راه‌ حل دو‌کشوری برای اسرائیل و فلسطین چیست و چرا تاکنون عملی نشده است؟

تصویرسازی؛ سایه‌نماهایی از دو سرباز اسرائیلی با اسلحه، یک نیایشگر یهودی و یک نمازگزار مسلمان که دستانش را برای نیایش تا جلوی صورتش بالا گرفته است، در پسزمینه گنبد زرد رنگ مسجد الاقصی / کوه معبد دیده می‌شود

منبع تصویر، Getty Images / BBC

عربستان سعودی و فرانسه ریاست مشترک کنفرانسی در سازمان ملل را بر عهده داشتند که هدف آن احیای راه حل دو‌کشوری برای مناقشه چند دهه‌ای عربی-اسرائیلی بود. این نشست با هدف ایجاد زیرساخت‌های لازم برای تشکیل کشور مستقل فلسطین برگزار شد.

پس از حملات مرگبار حماس علیه اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگی که در پی آن در غزه آغاز شد، راه حل دو‌کشوری بیش از پیش دست‌نیافتنی به نظر می‌رسد.

با وخیم‌تر شدن اوضاع فاجعه‌بار در غزه، کشورهای عربی و اروپایی بار دیگر تلاش کرده‌اند ایده راه حل دو‌کشوری را احیا کنند. فرانسه اعلام کرده کشور فلسطین را به رسمیت خواهد شناخت و بریتانیا نیز گفته است اگر اسرائیل به شروط مشخصی پایبند نباشد، همین اقدام را انجام خواهد داد.

دیوید لمی، وزیر امور خارجه بریتانیا (چپ) ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۵ در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک، محمد مصطفی، نخست وزیر فلسطین (راست) را در آغوش می‌گیرد

منبع تصویر، Sarah Yenesel / EPA / Shutterstock

توضیح تصویر، پس از آن‌که بریتانیا متعهد شد در صورت عدم پایبندی اسرائیل به برخی شروط، کشور فلسطین را به رسمیت بشناسد، دیوید لمی، وزیر امور خارجه بریتانیا (سمت چپ)، در سازمان ملل محمد مصطفی، نخست‌وزیر فلسطینیان را در آغوش گرفت

اسرائیل و نزدیک‌ترین متحد جهانی‌اش، ایالات متحده، این کنفرانس دو‌روزه را تحریم کردند. واشنگتن این نشست را «غیرسازنده» و مانعی برای تلاش‌هایش در جهت پایان دادن به جنگ توصیف کرد.

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، گفت این نشست باید به «نقطه عطفی سرنوشت‌ساز تبدیل شود؛ نقطه‌ای که آغازگر پیشرفتی برگشت‌ناپذیر در مسیر پایان اشغال و تحقق آرزوی مشترک ما برای راه حل پایدار دو‌کشوری باشد».

راه‌حل دو‌کشوری چیست؟

راه حل دو‌کشوری بر پایه تشکیل کشور مستقل فلسطین با مرزهایی امن و به رسمیت شناخته‌شده است که در کنار اسرائیل به صورت مسالمت‌آمیز همزیستی داشته باشد.

فلسطینی‌ها خواهان کشوری هستند که شامل کرانه باختری، بیت‌المقدس شرقی و نوار غزه باشد؛ مناطقی که اسرائیل در جنگ سال ۱۹۶۷ تصرف و اشغال کرد.

اما دولت فعلی اسرائیل با تشکیل کشور فلسطین و برخورداری آن از حاکمیت مستقل مخالف است.

توافق صلح در دهه ۱۹۹۰ بین اسحاق رابین، نخست وزیر اسرائیل (چپ) و یاسر عرفات، رئیس سازمان آزادیبخش فلسطین (راست) امضا شد

منبع تصویر، Reuters

توضیح تصویر، یاسر عرفات، رئیس سازمان آزادی‌بخش فلسطین (راست)، با اسحاق رابین، نخست‌وزیر اسرائیل (چپ) دست می‌دهد. بیل کلینتون، رئیس‌جمهور وقت آمریکا میان آن‌ها ایستاده است

موضع اسرائیل

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، قاطعانه با استقلال فلسطین مخالف است و در تمام دوران فعالیت سیاسی‌اش با راه حل دو‌کشوری مخالفت کرده است.

