دانیل خلیفه، سرباز بریتانیایی که رویای شهرت داشت و جاسوس ایران شد

- نویسنده, دانیل سنفورد
- شغل, گزارشگر بیبیسی
درست بعد از ساعت ۰۷:۳۰ روز ۶ سپتامبر سال گذشته بود که اسکای ووکینز در جاده دوبانده در جنوب میدان وانزوورث لندن رانندگی میکرد.
او آنچه را که میدید نمیتوانست باور کند. درست جلوی او، از زیر یک کامیون که در خط کشی عبور پیاده توقف کرده بود، مردی بیرون آمد و راه خود را گرفت و رفت.
خانم ووکینز آن روز را این گونه به یاد میآورد: « دیدم که روی زمین افتاد، بعد غلطی زد و بیرون آمد، ایستاد و با خونسردی به طرف پیادهرو رفت. یادم میآید که او یقه کتش را بالا زده بود و بسیار عادی رفتار میکرد - گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است.»
این مرد دانیل خلیفه، سرباز سابق ارتش بریتانیا بود که قرار بود در همان وقت در زندان و در انتظار محاکمه به اتهام جاسوسی برای ایران باشد.
او دو شلوار را به هم گره زده بود و با آن خود را به زیر یک کامیون حمل اقلام مورد نیاز زندان وانزوورث آویزان و از زندان فرار کرده بود.
صبح آن روز، خلیفه در آشپزخانه زندان مشغول به کار بود. وقتی کامیون تحویل روزانه غذا رسید، از آشپزخانه خارج شد و خود را زیر کامیون بست در حالیکه بالابر پشت کامیون او را از چشم پنهان میکرد.
همانطور که کامیون به سمت محوطه بازرسی حرکت میکرد، او صدای یکی از کارگران آشپزخانه را شنید که میپرسید: «این پسره کجاست؟» محوطه بازرسی بین دروازه بیرونی و در ورودی زندان قرار گرفته که خودروهای ورودی و خروجی در آنجا بازرسی میشوند.
راننده کامیون به یاد دارد که شنید یکی از ماموران امنیتی زندان میگفتند یک نفر گم شده و دو نگهبان خودرو او را دو بار با چراغ قوه و آینه به دقت بازرسی کردند و در نهایت به آن اجازه خروج دادند.
او به یاد میآورد که «به نگهبان گفتم مطمئنی میتوانم بروم؟ چون فکر میکردم اگر کسی گم شده باشد، باید زندان قرنطینه امنیتی شود.»
علیرغم هشدار امنیتی، خروج خلیفه از زندان بدون مانع صورت گرفت.
فرار او و تعقیب سه روزه پس از آن به خبر اصلی در سراسر بریتانیا تبدیل شد اما در آن مرحله در مورد شرح حال این جوان ۲۲ ساله یا دلیل زندانی بودن اطلاعات چندانی در دسترس مردم قرار داده نشده نبود.
هنوز هم گزارش رسمی در مورد نحوه فرار او منتشر نشده است.
بعد از فرار خلیفه، تحقیقات مستقلی در مورد آن انجام شد، اما علیرغم درخواستهای مکرر بیبیسی، وزارت دادگستری بریتانیا یافتههای خود را در اختیار ما قرار نداد.
اکنون خلیفه در ارتباط با اتهام جاسوسی برای حکومت ایران مجرم شناخته شده است.
بیبیسی تحقیقاتی را در مورد شرح زندگی او انجام داده و اینکه چه چیزی باعث شد در حین کار برای ارتش بریتانیا با ماموران ایرانی تماس بگیرد.

منبع تصویر، Met Police
خلیفه در سال ۲۰۰۱ در لندن از مادری ایرانی-بریتانیایی و پدری لبنانی-بریتانیایی متولد شد. پدر و مادرش خیلی زود از هم جدا شدند و او با پدرش ارتباط چندانی نداشت.
بسیاری از دوستان خلیفه در زمان دانشآموزی دوره متوسطه او در مدرسهای در جنوب غرب لندن از خانوادههای مرفه بودند و او از فقر نسبی خود احساس شرمندگی میکرد.
