آموزش زبان چینی در مدارس ایران؛ از سیاست تا ناکارآمدی نظام آموزشی

منبع تصویر، Tasnim
زبان چینی به فهرست زبانهای خارجی قابل تدریس در مدارس ایران اضافه شد.
بر اساس جدیدترین مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش ایران، که ریاست آن با ابراهیم رئیسی، رئیسجمهوری اسلامی است، از سال ۱۴۰۳ به بعد، زبانهای چینی و عربی به فهرست زبانهای خارجی قابل تدریس در مدارس ایران اضافه خواهد شد.
آموزش زبان عربی در کنار زبان انگلیسی بخشی از برنامههای آموزشی در مدارس ایران است. حالا با مصوبه جدید، دانش آموزان میتوانند به جای زبان انگلیسی، زبان چینی یا عربی را برای یادگیری انتخاب کنند.
بحث تدریس زبانهای خارجی انتخابی غیرانگلیسی، مثل آلمانی، فرانسوی، اسپانیایی، چینی و روسی در مدارس ایران در سالهای اخیر بارها مطرح شده است.
مقامهای جمهوری اسلامی ایران بارها از ضرورت تدریس زبانهای دیگر، از جمله زبان چینی، سخن گفتهاند.
علی ذوعلم، معاون وقت وزیر آموزش و پرورش ایران در سال ۱۳۹۸، هم از طرح آموزش زبان چینی در مدارس با هدف «شکستن انحصار زبان انگلیسی» خبر داده بود.
آقای ذوعلم در آن زمان «مطالبه مجلس شورای اسلامی در حوزه زبانهای خارجی، افزایش کیفیت و شکسته شدن انحصار زبان انگلیسی» را از جمله دلایل ارائه چنین طرحی دانسته بود. اما به نظر میرسد که وزارت آموزش و پرورش دولت حسن روحانی، علیرغم مخالفت شخص او، برای پاسخ دادن به یک سخنرانی آیتالله علی خامنهای از وجود چنین طرحی سخن گفت.
رهبر جمهوری اسلامی، در سال ۱۳۹۵ به صراحت «اصرار بر ترویج انحصاری زبان انگلیسی در مدارس» را بخشی از «تهاجم فرهنگی کشورهای غربی» دانست و گفت: «زبان علم فقط انگلیسی نیست. زبانهای دیگر مثل اسپانیولی، فرانسه، آلمانی و زبان کشورهای شرقی هم زبان علم هستند.»
این موضوع در آن زمان، به مجادلهای علنی علی خامنهای و حسن روحانی انجامید و موضوع آموزش زبانهای مختلف، تحتالشعاع منازعات جناحی قرار گرفت.
بحث یادگیری زبانهای متفاوت و متنوع در مدارس، همزمان با یادگیری زبان انگلیسی در تمام دنیا سرعت و رواج پیدا کرده است.
در بسیاری از کشورها، دانشآموزان از سطح ابتدایی میتوانند همزمان دو زبان خارجی را بیاموزند و در سطوح بالاتر گزینههای بیشتری به دانش آموزان ارائه میشود.

منبع تصویر، SOCIAL MEDIA
سعید پیوندی، جامعهشناس و کارشناس آموزشی در پاریس، در گفتگو با بیبیسی فارسی به موضوع گرایش نظام آموزشی در اغلب کشورها به یادگیری زبانهای متنوع اشاره کرد و گفت :«زبان انگلیسی، که زمانی اصلیترین زبان خارجی بود، امروز موقعیت انحصاری خود را از دست داده، بدون آن که نفوذ آن کمتر از گذشته شود. این بدان معناست که در بسیاری از کشورها، در کنار زبان انگلیسی، زبانهای خارجی دیگر مثل اسپانیولی، پرتغالی یا چینی هم به عنوان زبان دوم خارجی تدریس میشود.»
آقای پیوندی، اما، معتقد است در ایران این موضوع بیش از آنکه آموزشی باشد، سیاسی و ایدئولوژیک است.
او افزود: «آموزش زبان عربی پس از سال ۱۳۵۷ به بعد، به این دلیل صورت گرفت که از آن به عنوان زبان قرآن یاد میشد. در سالهای گذشته، ما شاهد برخورد خصمانه دولتها و شخص آقای خامنهای با زبان انگلیسی بودیم و این رویکرد، مبنای آموزشی و علمی نداشته و صرفا بهخاطر دشمنی با غرب و آمریکا بوده است و در حالی که بیش از۶۰ درصد منابع علمی دنیا به زبان انگلیسی است، دشمنی با آن به معنای محروم کردن نسل جوان از تماس گسترده با دنیاست.»
آقای خامنهای در سال ۱۳۹۵ در ادامه انتقادهای خود از تدریس انحصاری زبان انگلیسی در مدارس، گفت:«آمدهایم میدان را باز کردهایم و علاوه بر اینکه این زبان انگلیسی را کردهایم زبان خارجی انحصاریِ مدارسمان، مدام داریم میآوریمش در مقاطع پایین؛ در دبستانها و در مهدکودکها. چرا؟»
به دنبال این اظهارات، دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش در سال ۱۳۹۶ اعلام کرد تدریس زبان انگلیسی در مدارس ابتدایی دولتی و غیر دولتی در ساعات رسمی یا غیررسمی ممنوع است و در صورت مشاهده، با مدارس برخورد خواهد شد.
فارغ از بحثهای سیاسی درباره اینکه چه زبانی در مدارس ایران تدریس شود، نکته مهمتر دیگر، ناکارآمدی نظام آموزشی در این حوزه است.
بهعنوان نمونه، با وجود آنکه دانشآموزان سالها زبانهای عربی و انگلیسی را در مدارس فرامیگیرند، اما اکثریت قریب به اتفاق آنها، اگر صرفا به آموزش زبان در مدارس اکتفا کنند، پس از پایان تحصیلات، حتی قادر به بیان سادهترین جملات به این زبانها هم نخواهند بود.
سعید پیوندی هم با اشاره به همین موضوع گفت: «مشکل ایران البته فقط انتخاب این یا آن زبان نیست. مسئله بر سر داشتن معلم و روش تدریس درست است. زبان عربی از همان سالهای ابتدایی به بچه ها درس داده میشود، ولی چند درصد از بچهها قادرند به عربی صحبت کنند یا متون عربی را بخوانند؟»
آقای پیوندی در پایان گفت: «حالا با این وضعیت، این پرسش در مورد زبان چینی با شدت بیشتری مطرح است چرا که علاوه بر تردید در داشتن معلمان کارآزموده، دوری زبانی و فرهنگی سبب می شود یادگرفتن آن هم دشوارتر شود.»