دو هفته پیش از حملات ۷ اکتبر، نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل حضور یافت و از «طلوع عصری نوین از صلح» میان اسرائیل و همسایگان عربش سخن گفت.

نتانیاهو گفت که در طول ۲۵ سال گذشته، «کارشناسان به‌اصطلاح مطلع» با «رویکردشان» که بر مذاکره برای راه حل دو‌کشوری و تقسیم سرزمین میان اسرائیل و فلسطینی‌ها مبتنی بود، تلاش کردند به توافق برسند، اما «حتی موفق به امضای یک معاهده صلح هم نشدند».

«در سال ۲۰۲۰، با روش پیشنهادی من … در زمانی بسیار کوتاه، به دستاوردی بی‌سابقه رسیدیم: چهار توافق‌نامه صلح، در چهار ماه، با چهار کشور عربی.»

این توافق‌ها که «پیمان ابراهیم» نامیده شدند با میانجی‌گری آمریکا در دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ حاصل شد.

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، در حال سخنرانی در هفتاد و هشتمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد در مقر سازمان ملل در شهر نیویورک، ایالات متحده، ۲ سپتامبر ۲۰۲۳

منبع تصویر، Reuters

توضیح تصویر، بنیامین نتانیاهو صلح با همسایگان عرب را بدون تشکیل کشور فلسطین تصور می‌کرد و نقشه‌اش همین را نشان می‌داد

نتانیاهو گفت که روند پیمان ابراهیم فلسطینیان را قانع خواهد کرد که «توهم نابودی اسرائیل را کنار گذاشته و سرانجام راه صلح واقعی را در پیش گیرند».

سپس نقشه‌ای از «خاورمیانه جدید» را نشان داد که به وضوح پایان راه حل دو‌کشوری را القا می‌کرد.

اما راه حل دو‌کشوری چگونه به عنوان گزینه‌ای برای صلح مطرح شد؟

و در گذر زمان، نگرش‌ها نسبت به آن چگونه تغییر کرده‌اند؟

چگونه امید به صلح از بین رفت

ایده راه حل دو‌کشوری به طرح تقسیم سازمان ملل در سال ۱۹۴۷ بازمی‌گردد.

این طرح پیشنهاد می‌داد که سرزمین فلسطین تحت قیمومیت بریتانیا به دو کشور مجزا تقسیم شود.

در سال ۱۹۹۳، طی مذاکرات محرمانه‌ای با میانجی‌گری نروژ، اسرائیل و سازمان آزادی‌بخش فلسطین به رهبری جناح فتحِ یاسر عرفات، یکدیگر را به رسمیت شناختند و چارچوب اولیه‌ای برای راه حل دو‌کشوری شکل گرفت.

اما روند موسوم به «اسلو» هرگز به نتیجه منطقی نهایی نرسید و در نهایت مسائل پیچیده‌تر و دشوارتری نسبت به گذشته باقی گذاشت.

توافق‌های «زمین در برابر صلح» به تشکیلات خودگردان فلسطین اجازه داد در مناطقی که اسرائیل در جنگ ۱۹۶۷ اشغال کرده بود، خودمختاری پیدا کنند.

اما اشغال نظامی و گسترش شهرک‌های یهودی ادامه یافت و موضوع موسوم به «مسائل وضعیت نهایی» به مذاکراتی در آینده موکول شد.

