در 'زنجموره ' صدای هیچ سگی را نشنیدم،
هیچ زنجمورهای نشنیدم فقط چند قطره اشک بود که آخر فیلم چکید. بی زنجموره.
زمان پخش برنامه آپارات :
جمعه ساعت ۲۱:۰۰ ایران
شنبه ساعت ۱۱:۰۰ صبح ایران
یکشنبه ساعت ۲۴:۰۰ ایران
سهشنبه ساعت ۱۵:۰۰ ایران
چهارشنبه ساعت ۲۴:۰۰ ایران
پنجشنبه ساعت ۱۱:۰۰ شب اروپا
آرشیو برنامه های آپارات
برای دسترسی به صفحات برنامههای گذشته آپارات روی اینجاکلیک کنید.
مشاهده برنامه از طریق وبسایت بیبیسی فارسی
این فیلم در ساعات اعلام شده در جدول فوق از طریق کلیک بر روی اینجا، لینک پخش زنده تلویزیون وبسایت بیبیسی فارسی
و یا اینجا، لینک پخش زنده تلویزیون بیبیسی فارسی در کانال بیبیسی فارسی در یوتیوب نیز قابل مشاهده است.
آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: [email protected]
آدرس فیس بوک برنامه آپارات: https://www.facebook.com/aparatonbbc
می توانید از طریق پنجره زیر هم با ما تماس بگیرید:












