پرگار؛ دهه چهل به نام پهلوی، به کام جمهوری اسلامی؟

رد شدن از پست YouTube
اجازه نشان دادن محتوای Google YouTube را می دهید؟

این مطلب شامل محتوایی از Google YouTube است. قبل از بارگیری این محتوا از شما اجازه می گیریم، زیرا ممکن است این سایت ها از کوکی ها و یا سایر انواع فن آوری استفاده کنند. می توانید سیاست Google YouTube را درباره کوکی ها و سیاست مربوط به حفظ حریم خصوصی را پیش از موافقت بخوانید. برای دیدن این محتوا روی "موافقت و ادامه"‌کلیک کنید.

توضیح: بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست. محتوای YouTube ممکن است شامل آگهی باشد.

پایان پست YouTube

اگر یک دهه در ایران را بتوان نام برد که جمع اضداد بود و نبرد اضدادش سرنوشت ایران را رقم زدند این دهه همان چهل خورشیدی است.

دوران شکوفایی اقتصاد، سال‌های جوشش اشعار ناب و افکار تجدد‌خواهانه، دهه‌ای که درهای آموزش عالی در سطحی متفاوت به روی جامعه باز شد.

گسترش امکانات تفریحی‌ برای قشر وسیع‌تر جامعه و شناختن حق رای زنان و اصلاحات ارضی در این دهه اتفاق افتاد. اصلاحاتی که با برگزاری یک همه‌پرسی و در قالب اصول شش‌گانه اصلاحات اقتصادی و اجتماعی محمدرضا شاه پهلوی، موسوم به انقلاب سفید یا انقلاب شاه و مردم، به رای گذاشته شد.

شخصیت‌هایی چون مهدی اخوان ثالث، احمد شاملو، غلامحسین ساعدی و بسیاری دیگر، در پهنه ادبیات نوپای مدرن ایران به نام‌های آشنا تبدیل شدند و در عرصه سینما به رغم اقبال مردم کوچه و بازار از فیلم‌های عامه‌پسند سینمای هنری نیز رشد کرد و آثاری از ابراهیم گلستان چون «خشت و آینه»، «تپه‌های مارلیک» و «گنجینه‌های گوهر» و ناصر تقوایی چون «آرامش در حضور دیگران» دریچه‌ای متفاوت به روی مخاطب باز کردند.

فرح پهلوی، شهبانوی سابق، طراح بسیاری از برنامه‌های فرهنگی در آن دوران بود. یکی از مهم‌ترین این برنامه‌ها مجموعه جشن هنر شیراز بود که در سال ۱۳۴۶ با حضور هنرمندان سرشناس داخلی و خارجی شروع به کار کرد.

اما اینها یک سوی ماجرا بود. همزمان شکاف‌هایی در جامعه در حال شکل‌گیری بود که از فاصله شدید میان شاه و مردم حکایت داشت.

در همین سال‌ها بود که مبارزه با سلطنت شکل دیگری به خود گرفت. نطفه سازمان‌های چریکی، جنبش‌های دانشجویی و روشنفکری و همچنین قدرت گرفتن روحانیون در این سال‌ها بسته شد.

محمدرضا شاه بر خلاف پدرش همواره سعی می‌کرد با روحانیون با تسامح و مدارا برخورد کند و تاجگذاری او به عنوان یک پادشاه شیعه در سال ۱۳۴۶ و اصرار او بر پایبندی به اسلام باعث شده بود مذهبیون کم‌تر زیر نگاه دستگاه امنیتی باشند. بسیاری از چهره‌هایی که بعدها سران جمهوری اسلامی شدند در میانه دهه چهل در حسینیه ارشاد سخنرانی می‌کردند.

تاثیر اتفاقات این دوره به اندازه‌ای بود که به باور بعضی، انقلاب ۱۳۵۷ محصول همین تحولات بوده است. به این دلیل که همزمان با سیر صعودی تورم در پایان دهه چهل و رکود اقتصادی، قدرت خرید خانوار‌ها در سال‌های منتهی به انقلاب به شدت کاهش یافت. به این ترتیب شاید بتوان گفت تحولات دهه چهل به نوعی از عوامل تاثیرگذار در انقلاب ۱۳۵۷ بود به این معنی که سال‌های رونق در دهه چهل انتظارات را در جامعه بالا برد اما در سال‌های بعد با پایین آمدن سطح رفاه، جامعه دچار تلاطم شد.