پس از رای سازمان ملل به تقسیم فلسطین در سال ۱۹۴۷ و به دنبال آن جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۴۸، وضعیت آوارگان فلسطینی که از سرزمین‌های خود در آن‌چه بعدها به اسرائیل تبدیل شد رانده شدند، به یکی از مسائل اصلی تبدیل شد. معضل دیگر، بیت‌المقدس شرقی بود؛ اسرائیل این بخش از شهر را در سال ۱۹۶۷ به خاک خود الحاق کرد. اماکن مقدس در این منطقه برای هر دو طرف آنچنان اهمیت حیاتی داشت که هیچ‌یک حاضر به چشم‌پوشی از آن نبودند.

مسجد الاقصی

پس از سال‌ها نمایش‌های دیپلماتیک، این مسائل سرانجام در نشستی محرمانه در کمپ دیوید در سال ۲۰۰۰، به میزبانی بیل کلینتون، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، مطرح شدند اما ایهود باراک، نخست‌وزیر اسرائیل و یاسر عرفات، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، نتوانستند اختلافات خود را برطرف کنند.

هر یک از طرفین، دیگری را مسئول شکست مذاکرات دانستند. مقام‌های اسرائیل و آمریکا ادعا کردند که عرفات سخاوتمندانه‌ترین پیشنهاد ممکن را رد کرده است؛ اما فلسطینی‌ها آن را نمایشی توخالی خواندند که به هیچ‌وجه خواسته‌هایشان، مانند داشتن پایتختی در بیت‌المقدس شرقی، را برآورده نمی‌کرد.

جنبش مقاومت اسلامی حماس، که در سال ۱۹۸۷ در غزه پایه‌گذاری شد، با امتیازدهی جناح فتح برای رسیدن به صلح مخالفت بود از سال ۱۹۹۴ به بعد با حملات انتحاری، بارها مذاکرات را مختل کرد.

شهرک‌نشینان مذهبی نیز از آزادی عملی که اسرائیل در اختیارشان گذاشت استفاده کردند تا حضور یهودیان را در سرزمینی که معتقد بودند خداوند آن را به آن‌ها وعده داده است، گسترش دهند و مستحکم کنند.

بیل کلینتون، ۲۵ ژوئیه ۲۰۰۰، در کمپ دیوید در نزدیکی تورمونت، مریلند، ایالات متحده، با ایهود باراک، نخست وزیر اسرائیل و یاسر عرفات، رهبر فلسطین، دیدار کرد. اجلاس صلح خاورمیانه کمپ دیوید پس از ۱۵ روز مذاکرات فشرده به شکست انجامید، اما بیل کلینتون اصرار داشت که «پیشرفت قابل توجهی» در جهت پایان دادن به مناقشه اسرائیل و فلسطین حاصل شده است

منبع تصویر، Reuters

توضیح تصویر، مذاکرات کمپ دیوید در سال ۲۰۰۰ نتوانست شکاف میان خواسته‌های فلسطینی‌ها و پیشنهادات اسرائیلی‌ها را پر کند

بعد از اسلو چه اتفاقی افتاد؟

در سال ۲۰۰۰، با آغاز انتفاضه دوم فلسطینیان، مرکز ثقل سیاست اسرائیل به شکل چشمگیری به راست متمایل شد.

حزب کار اسرائیل که پایه‌گذار روند اسلو بود، به حاشیه رانده شد و جناح‌های مختلف راست‌گرای طرفدار شهرک‌سازی، جای آن را گرفتند.

مردم معترض فلسطینی با سرکوب نظامی اسرائیل مواجه شدند و کابینه آریل شارون ساخت دیوار حائل را برای جدا کردن فلسطینی‌ها از اسرائیل و برخی شهرک‌های یهودی در کرانه باختری اجرا کرد. یاسر عرفات نیز تا مدت کوتاهی پیش از مرگش در سال ۲۰۰۴ در رام‌الله در حصر بود.

شارون هزاران شهرک‌نشین یهودی را که در میان حدود یک و نیم میلیون فلسطینی در نوار غزه زندگی می‌کردند، خارج کرد و نیروهای نظامی را به اطراف منطقه منتقل نمود. همچنین چهار شهرک یهودی منزوی در کرانه باختری نیز تخلیه شدند.

