شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
سقوط پنج شهر؛ زوال «جمهوری اسلامی افغانستان»
جو بایدن رئیس جمهور آمریکا، تصمیم نهایی برای خروج آخرین واحدهای نیروهای این کشور از افغانستان را تا پایان ماه اوت/آگوست ۲۰۲۱ اعلام کرد. همزمان با خروج بیقید و شرط نیروهای بین المللی از افغانستان، در دو ماه، طالبان به سرعت کنترل خود را بر بیش از ۱۴۳ ولسوالی (شهرستان) افغانستان گسترش داد.
جنگجویان طالبان بدون درگیری جدی ولسوالیها را یکی پی دیگر تصرف میکردند. پیش از آن، طالبان در دهات و راهها حضور داشتند، تنها در چند ولسوالی، مسئولان دولتی را رانده و عملا حاکم بودند.
در پی خروج تقریبا تمامی نیروهای خارجی، نفرات طالبان توانستند روزانه در مناطق دوردست کشور پیشروی کنند، مردم وحشتزده گرفتار در میان مهلکه توان انتخاب نداشتند. مسئولان محلی مراکز برخی ولسوالیها را خود تخلیه میکردند، و مراکز اداری را به مکان دیگری منتقل میساختند.
برخی ولسوالیها پیش از حمله طالبان، سقوط کردند و یا با پادرمیانی موسفیدان محلی به طالبان واگذار شدند. در اوایل، خروج نیروهای ارتش از ولسوالیهای دوردست برای تمرکز دفاع در شهرهای عمده توجیه قابل قبول از نظر نظامی بود. در یک نمونه، فوزیه کوفی، نماینده پیشین بدخشان در فیسبوکش نوشت که در بدخشان، نیروهای طالبان ساعاتی پس از ترک محلات توسط نیروهای دولتی به آنجا آمدند.
تا اول اوت/آگوست، طالبان تمام گذرگاههای مرزی با کشورهای همسایه را در اختیار خود درآورد تا روابط با کشورهای همسایه را کنترل کرده و مانع ازشکلگیری یک مقاومت احتمالی به کمک کشورهای همسایه شود.
شبرغان؛ پایگاه مارشال دوستم به دست طالبان افتاد
در ۶ اوت/آگوست، طالبان شهر زرنج، مرکز ولایت نیمروز را تصرف کرد، شهر زرنج بدون درگیری جدی سقوط کرد، مسئولان و نیروهای دولتی سوار بر خودروهای نظامی خود از مرز گذشتند و به ایران پناه بردند. پس از ۵ سال برای اولین بار طالبان کنترل مرکز یک ولایت را به دست گرفت و پس از آن مراکز ولایتها نیز پیهم سقوط میکردند.
ارتش افغانستان که در دو دهه همواره در کنار نیروهای بین المللی یا با پشتیبانی هوایی و اطلاعانی آنها جنگیده بود، یکباره خود را تنها دید که سبب تضعف روحیه جنگی آنها شد. بخش عمده درگیری که حالا در سراسر کشور به شدت جریان داشت به دوش کماندوهای نیروهای ویژه و هوایی افغانستان بود که به ولایتهای مختلف اعزام میشدند.
افراد یارمحمد دوستم، فرزند ارشد مارشال دوستم در جوزجان و فاریاب در کنار نیروهای دولتی به سختی در برابر پیشروی طالبان مقاومت کردند اما در نهایت منطقه را به طالبان واگذار کردند.
جوزجان و فاریاب، پایگاه مارشال عبدالرشید دوستم، معاون اول پیشین رئیس جمهوری بود. در دوره دوم ریاست جمهوری آقای غنی در حکمی عنوان مارشالی که بالاترین عنوان تشریفانی در ارتش افغانستان است را نیز به او اهدا کرد.
در همان روز، مارشال دوستم با اشرف غنی در ارگ دیدار کرد و یک طرح امنیتی را به رئیس جمهور پیشنهاد کرد که ظاهرا عملی نشد.
