مت کراسن: «اگر سکته نمیکردم هم، شانس بازی برای تیم ملی انگلیس را داشتم؟»

منبع تصویر، The FA via Getty Images
- نویسنده, جان نسوری
- شغل, بیبیسی
مت کراسن هنوز روی تخت بیمارستان بود و دوران بهبود پس از سکته مغزیاش را میگذراند که خودش را آماده تلاشی همه جانبه برای نبردی فیزیکی در راه بازگشت به زمین فوتبال کرد. اما مانع بزرگتر چالش ذهنی پیش روی او بود.
کراسن یادش نیست که دقیقا چه زمانی سکته کرد، اما عواقب پس از آن را خیلی واضح به خاطر دارد: «درونم چیزی وجود داشت که میدانستم به زمین فوتبال بازخواهم گشت؛ فقط میدانستم که این اتفاق میافتد.»
ده سال پس از آن سانحه، این فوتبالیست نیمه حرفهای سابق که حالا کاپیتان تیم فلج مغزی انگلیس است، هنوز با عواقب فیزیکی آن اتفاق دست به گریبان است، هرچند که این تنها نیمی از داستان است.
سفر کراسن از یک جوان خوشآتیه به سطح بالای مسابقات «پارا» (معلولان) که طیف گستردهای شامل اختلالات بینایی جزئی تا فلج مغزی را شامل میشود، یک نبرد ذهنی نیز بود.
کراسن ۳۴ ساله از رویاهای بر باد رفته برای بدل شدن به یک فوتبالیست حرفهای تا پذیرش وضعیتش به عنوان یک ورزشکار معلول، دچار تغییر هویت شده است.
این ماجرای یک دگردیسی است، از کنار آمدن مشکلات ناشی از فلج شدن تا رسیدن به یک قدمی افتخاری که آرزوی تمامی تیمهای ملی مردان ردههای مختلف فوتبال انگلیس است: قهرمانی اروپا.

این صحنهای است که برای هر انگیسی طرفدار فوتبال به طرز غریبی آشناست: مراحل بالای یک تورنمنت حذفی، بالا رفتن امید و دشمن مهیبی که در کمین نشسته است.
ماجرای ورزشگاه ومبلی ۱۹۹۶ یا ۲۰۲۱ نیست. از استرالیای ۲۰۲۳ هم حرف نمیزنیم. ماجرا مربوط به شش ماه پیش در سیسیل ایتالیا و فینال مسابقات فلج مغزی قهرمانی اروپاست. تصویری که در آن ۱۱ بازیکن انگلیسی با نگرانی منتظر ضربات پنالتی هستند را فراموش کنید؛ فقط هفت انگلیسی در زمین بودند.
خوشبختانه این به دلیل شکستن قانون و اخراج بازیکنان نبود و در واقع کاملا هم طبق قانون بود. تیمهای فوتبال فلج مغزی هفت نفره هستند: یکی از قوانین برای سازگار کردن این بازی در راستای کمک به ورزشکارانی که با اختلالات عصبی سر و کار دارند.
احتمالا وقتی که شمار اعضای تیم در زمین کمتر است، ما با قهرمانان بزرگتری هم سر و کار داریم. کراسن، کاپیتان ۶ سال اخیر تیم ملی انگلیس است و از این نقش لذت هم میبرد.
او به بخش ورزشی بیبیسی گفت: «طی مسابقات مرتب به بچهها میگفتم که تحت فشار قرار گرفتن، یک امتیازست. فشاری که شما را نمیکشد، همان چیزی است که میتواند شما را شکوفا کند.»
این دیدگاه کراسن پس از تجربههایی دردناک حاصل شده است. ده سال پیش هنگامی که او برای دانشجویان یک دانشگاه محلی حرف میزد، سکته کرد و نیمی از بدنش فلج شد. کراسن آن موقع فقط ۲۳ سال داشت.
او میگوید: «تمام حسم را از دست داده بودم. احساس میکردم دستم روی هواست، در حالی که آن را روی سینهام گذاشته بودم. اوضاع همین قدر عجیب بود.»
هیچ نشانه هشداردهندهای وجود نداشت. به گفته کراسن دکترهایی که پس از سکته از او آزمایش میگرفتند، متحیر شده بودند. آنها علاقهمند بودند که این واقعه را به عنوان بخشی از یک تحقیق پزشکی بررسی کنند.
این هافبک در زمان سکته عضو تیم مارکسه یونایتد در لیگ شمال انگلیس (دسته نهم فوتبال انگلیس) بود و برای این تیم ۱۶ بازی کرده بود. بازگشت او به زمین فوتبال (در هر شکلی از این ورزش) دور از انتظار بود.