سربازان مسلح اسرائیلی در حال گشت‌زنی در یک بازار عرب‌ها در جریان جستجوی شهرک‌نشینان ۱۶ ژانویه ۲۰۰۶ در شهر الخلیل در کرانه باختری - دیوان عالی اسرائیل اوایل همان ماه حکم داد که هشت خانواده باید مغازه‌های متعلق به فلسطینی‌ها را که از سال ۲۰۰۱ اشغال کرده بودند، ترک کنند

منبع تصویر، Uriel Sinai / Getty Images

توضیح تصویر، گشت‌زنی سربازان اسرائیلی در بازار عربی شهر الخلیل (کرانه باختری) در جریان جست‌وجوی شهرک‌نشینان، سال ۲۰۰۶

طرح «جدایی» پیامدهای گسترده‌ای داشت. هدف آن حفظ اکثریت یهودی در قلمرو اسرائیل از طریق کنار گذاشتن منطقه‌ای با جمعیت انبوه فلسطینی بود.

مشاور ارشد شارون به خبرنگاری گفت این طرح به قدری روند سیاسی را از کار انداخت که ادامه مذاکرات عملا ناممکن شد.

اما این اقدام موجب ایجاد شکاف در حزب لیکود و از دست رفتن حمایت طرفداران شهرک‌سازی شد. شارون بدون عقب‌نشینی، حزب جدیدی تشکیل داد تا در انتخابات سال ۲۰۰۶ شرکت کند.

چند هفته پیش از انتخابات، شارون دچار خونریزی مغزی شد و هرگز مشخص نشد که آیا طرح مشابهی برای کرانه باختری نیز در نظر داشته یا خیر.

محمود عباس، جانشین یاسر عرفات، طرح «جدایی» را خیانتی به اصول توافق اسلو دانست، اما در مقابل، حماس در غزه این طرح را به عنوان پیروزی مقاومت جشن گرفت.

با همکاری مصر، اسرائیل محاصره نوار غزه را تشدید کرد و درگیری‌های خشونت‌آمیز شدیدتر شد؛ گروه‌های مسلح فلسطینی حملاتی انجام می‌دادند و به سمت اسرائیل موشک شلیک می‌کردند، در حالی که اسرائیل با بمباران و عملیات نظامی تلاش می‌کرد مقاومت را کنترل کند.

در همین حال، حماس در کرانه باختری در حال تغییر و تحول بود.

شبه‌نظامیان مسلح و نقابدار فلسطینی در تظاهراتی در حمایت از جنبش حاکم حماس در شهر نابلس، کرانه باختری، در ۷ سپتامبر ۲۰۰۶ شرکت کردند

منبع تصویر، Jaafar Ashtiyeh / AFP via Getty Image

توضیح تصویر، در سال ۲۰۰۶ نیروهای مسلح فلسطینی در حمایت از جنبش حماس، در شهر نابلس در کرانه باختری تظاهرات کردند

حماس در انتخابات مجلس قانون‌گذاری تشکیلات خودگردان فلسطینی در سال ۲۰۰۶ شرکت کرد و به دلیل ناامیدی رای‌دهندگان از جنبش فتح به دلیل ناکامی در تحقق استقلال فلسطین و مدیریت شفاف و بدون فساد، اکثریت کرسی‌ها را به دست آورد.

حماس با توسل به زور، تشکیلات خودگردان را از غزه بیرون راند. این اقدام باعث شد غزه به مرکز مقاومت مسلحانه تبدیل شود و از کرانه باختری که تحت اداره فتح و پایبند به توافق‌های صلح بود، جدا شود.

اما نشانه‌هایی از تغییر نگرش در حماس دیده می‌شد که احتمال تمایل به تعامل سیاسی در آینده را نشان می‌داد؛ از جمله پیشنهادهایی برای آتش‌بس‌های طولانی‌مدت و اشاره به امکان تاسیس کشوری در سرزمین‌هایی که اسرائیل در سال ۱۹۶۷ اشغال کرده بود.