برای او درس خواندن آسان نبود اما توانست در ده درس نیمه اول دوره متوسطه قبول شود.
در سن ۱۵ سالگی خلیفه در حال استفاده از یک آهنربای نیرومند به منظور خنثی کردن هشدار امنیتی متصل به اجناس در یک مغازه با هدف دزدیدن آنها دستگیر شد.
او در جریان محاکمه اخیر خود خطاب به هیئت منصفه گفت: «من همیشه برای آشکار کردن نقصهای امنیتی استعداد خاصی داشتهام.»
او گفت که مادرش بسیار سختگیر بود و او «دوست داشت از خانه فرار کند» و «احساس آزاد بودن را» بچشد.
بنابراین در سپتامبر ۲۰۱۸، در سن ۱۶ سالگی به ارتش پیوست.
یکی از سربازان همدوره خلیفه در کالج مقدماتی نظامی در هاروگیت به بیبیسی گفت که خلیفه به خاطر گستاخی، تکبر و اعتماد به نفس بیش از حد شهرت داشت.
او افزود: «به نظر میرسید که میخواهد همیشه کانون توجه باشد. دوست داشت همه به او توجه کنند و شخصیت بزرگی باشد که میتواند خودنمایی کند.»

منبع تصویر، Dexter Couchman
مرحله بعدی اشتغال خلیفه در ارتش، دوره آموزشی به عنوان مامور ارسال پیام دور بود اما رویای او برای عضویت در هنگ نیروهای ویژه از میان رفت زیرا به او گفته شد که به خاطر نیمه ایرانی بودن، صلاحیت امنیتی عضویت در این واحد حساس نظامی-ضد اطلاعاتی را ندارد.
خلیفه چند هفته پس از ورود به دورست با مردی ایرانی به نام حامد قشقاوی در فیسبوک تماس گرفت.
قشقاوی به خاطر کمک به استخدام یک نظامی سابق آمریکایی به نام مونیکا ویت برای جاسوسی به نفع ایران از سوی ایالات متحده تحریم شده بود و خلیفه از این موضوع اطلاع داشت.

منبع تصویر، Julia Quenzler / BBC
خلیفه به منظور جلب اعتماد طرف ایرانی، چند نسخه ساختگی از اسناد محرمانه را تولید کرد و برای جلب اعتماد طرف ایرانی برای قشقاوی فرستاد و به تدریج با آنها رابطه برقرار کرد.
یکی از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان رابط او تعیین شد که در ارتباطات خود با خلیفه از اسم رمز «دیوید اسمیت» استفاده میکرد.
در اوت ۲۰۱۹، در حالیکه کمتر از یک سال از ورود خلیفه به ارتش گذشته بود، او مبلغ ۱۵۰۰ پوند را از طرف ایرانی دریافت کرد. این مبلغ در یک کیسه جمعآوری مدفوع سگ در محلی در پارک میل هیل شمال لندن گذاشته شده بود.
آنچه که خلیفه پس از اولین دریافت از طرف ایرانی انجام داد بسیار عجیب بود. او فرم تحویل اطلاعات را در وبسایت سرویس اطلاعات داخلی بریتانیا – امآی ۶ – پر کرد. این سازمان شهرت عمومی خود را بیشتر مدیون شخصیت خیالی جیمز باند است.
او به این سازمان گفت که با دادن اطلاعات جعلی به طرف ایرانی، از آنها پول گرفته است و داوطلب است که «جاسوس دوجانبه» باشد.
خلیفه فاش نکرد که عضو ارتش است و سازمان اطلاعات داخلی بریتانیا هم به پیشنهاد او ترتیب اثر نداد.
خلیفه که از واکنش سازمان ناامید شده بود، به زندگی خود به عنوان یک سرباز جوان ادامه داد، اما تماس خود با طرف ایرانی را هم حفظ کرد.
یک سال بعد، در اوت ۲۰۲۰، خلیفه به استانبول در ترکیه پرواز کرد.
آنچه در این سفر روی داد نامشخص است. به نظر میرسد که این سفر با منظور خاصی – لااقل از سوی طرف ایرانی – صورت گرفت.