شام همان روز، ۷ اوت/آگوست، هواپیمای جنگی بی- ۵۲ آمریکایی، جنگجویان طالبان را در جوزجان بمباران کردند که ظاهرا تغییر تعیین کنندهای در میدان جنگ به جا نگذاشت و در نهایت این ولایت به طور کامل به تصرف طالبان درآمد.
قندهار؛ طالبان خاستگاه اولیه خود را بازپس گرفت
قندهار مهمترین شهر در جنوب افغانستان و خاستگاه جنبش طالبان در اوایل دهه ۱۹۹۰ است. ولایت قندهار که به طور سنتی در تاریخ معاصر افغانستان جایگاه تعیین کنندهای داشته است، و بیشتر حاکمان کشور از این ولایت بودهاند.
طالبان برای تسلط بر هلمند و قندهار به شدت جنگید. در اواخر ماه ژوئیه، گذرگاه مرزی اسپین بولدگ را تصرف کرد. این شهرک مرزی همان جایی بود که اولین بار بنیانگذاران طالبان، جنبش خود را از این شهرک آغاز کردند.
طالبان در اسپین بولدگ، دست به تصفیه گستردهای زد. دولت طالبان را متهم به کشتار غیرنظامیان کرد و ادعا شده که شماری زیادی از اعضای جامعه اچکزای که به ژنرال رازق فرمانده پیشین قندهار منسوب دانسته میشدند، از سوی طالبان کشته شدند.
از اوایل اوت/ آگوست دامنه درگیریها بین طالبان و نیروهای دولتی افغانستان به حومه و داخل شهر قندهار رسید. جنگجویان طالبان به شهر لشکرگاه مرکز ولایت هلمند، همجوار با هلمند، دومین ولایت مهم در جنوب کشور رخنه کردند.
درگیریهای شدیدی میان نیروهای ویژه ارتش در هلمند و قندهار با جنگجویان طالبان رخ داد. وزارت دفاع نیروهای ویژه کماندو به این شهرها اعزام کرد و بنا به گزارشها درگیری شدید «کوچه به کوچه» رخ داد.
۱۱ اوت/ آگوست، افراد طالبان مراکز مهم سیاسی و نظامی در مرکز شهر قندهار را تصرف کردند.
طالبان زندان مرکزی قندهار را تصرف و زندانیان را رها کردند.
هرات؛ اسماعیل خان برای بار دوم به اسارت طالبان درآمد
هرات، مهمترین شهر در غرب کشور در همسایگی ایران است.
در هرات، اسماعیل خان، چهره جهادی پیشین همراه با مقامهای دولتی، «شورای هماهنگی نظامی» را برای دفاع از این شهر ایجاد کرد که توانستند چند هفته شهر هرات را حفظ کنند. وزارت دفاع افغانستان ۳۰۰ نیروی ویژه ارتش برای کمک به آنها به هرات اعزام کرد.
اما در نهایت، روز ۱۳ اوت، طالبان عکسی را منتشر کرد که اسماعیل خان را در حلقه نیروهای این گروه نشان میداد. اسماعیل خان رهبر کهنهکار جهادی در اواخر دهه ۱۹۹۰ نیز به اسارت طالبان درآمده و پس از مدتی به ایران گریخته بود. این بار طالبان، ویدیویی از او و عبدالصبور قانع، والی هرات را منتشر کردند که او در آنها خواهان پایان درگیریها و یافتن راهحلی صلح آمیز شدند. چند روز بعد طالبان به آنها اجازه دادند که به ایران بروند.
سقوط هرات و قندهار، سقوط کابل را کلید زدند.
مذاکرات صلح در دوحه قطر نیز بدون دستیابی به توافقی به بنبست کشیده شد، نمایندگان طالبان حاضر به گفتگوی مستقیم با حکومت اشرف غنی که «اداره کابل» مینامیدند، نشدند.