در شش روزی که کراسن در بیمارستان بستری بود، باید یاد میگرفت که چگونه بار دیگر راه برود، بخواند و بنویسد. او به طرز چشمگیری پس از فقط یک ماه و نیم توانست به باشگاه بدنسازی برگردد و خودش را برای بازی آماده کند.
کراسن به شوخی میگوید: «در یک کلاس گروهی دوچرخه ثابت حاضر شدم و تلاش میکردم وضعیت پاها و هماهنگی عضلاتم را بهتر کنم. به هر گوشه آن جا سر میزدم.»
کاپیتان تیم ملی انگلیس میگوید که تمرکز همراه با واقعبینی برای تسریع بهبودیاش بسیار مهم بود. او فقط یک هدف داشت: فوتبال بازی کردن.
او از دورانی که در بیمارستان بستری بود، میگوید: «فقط یک چیز در ذهنم بود. حتی در فکر این نبودم که "این اتفاق دوباره میافتد؟" یا "مرحله بعدی چیست؟"در سرم فقط فوتبال بود.»
«با دکتر و جراح در مورد کلهام که لخته در آن قرار داشت، صحبت کردم. با خودم فکر میکردم که "خب، اتفاقی ترسناک بود، اما وضعیت بدنیام خوب است. تنها کاری که باید بکنم تمرکز روی فوتبال است. "همیشه عقیده داشتم که هر اتفاق به دلیلی میافتد و آن ماجرا را هم این گونه نگاه میکردم.»
اعتقاد کراسن خیلی زود جواب داد. مسئول تیم پارافوتبال انگلیس، داستان او را شنید و به این بازیساز متولد تیساید (شهری در شمال شرقی انگلیس) پیشنهاد داد، در یک آزمون شرکت کند.
کراسن یک سال پس از این که یاد گرفت چگونه دوباره راه برود، برای اولین بار قرار بود برای حضور در فوتبال بینالمللی تست دهد، ولی هنوز خیلی مانده بود که بتواند در آن جدال ذهنی پیروز شود.
او گفت: «در اولین اردو بیشتر از این که در جلسات تمرین خسته شوم، از نظر ذهنی تحلیل میرفتم. دائم نگران بودم که "به اندازه کافی خوب هستم و میتوانم دوباره روی فرم برگردم؟"»

منبع تصویر، The FA via Getty Images
هراس کراسن مورد آشنایی برای دکتر جیمی بارکر، روانشناس تیم پارافوتبال انگلیس در ۱۰ سال اخیر، بود. بارکر میگوید که «اتمام حرفه» که در مورد کراسن پایان حضور در فوتبال نیمهحرفهای و آغاز دوران پارافوتبال بود، میتواند تاثیری چشمگیر و طولانی روی ذهنیت بازیکن داشته باشد: «در مورد شخصی مانند مت، نحوه زندگی است که تغییر میکند.»
او میگوید در برخی موارد این دوران گذار چنان سخت بود که بازیکنان تمایلی به آشکار کردن حضور خود در ورزش معلولان ندارند و تعدادی از اعضای تیم قبلی بودهاند که علاقهای نداشتند که در شبکههای اجتماعی بگویند که به تیم ملی پارافوتبال انگلیس دعوت شدهاند.
بارکر گفت: «بازیکنانی داشتیم که به اردو میآمدند و برای تیم ملی انگلیس بازی میکردند، اما بیرون از اردو حرفی در این رابطه نمیزدند. نمیگویم باید پز بدهید، اما وقتی از دستاورد بزرگی مانند حضور در تیم ملی انگلیس حرف نمیزنید، کمی عجیب به نظر میرسد.»
به گفته بارکر این مشکل میتواند ناشی از عدم قبول هویت جدید باشد: «در بعضی موارد مردم نمیتوانند به طور کامل هویت جدیدشان به عنوان فردی معلول را بپذیرند. افراد احساس میکنند در محیطی قرار گرفتهاند که با آن همذاتپنداری نمیکنند و با افرادی همکاری میکنند که واقعا با آنها ارتباط ندارند.»
بارکر اما معتقد است که این وضعیت در حال تغییر است و برای تایید نظرش به افزایش افرادی اشاره میکند که حضورشان در ورزش معلولان را آشکار میکنند.
این روندی بود که با تلاش برای بهبود فرهنگ پارافوتبال انگلیس همزمان شد. سال ۲۰۲۰ نگرانیهایی از جانب شماری از بازیکنان تیم ملی بدون اعلام نامشان مطرح شد.