قصد طرف ایرانی این بود که خلیفه به تهران سفر کند اما او به ندرت از هتل هیلتون استانبول – محل اقامت خود – خارج شد.
خلیفه بعدا به قشقاوی گفت که رابطهای سپاه پاسداران ترتیبات کار را به هم ریختند اما گفت که او «چیزی» را به آنها تحویل داده است.
خلیفه در یک پیام صوتی به قشقاوی گفت: «بستهای را به آنها تحویل دادم، اما فکر میکنم حدود هشت روز است که به من پاسخی ندادهاند.»
«دیوید اسمیت»، رابط خلیفه در ایران، از او خواست مراقب باشد و در تلگرام نوشت: «ما میتوانیم سالها با هم کار کنیم.»
خلیفه پاسخ داد: «مطمئنا، تا زمانی که به من نگویید ارتش را ترک نمیکنم. بیشتر از ۲۵ سال دیگر.»
خلیفه در طول مدت خدمت در ارتش، از جمله زمانی که در یک تمرین نظامی در ایالات متحده بود، تصاویر متعددی از تجهیزات ارتباطاتی مخفی را در آیفون خود جمع آوری کرد - از جمله صفحه نمایش یک رایانه که نشانی آی پی را نشان میداد. مشخص نیست که او در مجموع چند عکس را به ایران فرستاد.
خلیفه در طی یک مکالمه با رابطهایش که روی آیپدش ضبط شد، گفت که میخواهد آنها به او آموزش جاسوسی بدهند.
او گفت: «میخواهم از شما آموزش بگیرم و فکر می کنم بهترین جای آموزش و تمرین برای من در داخل ایران است.»
او افزود: «من از همه در اینجا باهوشترم و جایزهای هم گرفتهام. من از همه بهترم. از همه باهوشترم.»
جایزهای که خلیف به آن اشاره میکرد، جایزه بهترین سرباز جوان در واحد کوچک او بود که برای آن یک جایزه ارزانقیمت دریافت کرد.
اما آموزش و تمرین مورد نظر در ایران هرگز اتفاق نیفتاد.

منبع تصویر، Supplied
در اواخر همان سال، خلیفه تهیه فهرستی از اسامی نفرات هنگهای مختلف نیروهای ویژه از واحد ویژه هوایی و واحد ویژه دریایی را شروع کرد.
او در ابتدا فقط به نام خانوادگی و حروف اول اسامی دسترسی داشت، اما نقصی در سیستم درخواست مرخصی و تعطیلات ارتش پیدا کرد که به او امکان داد نام کوچک نفرات را هم پیدا کند و از این فهرستها عکس بگیرد. این عکسها بعدا در گوشی آیفون او پیدا شدند.
طرفهای ایرانی که به وضوح از اطلاعاتی که از خلیفه دریافت میکردند خوشحال بودند، برای دومین بار در اکتبر ۲۰۲۱ ترتیبی دادند که هزار پوند را از زیر یک گلدان گل در کنار مقبرهای در یک قبرستان واقع درغرب لندن بردارد.
بلافاصله پس از دریافت این مبلغ، خلیفه دوباره با سازمانهای جاسوسی بریتانیا، این بار با سرویس امنیتی امآی ۵ مسئول اطلاعات داخلی، تماس گرفت.
تماسهای تلفنی او در روزهای ۹ نوامبر و ۲۲ نوامبر ۲۰۲۱ ضبط شد.
خلیفه نام خود را نگفت، اما فاش کرد که او یک سرباز در حال خدمت است. البته امآی ۵ او را به عنوان «جاسوس دوجانبه» استخدام نکرد و در عوض، خلیفه روز ۶ ژانویه ۲۰۲۲ در پادگان خود دستگیر شد.
نهادهای بریتانیایی هرگز نخواهد فهمید که حساسترین اطلاعاتی که خلیفه به ایران فرستاده بود چه بوده است.
اکثر پیامهای مبادله شده او با مخاطبانش از طریق اپلیکیشن رمزگذاری شده تلگرام، حذف شدهاند.
با اینهمه، به نظر میرسد که او حداقل دو سند طبقهبندی شده ارسال کرده است - یکی در مورد هواپیماهای بدون سرنشین و دیگری در مورد «اطلاعات، مراقبت و شناسایی.»
