برادران تاویانی؛ «رویابین‌هایی که سفر با تولستوی و پیراندلو را دوست داشتند»

ویتوریو (چپ) و پائولو تاویانی در جشنواره برلین ۲۰۱۲

منبع تصویر، Getty Images

روبرتو گوالتیری، شهردار رم، برای مرگ پائولو تاویانی در شبکه اکس نوشت: «پائولو تاویانی، استاد بزرگ سینمای ایتالیا، ما را ترک می‌کند.» گوالتیری در ادامه نوشت: « برادران تاویانی فیلم‌های فراموش‌نشدنی، عمیق و متعهدانه‌ای را کارگردانی کردند که وارد حافظه جمعی و تاریخ سینما شدند».

پائولو تاویانی ۲۹ فوریه ۲۰۲۴ درگذشت. جیانو نازارو، مدیر هنری جشنواره لوکارنو، در واکنش به خبر مرگ او نوشت: «داستان پائولو و ویتوریو تاویانی، داستان سینمای ایتالیای پس از پایان جنگ جهانی دوم است.»

نخستین و آخرین فیلمی که پائولو تاویانی به‌تنهایی ساخت، «لئونورا آدیو» بود که در بخش رقابتی جشنواره برلیناله ۲۰۲۲ حضور داشت.

ویتوریو تاویانی، برادر کوچکتر، پنج سال پیش، در ۱۵ آوریل ۲۰۱۸ در ۸۸ سالگی درگذشت. این دو برادر، که گرایش‌های مارکسیستی داشتند، بیش از نیم قرن درباره جامعه ایتالیا فیلم ساختند. آن‌ها مانند فرانچسکو روزی، دیگر کارگردان نامدار و چپگرای ایتالیای آن سال‌ها، به مباحث سیاسی روز نمی‌پرداختند و در فیلم‌هایشان با روایت مضامین تاریخی اشاراتی هم به موضوعات روز جامعه ایتالیا می‌کردند.

برادران تاویانی متولد توسکانی بودند. درباره چگونگی شکل‌گیری علاقه خود به سینما گفته‌اند که همیشه بعد از بازگشت از سینما، داستان فیلم را با جزئیات برای مادرشان تعریف می‌کردند، اما یک روز به مادرشان گفتند فیلمی دیده‌اند که نمی‌توانند درباره آن چیزی بگویند. فیلم داستانی بسیار تلخ داشت و بر روی آن‌ها تاثیر جاودانی گذاشت‌.

این فیلم «آلمان سال صفر»، ساختۀ روبرتو روسلینی، از آغازگران و شاهکارهای سینمای نئورئالیسم ایتالیا بود؛ سینمایی که در کنار روسلینی، نام بزرگانی چون ویتوریو دسیکا و لوکینو ویسکونتی را بر پیشانی خود داشت.

تاثیر معنوی آنها از سینمای رئالیسم ایتالیا با همکاری‌شان با تونینو گوئرا، فیلمنامه‌نویس سرشناس سینمای ایتالیا و نویسنده فیلم‌نامه‌های دزد دوچرخه و اومبرتو‌ دی رنگ کاملتری گرفت.

برادران تاویانی در ادامه مسیر فیلمسازی خود، که با وام گرفتن از سینمای نئورئالیسم آغاز شده بود، به سبک سینمایی خاص خود رسیدند.

به نوشته یوسف لطیف‌پور، منتقد سینمایی، «با آن‌که تاویانی‌ها با نگاهی دوباره به زندگی دهقانان، محرومان و روستاییان، ارزش‌های نئورئالیستی را زنده می‌کردند، در مقایسه با دنیای آرام و رنجیدۀ این فیلم‌ها، آثار نسل اول نئورئالیسم، نمایشی و فاخر به نظر می‌آمدند. مثل داستان تقریباً بیشتر فیلم‌های برادران تاویانی، خود برادران بالاخره علیه پدر معنوی‌شان شوریدند و سینمایشان از نئورالیسم به سمت استعاره‌ها و فرم‌های نمایشی رفت.»

«سن میکله یک خروس داشت»، ساخته ۱۹۷۱، بر اساس داستانی کوتاه از لئوی تولستوی، اولین فیلم موفق آن‌ها در عرصه جهانی بود؛ داستان یک انقلابی قدیمی زندانی در مواجه با انقلابی‌های جوان. انقلابی که در راه زندان جدیدش در مواجهه با انقلابیون جدید از برقراری دیالوگ عاجز است و با احساس غربت و تنهایی خود را در رودخانه غرق می‌کند. فیلمی با روایت دو برداشت متفاوت آنارشیستی و مارکسیستی از انقلاب در آغاز دهه‌ای که با پایانش می‌توان گفت سبک و شیوه انقلاب‌های کلاسیک و نبردهای چریکی در اکثر نقاط جهان پایان یافت.

یوسف لطیف‌پور درباره این فیلم نوشته است: «فیلم‌های برادران تاویانی نشان می‌دادند که هر انقلاب‌ در دو سطح جریان دارد (چنان که در داستان انقلابی ناکام و زندانی‌شده “سن میکله یک خروس داشت” می‌بینیم)، یکی سطحی فردی، که نخوت و خودبزرگ‌بینی و میل‌ به‌ قدرت افرادی که خود را سرآمد آن انقلاب می‌دانند ارضاء می‌کند، و سطح دوم، سطح نامریی، آرام اما موثر نیروهای توده‌های عظیم‌تری است که سهمی از موقعیت سوپراستارهای یک انقلاب ندارند، اما در انتها این مردم هستند که باقی می‌مانند. انقلابی‌های اهل بحث و نظر و مجادله در فیلم‌های تاویانی‌ها خیال‌بافانی شکست‌خورده‌اند.»