طالبان با تصرف شهرها، دروازه زندانهای مرکزی را نیز گشودند و یا توجهی به نگهداری زندانیان نکردند و صدها زندانی گروه دولت اسلامی (داعش) نیز رها شدند که در یک سال گذشته، چالش امنیتی در برابر طالبان ایجاد کردهاند.
مزارشریف؛ سقوطی که «توطئه» خوانده شد
تجهیزات نظامی به جا مانده در پایگاههای ارتش و پلیس افغانستان به دست جنگجویان طالبان افتاد که در درگیریهای شدید برای تصرف شهرهای بزرگ استفاده کردند. به گفته اداره بازرس ویژه آمریکا (سیگار) حدود ۷.۲ میلیارد دلار تجهیزات نظامی آمریکا و ناتو به دست طالبان افتاد.
همراه با خروج نیروهای بین المللی، شرکتهای قراردادی خارجی نیز از افغانستان رفتند که سبب از کار افتادن بخش عمده نیروی هوایی این کشور شد، در زمانی که ارتش در میدانهای نبرد بیشترین نیاز به پشتیبانی هوایی برای کم کردن سرعت پیشروی طالبان داشت.
مزارشریف، مرکز ولایت بلخ پرجمعیتترین شهر و مهمترین مرکز تجاری و اقتصادی در شمال کشور است، از طریق شاهراه و راه آهن به بندر حیرتان با کشور ازبکستان هم مرز است.
در حالی که طالبان به سرعت در حال پیشروی در بلخ بودند، عطا محمد نور، والی پیشین بلخ، فرماندهی عمومی نیروهای دولتی و مردمی مقاومت در برابر طالبان را برعهده گرفت، محمد محقق و مارشال دوستم نیز از او اعلام حمایت کردند.
مقاومت شکل گرفته در مزارشریف، شهری با ترکیب جمعیتی چندقومی عمدتا تاجیک، ازبک و هزاره انتظار میرفت که مانع عمدهای در برابر پیشروی طالبان ایجاد کند و این شهر مهم را حفظ کند اما فقط چند هفته مانع رخنه طالبان به شهر شدند.
نیروهای طالبان با تصرف شهرکهای اطراف حلقه محاصره شهر را تنگتر کرده و بعدازظهر ۱۴ اوت/ آگوست وارد مزار شریف شدند. شامگاه آن روز، عطامحمد نور و شماری از همراهانش از پلی دوستی در حیرتان گذشتند و وارد ازبکستان شدند. او نیمه شب، در فیسبوک خود سقوط مزارشریف را «توطئه» خواند و نوشت که «میخواستند مارشال دوستم و مرا هم به دام بیندازند».
جلال آباد؛ بدون درگیری به طالبان تسلیم شد
جلال آباد، مرکز ولایت ننگرهار، مهمترین شهر در شرق افغانستان هم سرحد با مناطق قبایلی و شهر پیشاور پاکستان است.
در حالی که نیروهای طالبان به شهر نفوذ کرده بودند، ضیا الحق امرخیل، والی این ولایت صبح ۱۵ اوت/ آگوست دفتر خود را به طالبان تسلیم کرد.
آقای امرخیل در توییتر خود با نشر عکسی که ظاهرا افراد طالبان در دفتر او حضور دارند، نوشت: «خوش وقتم که قدرت به طالبان در ننگرهار ، بدون هیچ خونریزی در مرکز و ولسوالیها، از راه صلح آمیز، واگذار شد.»
آقای امرخیل از افراد نزدیک به محمداشرف غنی، رئیس جمهور وقت بود و شهر پرجمعیت جلال آباد نیز از پایگاههای عمده حکومت.
با تسلیم شدن جلال آباد، طالبان بر ورود به کابل و بازگشت به قدرت پس از دو دهه تمرکز کردند و شامگاه آن روز نیز وارد ارگ ریاست جمهوری در کابل شدند.