خلیفه حتی اسناد ارسالی را هم ویرایش میکرد و عنوان طبقهبندی «محرمانه اداری» را به «سری» تغییر میداد تا مهمتر به نظر برسند. در یک مورد، او املای واژه سری را هم اشتباه نوشت.
سرهنگ دومینیک مورفی، فرمانده اداره مبارزه با تروریسم پلیس لندن گفته است که «فقط خود او میداند که چرا دست به چنین کاری زد.»
او میافزاید: «من معتقدم که برخی از این اقدامات او در انطباق با تخیلاتش صورت گرفت اما با کارهای او، آسیب قابل توجهی هم وارد آمد.»
این افسر پلس خلیفه را شبیه والتر میتی، شخصیت داستانی والت دیسنی میداند که در مورد پیروزیهای شخصی خود خیالپردازی میکرد.
سرهنگ مورفی در عین حال میافزاید که «مشکل اینجاست که اقدامات این والتر میتی در دنیای واقعیات صورت گرفت و تاثیرات واقعی داشت.»
پس از دستگیری، خلیفه اجازه یافت به خدمت در ارتش ادامه دهد اما به کارهایی با حساسیت کمتر گماشته شد.
اما همچنان که کارآگاهان به تدریج پرونده او را تکمیل کردند، او احساس میکرد که بزودی گرفتار خواهد شد.
خلیفه روز ۲ ژانویه ۲۰۲۳ از محل خدمت غیبت کرد. به دادگاه گفته شد که او یک بمب ساختگی شبیه وسایل انفجاری را روی میز خود گذاشت و رفت.
اگرچه این وسیله چندان شبیه بمب واقعی نبود اما به هر حال باعث شد که به منظور اطمینان از بی خطر بودن آن، واحد خنثیسازی بمب به محل خوانده شود.

منبع تصویر، Met Police
اما او راه دوری نرفت و دوباره در ۲۶ ژانویه ۲۰۲۳ در فاصله حدود ۱۱ کیلومتری پادگان محل خدمتش دستگیر شد.
کارآگاهان کشف کردند که او در یک ون با یک تخت، یک فرش و یک توالت قابل حمل زندگی میکرده است. آنها همچنین ۱۸ هزار پوند پول نقد را در خودرو او پیدا کردند که مقداری از آن اسکناس تقلبی بود.
خلیفه بر اساس قانون مبارزه با تروریسم به تهیه اسامی نفرات ویژه و ساختن و قرار دادن بمب ساختگی متهم شد.
بعدا تحت قانون منع سوء استفاده از اطلاعات محرمانه، اتهام جمعآوری اطلاعات به نفع دشمن - در این مورد ایران – به اتهامات او اضافه شد.

قبل از بر گزاری محاکمه خلیفه، او را به بند زندانیان در معرض آسیب در زندان وانزوورث زندانی کردند زیرا این نگرانی وجود داشت که مورد حمله سایر زندانیان قرار گیرد.
کریس جونز، یکی از زندانیان همین بند - که پس از گذراندن هفت ماه در وانزوورث تبرئه شد - خلیفه را «موجودی عجیب و غریب» توصیف میکند که به او گفته بود «عشق شهرت داشت.»
در دوره زندان، خلیفه موفق شد به عنوان کمک درآشپزخانه زندان شغلی پیدا کند. او در آنجا شلوار مخصوص آشپزخانه و تعدادی گیره فلزی را پیدا کرد که برای محافظت از کمدهای غذا دربرابر موشها به کار میرفت و برای فرار از آنها استفاده کرد.
خلیفه پس از بیرون آمدن از زیر کامیون راهی محله ریچموند در حومه لندن شد و یک کلاه بیسبال را از یک فروشگاه دزدید و به سر گذاشت تا شناسایی نشود.
به نظر نمیرسد که در این مرحله او پولی داشته باشد. اما آن شب از تلفن یک میخانه با کسی تماس گرفت و مدتی نگذشت که ۴۰۰ پوند پول نقد دریافت کرد.
هنوز کسی به کمک مالی به خلیفه، زندانی فراری، متهم نشده است، اما کارآگاهان فکر نمیکنند این پول را ماموران ایرانی به او داده باشند.