گرچه فدراسیون فوتبال انگلیس ماهیت دقیق این نگرانیها را فاش نکرد، اما نظرسنجی بعدی شامل سئوالاتی از این قبیل بود: «آیا متوجه رفتارهای نامناسب مانند نظرات منفی یا توهینآمیز، تبعیض یا قلدری نسبت به خودتان یا دیگران در تیم شدهاید؟»
این ماجرا موجب شد تا وضعیت پارافوتبال انگلیس با هدایت کاترین گیلبی، مدیر اجرایی سابق پاراشنای بریتانیا، بازنگری شود. گیلبی که الان رئیس بخش عملکرد معلولان فدراسیون فوتبال انگلیس است، اعتقاد دارد که پیشرفت مورد اشاره بارکر، محسوس است.
او گفت: «یک گام اساسی در راستای تغییر رویکرد شخصمحور برداشته شده است. ما واقعا به کادر فنی و بازیکنانمان القا کردهایم که به دنبال ایجاد محیطی امنتر هستیم که افراد راحت بتوانند نارضایتیشان را اعلام کنند و بگویند که دوست دارند مورد پشتیبانی قرار بگیرند.»
گیلبی ابتکارات مختلفی را بررسی کرد، از جمله برپایی اردوهای «چند تیمی» که در آن تیمهایی از دستههای مختلف معلولان، مانند فلج مغزی و ناشنوایان، باهم بازی میکنند.

منبع تصویر، The FA via Getty Images
در حالی که این اقدامات به ایجاد محیطی متفاوت با آنچه کراسن نخستین بار با آن روبرو شد، کمک کرده است، کاپیتان انگلیس همچنین به اهمیت یک گروه پشتیبان مستقر که از همان اولین جلسات تمرینی نه چندان مطلوب به او کمک کردهاند، اشاره میکند.
او در مورد کار با بارکر و گروهاش میگوید: «آنها به دلیل عملکردشان بهترین افرادی هستند که تا کنون با من کار کردهاند. آنها به شخصه من را جذب کردند و میدانم که در مورد سایر بازیکنان هم این گونه بوده است.»
«آنها مثل یک پوشش ایمنی برای شما عمل میکردند، وقتی که دور هستید، یا دلتنگی میکنید و حس خوب ندارید و نیاز دارید یک نفر دستتان را بگیرد.»
حمایت بارکر در بازیهای تابستان گذشته تیم ملی انگلیس در سیسیل خودش را نشان داد، جایی که برای بازیکنان قبل از بازیهای مهم پیغامهایی فرستاده میشد تا اعتماد به نفسشان را بالا ببرد.
این سفر البته پایان خوشی نداشت و کراسن و همتیمیهایش در فینال سه بر صفر مقابل اوکراین شکست خوردند، کاپیتان انگلیس از حضور در فوتبال بینالمللی خوشحال است؛ آن هم ۱۰ سال پس از حادثه تلخی که موجب شد او تقریبا شانس حضور دوباره در زمین فوتبال را از دست بدهد.
کراسن گفت: «بیشتر وقتی است که با تیم انگلیس در خارج از کشور هستم و با خودم میگویم، "اگر سکته نکرده بودم، میتوانستم برای انگلیس بازی کنم؟ شانس این کار را پیدا میکردم؟ به نظر خودم که امکانش نبود."»
«پس از صدمات ناشی از سکته با خودم به این توافق رسیدم که احتمالا ۱۵ درصد از نیروی مرگبار فوتبالم را از دست خواهم داد، مسئلهای که من را از سایر بازیکنانی که وارد سطح باشگاهی میشدند، جدا میکرد.»
«بعد که همراه با تیم ملی انگلیس تمرین میکردم، همزمان حس تلخ و شیرینی داشتم، به این دلیل که فکر میکردم، آن را از دست دادم اما ببین بجایش چه بدست آوردهام. این نگرش من نسبت به این موضوع بود: میدانستم چیزی را از دست دادهام که به هیچ وجه ممکن، نمیتوانم آن را پس بگیرم یا جایگزین کنم. ولی فکر میکردم با آنچه باقی مانده کار خواهم کرد.»
«این نکتهای است که به بازیکنانی که دچار فلج مغزی شدهاند، سکته مغزی کردهاند و یا از ناحیه سر آسیب دیدهاند، منتقل میکنم. به آنها میگویم، فقط با چیزهایی که دارید کار کنید، چون اگر من توانستهام به موقعیت کنونیام برسم، یک بازیکن ۱۸ ساله که استعداد بیشتری دارد هم قطعا میتواند.»