اما حماس منشور خود را که خواستار نابودی اسرائیل است، تغییر نداد.

در مقابل، اسرائیل همچنان به توسعه جغرافیایی و جمعیتی شهرک‌ها در کرانه باختری ادامه می‌داد؛ روندی که تا سال ۲۰۲۵ نیز ادامه یافته است.

با گذشت زمان، حماس از نبود نظارت دقیق در غزه بهره برد و با کمک متحدانی مانند حزب‌الله لبنان توان نظامی خود را در قالب «محور مقاومت» تقویت کرد.

نقشه

عوامل جدید

پس از حملات ۷ اکتبر و جنگ غزه، عوامل تازه‌ای وارد معادلات شد.

نتانیاهو گفته است که پس از ۷ اکتبر، مخالفتش با تشکیل کشور فلسطین شدت گرفته و چنین چشم‌اندازی را «تهدیدی برای موجودیت اسرائیل» می‌داند.

نتانیاهو وعده داده است که «کنترل کامل امنیتی بر کل مناطق غرب رود اردن»، از جمله نوار غزه و کرانه باختری، را حفظ کند.

پارلمان اسرائیل در ژوئیه ۲۰۲۴ قطعنامه‌ای را تصویب کرد که تاسیس کشور فلسطین را رد می‌کند.

حامیان راست‌گرای نتانیاهو خواهان الحاق بخش‌هایی از سرزمینی شده‌اند که فلسطینی‌ها برای تشکیل کشورشان مطالبه می‌کنند، از جمله مناطقی در نوار غزه.

برخی از این حامیان همچنین خواستار اخراج دائمی ساکنان غزه هستند.

در اسرائیل اجماع گسترده‌ای وجود دارد که حماس باید نابود شود. اما تلاش برای رسیدن به این هدف تاثیر شدیدی بر غیرنظامیان غزه گذاشته است.

نمودار

اما پس از ترور فرماندهان ارشد نظامی حماس و تضعیف گروه‌های مسلح حزب‌الله و ایران، فشارهای بین‌المللی بر اسرائیل برای حرکت به سمت صلح افزایش یافته است.

نشست مشترک سازمان ملل با حمایت کشورهای عربی و اروپایی و بیانیه‌های اخیر فرانسه و بریتانیا درباره قصدشان برای به رسمیت شناختن کشور فلسطین، نشانه‌ای از تغییر رویکرد بین‌المللی و افزایش فشار بر اسرائیل برای پذیرش راه حل دو‌کشوری است.

اما آمریکا که در گذشته یکی از اصلی‌ترین حامیان راه حل دو‌کشوری بود، اکنون به نظر می‌رسد از این موضع فاصله گرفته است.

اگرچه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، موضع روشنی در این زمینه اعلام نکرده، اما دولت او با برگزاری این کنفرانس در سازمان ملل مخالفت کرده است.

در یک سند محرمانه آمریکا که رویترز به آن دست یافته، آمده است: «ایالات متحده با هر اقدامی که به صورت یک‌جانبه کشوری فرضی به نام فلسطین را به رسمیت بشناسد، مخالف است؛ چرا که این موضوع موانع حقوقی و سیاسی قابل توجهی را در مسیر حل نهایی این مناقشه ایجاد می‌کند و ممکن است در جریان جنگ، اسرائیل را تحت فشار قرار دهد و به دشمنان آن کمک کند.»

ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره اینکه آیا باید به اسرائیل فشار آورد تا به راه حلی بلندمدت برسد، گفت این کار ممکن است به منزله پاداش دادن به حماس تلقی شود.

در نبود حمایت آمریکا از تلاش‌ها برای احیای راه حل دو‌کشوری، دستیابی به پیشرفت واقعی در این مسیر با تردیدهای جدی روبه‌رو است.

گزارش از لینا شیخونی، مارتین آسر، لمیس الطالبی و پل کوزیاک از بی‌بی‌سی عربی