در بحثی از برنامه پرگار تحولات این دهه و تناقضات درونی آن را با علی امینی نجفی و مهرداد درویش‌پور در میان گذاشتیم.

مرداد ۱۳۳۲، تهران

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، مرداد ۱۳۳۲، تهران

به باور هر دو مهمان تحولات دهه چهل خورشیدی به نوبه خود تحت تاثیر کودتای ۲۸ مرداد بود. روی کار آمدن فضل‌الله زاهدی و احساس نفرت و تحقیری که در جامعه از دولت کودتا شکل گرفته بود، منجر به قدرت گرفتن جریان‌هایی در سیاست ایران و برجسته شدن آنها در جامعه شد.

در این سال‌ها سه گفتمان بیشتر از دیگر جریان‌ها در جامعه نفوذ کردند؛ گفتمان اسلام‌گرایی با محوریت روح‌الله خمینی که با وجود اعتقادات ضد امپریالیستی به شدت «واپسگرا» بود، جریان چپ‌ که به طور سنتی هیچ‌گونه دستاورد محمدرضا شاه را به رسمیت نمی‌شناخت، و گفتمان ملی‌گراها با چهره‌هایی چون علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی، داریوش فروهر و کریم سنجابی که تا حدی میانه‌روی را پیشه کرده بودند.

البته گفتمان‌های دیگری هم در کنار جریان‌های اصلی، به سطح جامعه رخنه کردند که لزوما سیاسی نبودند اما غرب‌ستیزی از اصول اولیه آنها بود. به عنوان مثال جریان عرفانی که از قضا هوادارانی در میان هر سه جریان اصلی داشت. قابل توجه اینکه این گفتمان عرفانی به صورت قانونی و در مواردی حتی در نشریه‌های دولتی بیان می‌شد.

تمامی این گفتمان‌ها دستکم در یک عامل اشتراک نظر داشتند؛ غرب‌ستیزی. عاملی که در میان روشنفکران و ذهنیت‌سازی آنها در سطح جامعه به شدت مشهود بود. به عنوان مثال جلال آل‌احمد در کتاب غرب‌زدگی به صراحت، روحانیون و حوزه‌های علمیه را به کار سیاسی دعوت می‌کرد.

مهرداد درویش‌پور، جامعه‌شناس، در خصوص نارضایتی جامعه در آن دوران می‌گوید: «در این مقطع سطح نفرت مردم از سیاست‌های تند حکومت و ساواک به حدی بود که حتی با وجود توسعه اقتصادی و افزایش رفاه اجتماعی، با جریان‌های مخالف رژیم هم‌مسیر می‌شدند. تحولاتی چون اصلاحات ارضی، انقلاب سفید و حق رای زنان، به چشم جامعه ناراضی ایران نمی‌آمد.»

۲۲ فروردین ۱۳۴۱؛ محمدرضا شاه و فرح پهلوی به همراه جان اف کندی و ژاکلین کندی در کاخ سفید

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، ۲۲ فروردین ۱۳۴۱؛ محمدرضا شاه و فرح پهلوی به همراه جان اف کندی و ژاکلین کندی در کاخ سفید

اهل فرهنگ و هنر اما به دهه چهل همواره نگاهی غبطه‌خوارانه و رشک‌آمیز داشته‌اند. دورانی که شاهد رشد و شکوفایی بسیاری از آثار ادبی، هنری و فرهنگی تازه و نو بود. دهه‌ای که سینما در آن شکفت و تئاتر زاده شد.

بسیاری بر این باور هستند که در دهه چهل بود که تلقی نویسندگان نسبت به «زبان» تغییر کرد. نویسنده‌ها و مترجمانی چون شاهرخ مسکوب و نجف دریابندری با فاصله گرفتن از کلیشه‌های نسل‌های قبل، سعی در زبان‌آوری و زبان‌سازی کردند.