نمایی از فیلم صبح بخیر بابل برادران تاویانی

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، نمایی از فیلم صبح بخیر بابل برادران تاویانی که داستان آن در آمریکای اوایل قرن بیستم می‌گذرد

«آن‌ها خوش بین نیستند، اما بدبین هم نیستند»

با ساخت فیلم «پدرسالار» (پدر و ارباب) و گرفتن نخل طلای کن ۱۹۷۷، آن‌ها دیگر کارگردان‌هایی کاملا شناخته‌شده بودند. ۱۷ میلیون نفر، در شب اول نمایش این فیلم از تلویزیون ایتالیا، آن را تماشا کردند. داستانی درباره یک پسربچه چوپان که سنت پدری خانواده را نمی پذیرد؛ از روستا به دانشگاه می‌رود؛ استاد زبان‌شناسی می‌شود و برای روایت زندگی‌اش به زادگاهش باز می‌گردد.

در این فیلم‌، روبرتو بنینی، بازیگر معروف ایتالیایی، در کنار بازیگر محبوب این دو برادر، امرو آنتونوتی، در نقش پدر و نویسنده کتاب، گاوینو لدا، بازی می‌کردند.

از دیگر فیلم‌های موفق این دو برادر می‌توان به «شب سن لورنزو»، داستان دهقانان توسکانی در ماه‌های آخر جنگ جهانی دوم، «کائوس»، فیلمی بر اساس چهار داستان از لوئیجی پیراندلو، که کمدین‌های معروف ایتالیایی، چیچو اینگراسیا و فرانکو فرانچی، در آن نقش‌های متفاوتی داشتند.

«صبح بخیر بابل» فیلم شناخته‌شده دیگر تاویانی‌ها، درباره زندگی دو برادر ایتالیایی است که شغل خانوادگی آن‌ها مرمت کلیساهای قدیمی است. آن‌ها راهی آمریکا می‌شوند و از کارگری تا ساخت دکورهای فیلم «تعصب»، اثر دیوید وارک گریفیث، کارگردان نامی آمریکایی، پیش می‌روند. برادرانی که فکر می‌کنند پیوندی محکم بین آن‌ها برقرار است اما گذر زمان خلاف آن را نشان می‌دهد.

از آخرین فیلم‌های شاخص تاویانی‌ها می‌توان به «سزار باید بمیرد» اشاره کرد که بر اساس نمایش‌نامه «جولیوس سزار»، ویلیام شکسپیر، ساخته شد و عده‌ای از زندانیان واقعی آن را در در یک زندان اجرا می‌کردند.

این فیلم برنده جایزه خرس طلایی جشنواره برلین ۲۰۱۲ شد.

با آنکه سبک این دو کارگردان گاه به مستند گاه نزدیک می‌شد اما از بزرگانی مثل گوته، شکسپیر، تولستوی، بوکاچیو و پیراندلو برای داستان فیلم‌هایشان بهره می‌گرفتند.

برادران تاویانی در فیلم‌هایشان گاه از بازیگران آماتور در کنار بازیگران بزرگ سینما مانند مارچلو ماسترویانی، جیان ماریا ولونته، آنیژیراردو و ایزاپل اوپر بازی می‌گرفتند.

پیتر رایهر، نویسنده و منتقد سینمایی، درباره سینمای تاویانی‌ها نوشته است: «تاویانی‌ها ایده سفر را دوست دارند، به‌ویژه زمانی که مسافر به جایی که سفر را شروع کرده بود بازمی‌گردد، اما نه با نتیجه‌ای روشن و شرایطی بهتر.»

به گفته این منتقد سینمایی: «آن‌ها خوش‌بین نیستند؛ بدبین هم نیستند. آن‌ها می‌گویند در حالیکه بسیاری از تلاش‌های انسان‌ها محکوم‌به‌شکست است رهایی و سعادت هم ممکن است. راهی که آنها برای دستیابی به این اهداف ترسیم می‌کنند چندان پیچیده نیست. دست یاری به دیگران دادن، مهربان بودن، مسئولیت اعمال خود را پذیرفتن، کورکورانه تابع عوامل بیرونی نبودن، داشتن دیدگاهی روشن به جهان و موقعیت خود می‌تواند به زندگی نیک منجر شود.»

مرگ پائولو تاویانی، پنج سال پس از مرگ ویتوریو، نه تنها سرانجام کارنامه سینمایی این دو با ۵۵ فیلم است که پایان نمادین دوره‌ای از سینمای ایتالیا در دهه هفتاد و هشتاد است که به شکلی جدید و با فیلم‌هایی ماندگار و درخشان، بار دیگر سینمای نئورئالیسم ایتالیا را زنده کرده است.

مارتین اسکورسیزی، فیلمساز نام‌آور آمریکایی، در ستایش سینمای برادران تاویانی گفته است: «هر بار که یکی از فیلم‌های آنها را می‌بینم، تأثیر عاطفی عمیقی بر من می‌گذارد. کار آنها با هر چیز دیگری که من دیده‌ام متفاوت است. مدرن است، چیز جدیدی است. برای من، آنها چند فیلم زیبا ساختند.»

برادران تاویانی در سر صحنه فیلمبرداری یکی از فیلم هایشان

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، برادران تاویانی سر صحنه فیلمبرداری فیلم آلفونسان که در آن مارچلو ماسترویانی و لئو ماساری بازی کردند