او برای رابط ایرانی خود پیامی گذاشت و گفت که «منتظر هستم» اما پاسخی دریافت نکرد.
خلیفه اولین شب فرار خود را در پارک ریچموند خوابید. شب دوم را احتمالا در چیزیک در فاصله چند کیلومتری این پارک گذراند و با نزدیک شدن پلیس برای دستگیریاش، او شب سوم را در خیابانهای غرب لندن گذراند.

منبع تصویر، Met Polic
در این مدت، مردم درگیر اخبار فرار خلیفه از زندان بودند و صدها نفر مشاهده او را گزارش کردند – برخی واقعی و بسیاری دیگر غیرواقعی.
زنی که برای گرداندن سگش بیرون رفته بود به بیبیسی گفت که در پارک چیزیک خلیفه آمد و کنارش روی نیمکتی نشست. او گفت که خلیفه «خوب لباس پوشیده» و «بسیار مودب» بود، و در مورد سگ نژاد مالتی خود با او صحبت کرد.
یک دونده هنگام دویدن صبحگاهی دو بار خلیفه را دید - یک بار وقتی که روی یک نیمکت دراز کشیده بود و بار دیگر هنگام راه رفتن در یک گورستان محلی.
فرانک نون به بیبیسی گفت: «من در واقع کمی هم برای او متاسفم. من فکر کردم برای کسی که تحت تعقیب بود، آنقدرها هم ترسناک به نظر نمیرسید. فقط آنجا نشسته بود و به کار خودش فکر میکرد.»
در ساعت ۱۰:۳۵ روز شنبه ۹ سپتامبر خلیفه در حال دوچرخه سواری در مسیر یدک کش کانال در نورثولت در شمال غرب لندن توسط یک کارآگاه لباس شخصی اداره مبارزه با تروریسم پلیس لندن دستگیر شد.
او ۷۵ ساعت در حال فرار بود - اما هرگز بیش از ۱۱ مایل از زندان وانزوورث دور نشد.
خلیفه در بخشی از محاکمه خود به فرار از زندان هم اعتراف کرد.
هیئت منصفه پس از ۲۳ ساعت مشورت، او را در ارتباط با نقض قانون منع افشای اطلاعات محرمانه و قانون مبارزه با تروریسم مجرم شناخت. او از اتهام ساخت بمب در پادگان ارتش تبرئه شد.
وکیل خلیفه درباره موکل خود میگوید که او بیش از اینکه جیمز باند باشد، شبیه شخصیت کارتونی اسکوبی دو است؛ یک آماتور بخت برگشته در ماموریت یکنفره برای تبدیل کردن خود به جاسوس دوجانبه، کسی که اگر با امآی ۵ تماس نمیگرفت، هرگز دستگیر نمیشد.
حتی کارآگاهان سختگیر اداره مبارزه با تروریسم که در مورد خلیفه تحقیق کردهاند قبول دارند که او تا حد زیادی اسیر خیالپردازی بوده است.
اما در این پرونده این سئوال وجود داشته است که این فرد خیالپرداز – که پیشنهاد بیش از ۲۵ سال کار برای سپاه پاسداران را داده بود – آیا در نهایت اسراری از ارتش بریتانیا را به سازمانی در قلب حکومت امنیتی ایران تحویل داده است؟
هیئت منصفه در دادگاه نتیجه گرفت که چنین کرده است..
بالاخره روز سوم فوریه دانیل خلیفه، سرباز سابق ارتش بریتانیا، به جرم جاسوسی برای ایران و فرار از زندان به ۱۴ سال و سه ماه زندان محکوم شد.
قاضی دادگاه به هنگام تعیین مجازات دانیل خلیفه گفت که او «در دو نوبت با دریافت مبالغی برای ملاقات با ماموران اطلاعاتی ایران به ترکیه سفر کرد».
در دادگاه گفته شد که دانیل خلیفه «اطلاعات زیادی را جمعآوری کرده بود» و قاضی «یقین حاصل کرده است که او قصد داشت این اطلاعات را برای ایرانیها ارسال کند».