در همین دوره است که ادبیات ایران علاوه بر محتوا، در ابداع فرم‌های نو هم قدم برمی‌دارد. پیش از آن، داستان‌نویسی در ادبیات ایران تنها به داستان‌های کوتاه محدود می‌شد که سردمدار آنها نویسندگانی چون صادق هدایت، ابراهیم گلستان و صادق چوبک بودند. حرکت به سوی رمان‌نویسی، در این دهه اتفاق افتاد و نویسندگانی چون احمد محمود، علی محمد افغانی، محمود دولت‌آبادی و اسماعیل فصیح پا به عرصه رمان‌نویسی گذاشتند.

اما چه شد که روشنفکرانِ سرخورده از حوادث پس از کودتای ۲۸ مرداد، خالق چنین آثار شگفت‌انگیزی می‌شوند؟

علی امینی نجفی، منتقد هنری، معتقد است کودتا و پس‌لرزه‌هایش هنرمندان را به سرحد پختگی رساند: «عده‌ای از آنها که به حبس محکوم شده بودند، در دوران زندان به این نتیجه رسیدند که باید حوزه سیاست را ترک کنند چرا که تخصصی در آن ندارند و درحیطه‌ای فعالیت کنند که به آن تعلق دارند، یعنی آفرینش هنری و ادبی. و این موضوع یکی از دلایل این درجه از بروز خلاقیت بود.»

با این حال به گفته آقای امینی ادبیات ایران سیاست‌زده بود. «در کشور ثروتمندی مثل ایران که فقر در آن بیداد می‌کرد، قشر روشنفکر به طور طبیعی و ذاتی به سمت تفکرات چپ متمایل می‌شدند. اصولا در آن زمان شرط نویسندگی و شاعری و فعالیت‌ در زمینه فرهنگ، مخالفت با دربار پهلوی بود و شاید بتوان گفت که نقش ساواک در شکل‌گیری این تفکر در میان روشنفکران غیر قابل کتمان است.»

علی امینی نجفی معتقد است در کشور ثروتمندی مثل ایران که فقر در آن بیداد می‌کرد، قشر روشنفکر به طور طبیعی و ذاتی به سمت تفکرات چپ متمایل می‌شدند

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، علی امینی نجفی معتقد است در کشور ثروتمندی مثل ایران که فقر در آن بیداد می‌کرد، قشر روشنفکر به طور طبیعی و ذاتی به سمت تفکرات چپ متمایل می‌شدند

اما چه شد که به رغم یکه‌تازی روشنفکران سکولار و چپ در عرصه هنر و فرهنگ، اسلام‌گرایی تحت رهبری روح‌الله خمینی بود که در عرصه سیاست با اقبال عامه روبرو شد؟

به باور علی امینی نجفی پر و بال گرفتن روحانیت در بسیاری از موارد از جانب حکومت صورت می‌گرفت و در نتیجه، جریان اسلام‌گرا در آستانه انقلاب به برتری قابل توجهی رسید، نکته‌ای که گویا هم پادشاه و هم روشنفکران نه تنها از آن غافل بودند که برایشان باورپذیر هم نبود.

مهرداد درویش‌پور در مورد تاثیر دهه چهل بر دهه پنجاه می‌گوید هر گاه در موازنه حکومت و جامعه یک سوی این موازنه، دیگری را تحت فشار سیاسی شدید قرار دهد و آن را تا آستانه‌ اسقاط پیش ببرد خشمی فروخورده را ایجاد می‌کند که دیر یا زود در قالب نیروهای رادیکال خود را نشان خواهد داد. خشم نویسندگان و شاعران و فیلمسازان دهه چهل ناشی از ناتوانی آنان در بیان عقاید خود و تحقیرشان توسط دستگاه امنیتی بود. حاصل این وضعیت اتفاقی بود که به نظر وی در سال پنجاه و هفت افتاد و به این معنا انقلاب ایران حاصل دهه چهل خورشیدی بود. ولی آنچه این روشنفکران خشمگین نمی‌توانستند ببینند این بود که این شرایط در نهایت به کام آیت‌الله خمینی و همفکرانش خواهد شد که در جامعه ریشه‌دارتر بودند، جامعه‌ای که با مظاهر مدرنیته آشنا ولی نسبت به آن بدگمان بود.