شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
فیلم «لینچ-شهر زمرد»؛ دیوید لینچ و رویای آمریکایی جادوگر شهر زمرد
- نویسنده, محمد عبدی
- شغل, منتقد فیلم
«جادوگر شهر زمرد» یکی از کلاسیکهای سینماست که در سال ۱۹۳۹ ساخته شده؛ اثری از ویکتور فلمینگ که یکی از مشهورترین موزیکالهای تاریخ سینماست و توسط کمپانی مترو گلدوین مهیر بر اساس رمانی از فرانک بام که در سال ۱۹۰۰ نوشته شده بود، تولید شد و تأثیر زیادی بر فیلمهای پس از خود گذاشت؛ از جمله به طرز غریبی بر دیوید لینچ.
شاید دنیای پیچیده، تو در تو و دیوانهوار لینچ در وهله اول شباهتی به این موزیکال سرزنده و سرخوش نداشته باشد، اما لینچ به قدری شیفته و تأثیر پذیرفته از این فیلم کلاسیک سینمای آمریکاست که حالا فیلم مستندی با عنوان «لینچ/ شهر زمرد» به بررسی این تأثیرپذیری پرداخته است.
این فیلم که توسط الکساندر او. فیلیپ ساخته شده و در جشنوارههای مختلفی نمایش داشته، اثر کارگردانی است که پیشتر هم با مستندهای تحقیقی و تحلیلی علاقهاش را به فیلمهای کلاسیک به نمایش گذاشته است؛ از جمله یک فیلم درباره صحنه قتل حمام در فیلم «روانی» هیچکاک و فیلمهایی درباره جرج لوکاس و «طالع نحس».
فیلیپ در گفتوگوی اختصاصی برای بیبیسی فارسی درباره مستند «لینچ/شهر زمرد» میگوید: «فیلم درباره این ارتباط غریب و رازآلود است. من از طرفداران پر و پا قرص سینمای دیوید لینچ هستم و سالها بود که میخواستم دربارهاش فیلمی بسازم، اما این طور نمیشد که همین طور یک فیلم کلی درباره لینچ ساخت. باید یک موضوع ویژه و خاص را انتخاب میکردم تا از آن طریق وارد دنیایش بشوم. دیدم یک چیزهایی درباره ارتباط غریب لینچ و جادوگر شهر زمرد گفته شده. من میخواستم ببینم چقدر میشود در این موضوع عمیقتر شد. وقتی این در باز شد، دیدم که چقدر میشود درباره این موضوع حرف زد.»
فیلیپ درباره عصاره این ارتباط میگوید: « جادوگر شهر زمرد درباره راز خلق و خلاقیت است. از این جهت است که مورد توجه لینچ قرار گرفته. برای همین تماشای فیلمهای لینچ از دریچه جادوگر شهر زمرد، زاویه دید بی همتایی را در برابر ما قرار میدهد.»
فیلیپ اما خود از نسلی نیست که با جادوگر شهر زمرد چندان آمیخته باشد: «من با این فیلم بزرگ نشدم. در سوئیس بزرگ شدم و در آنجا این کتاب و این فیلم چندان با کودکی ما ارتباط نداشت. فیلم را برای اولین بار در آمریکا وقتی بیشتر از بیست سال داشتم دیدم و البته عاشقش شدم. عاشق شخصیتهایش شدم و بارها تماشایش کردم و دربارهاش سخنرانی کردم. چیزی که برایم جالب بود این بود که این فیلم چطور این قدر عمیق با تماشاگران آمریکایی ارتباط برقرار میکند. فیلمی است که رویای آمریکایی و کابوس آمریکایی را در یک سطح با هم ترکیب میکند. این یکی از دلایلی است که چرا این فیلم این قدر روی نسل دیوید لینچ که با این فیلم بزرگ شده، تأثیر گذاشته. فیلمهایی که تأثیر عمیقی بر فرهنگ داشتهاند همیشه برایم جالب بودهاند. تلاش میکنم بفهمم چرا این فیلمها اینقدر بر فرهنگ عمومی تأثیر داشتهاند.»
فیلیپ درباره دیوید لینچ میگوید: «دیوید لینچ یک سوررئالیست است و نمیشود تصور کرد که یک سوررئالیست اینقدر محبوب باشد. اما او موفق شده محبوب باشد. بخشی از آن برمیگردد به این که او از جادوی جادوگر شهر زمرد استفاده کرده و من فکر میکنم که این آگاهانه است. نمیگویم که همیشه برای او آگاهانه بوده و همیشه برای مخاطبان هم این تأثیر مشخص بوده، اما مخاطب آمریکایی که در فیلمهای او کفشهای قرمز، پرده و باد را به طور مرتب میبیند، ناخودآگاه یاد جادوگر شهر زمرد میافتد. در شیوه داستانگویی هم لینچ به مانند آن فیلم دست شما را میگیرد و به داخل دنیای دیگری میبرد، به شما میگوید که من اینجام، دستت را به من بده، من دوست تو هستم. این گونه است که فیلمهای او قابل دسترستر میشود، قابل دسترستر از تنها یک شاهکار سوررئالیستی.»
تمام فیلم از ترکیب صحنههای جادوگر شهر زمرد با فیلمهای لینچ شکل میگیرد: «روند ساخت این فیلم در دوران همه گیری کرونا شکل گرفت. برای همین این بخت را نداشتم که با گفت و گو شوندهها در یک اتاق بنشینم. ابتدا گفت و گوهای تلفنی بسیار طولانی داشتیم. این گفت و گوها را پیاده میکردم و مینوشتم تا ببینم چه در اختیار دارم و بعد آنها را به شکل فیلمنامه نوشتم و برایشان فرستادم تا تأئید کنند و بعد در استودیو به عنوان صدای روی تصاویر در بخشهای مختلف خوانده شد. برای هر کس یک فصل در نظر گرفتم که درباره آن موضوع خاص حرف بزند. یعنی برای هر کدام یک مایه مشخص را انتخاب کردم و خواستم ببینم در نهایت آنها در کجا به هم متصل میشوند. حالا شش بحث مفصل در زمینههای مختلف این ارتباط شکل گرفته که با تصاویر ترکیب شدهاند.»
فیلیپ درباره علاقهاش به ساخت فیلم مستند درباره سینما که در تمام طول دوران کاریاش دیده میشود، میگوید: «این از علاقه زیاد من به سینما نشأت میگیرد. من به عنوان یک خوره سینما بزرگ شدم و فکر میکردم که یک مستندساز میشوم. از این نظر خوشبختم چون موضاعات مورد علاقهام را پیگیری میکنم. تمام تلاش من درک تأثیر یک فیلم بر روانشناسی جمعی جامعه است. فیلمهای خیلی زیادی هست که میخواهم دربارهشان مستند بسازم و این کار را تا مدتهای مدیدی ادامه خواهم داد.»