«تو خودت باعث شدی»؛ باورهای نادرست درباره تجاوز و آنچه درباره تعرض جنسی نمی‌دانیم

تصویر یک زن

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, النور لوری
    • شغل, خبرنگار امور اجتماعی، بی‌بی‌سی

هشدار: این گزارش حاوی جزئیاتی است که ممکن است برای بعضی آزاردهنده باشد. اسامی عوض شده‌اند.

پس از پنج سال انتظار، الی بالاخره در دادگاه حاضر شد و علیه کسی که به او تجاوز کرده بود، شهادت داد.

به او هشدار داده شده بود که تیم وکلای متهم هر آنچه را که بتوانند علیه او استفاده خواهند کرد.

با وجود این هشدار، وقتی از او درباره تصاویر دوربین مدار بسته‌ای سوال شد که او را کنار فرد متجاوز در یک بار نشان می‌داد در حالی که او لباسش را مرتب می‌کرد، احساس کرد که «کاملا تحت فشار قرار گرفته است».

او می‌گوید: «من مجبور شدم به جمعی از غریبه‌ها، به اعضای هیئت منصفه بگویم «بله، من پستان‌های بزرگی دارم که سنگین هستند و گاهی اوقات مجبورم لباسم را مرتب کنم»».

«بعد از آن به فکر فرو می‌روید و از خودتان می‌پرسید «چه چیزی را می‌خواستند القا کنند؟ این که من سعی می‌کردم طرف را تحریک کنم؟»».

تجربه او به هیچ وجه منحصر به فرد نیست. بر اساس تحقیقاتی که به تازگی از سوی سازمان «حمایت از قربانیان» انجام شده، سه‌ چهارم قربانیان جرایم جنسی گفته‌اند که دست کم یک بار در دادگاه سوالاتی از آنها پرسیده شده که فعالان حقوقی آنها را کلیشه‌‌ای و ناشی از باورهای نادرست مربوط به تجاوز می‌دانند. چنین سوالاتی از جمله درباره اقدام قربانیان برای جلوگیری از حمله، درباره نوشیدن الکل یا مصرف مواد مخدر توسط قربانی، و درباره این است که او در زمان حمله چه لباسی به تن داشته‌ است.

«تو خودت باعث شدی»

وکیل مدافع متهم در پرونده الی ادعا کرد که تمام ماجرا مربوط به یک شب مستی بوده که او بعدا از آن پشیمان شده است.

الی می‌گوید: «آنها به نوعی القا کردند که من زیادی نوشیده بودم و شاید [اتفاقی که افتاد را] فراموش کرده‌ام... روایتی که این مرد به هم می‌بافت،‌ بسیار عجیب و غریب بود».

او می‌گوید: «[آنها گفتند] آیا این درست نیست اگر بگوییم به تو تجاوز نشده است؟ در واقع آنچه اتفاق افتاد این بود که تو او را فریب دادی و روز بعد از آن پشیمان شدی و نتوانستی با شرم آن روبرو شوی، درست است؟».

در واقع او بعد از آن شبی که بیرون گذراند، به تنهایی روی تخت خوابید و این را یک دوست در دادگاه تایید کرد. اما صبح روز بعد که بیدار شد، مرد را روی خود دید.

فردی که به او تجاوز کرده بود، سابقه ارتکاب جرم داشت و به دلیل حمله به الی و یک زن دیگر به ۱۹ سال زندان محکوم شد.

الی با وجود تجربه وحشتناکی که پشت سر گذاشته،‌ خودش را جزو «خوش‌شانس‌ها» می‌داند. از هر ۱۰۰ مورد تجاوز ثبت‌ شده از سوی پلیس در انگلستان و ولز، کمتر از دو مورد به صدور حکم مجرمیت منجر می‌شود.

یکی از دلایل پایین بودن آمار این است که حدود ۶۰ درصد از افرادی که گزارش تجاوز می‌دهند، قبل از برگزاری دادگاه ازسیستم پیگیری قضایی خارج می‌شوند. پس از گزارش تعرض به پلیس، قربانیان ممکن است ماه‌ها یا حتی سال‌ها منتظر بمانند تا مهاجم آنها متهم شود. به گفته انجمن وکلای کیفری، به طور متوسط دو سال طول می‌کشد تا پرونده به دادگاه برسد.

بسیاری از افراد پس از سال‌ها انتظار، نگران این موضوع هستند که رفتار و گذشته جنسی آنها در دادگاه مورد بررسی قرار گیرد تا هیئت منصفه را تحت تاثیر قرار دهد.

تحقیقات درباره نگرش‌ها و درک عمومی از تجاوز و جرایم جنسی نشان می‌دهد که این استراتژی احتمالا موثر است.

دادستانی کل بریتانیا پس از نظرسنجی از بیش از ۳۰۰۰ نفر به این نتیجه رسید که «درک عمومی از تجاوز تحت تاثیر باورهای نادرست، سوء تفاهم‌ها، کمبود دانش و کلیشه‌های سنتی قرار دارد».

کمتر از نیمی از شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی‌ توانستند باورها و تصورات نادرست رایج درباره تجاوز را تشخیص دهند، و یک نفر از هر ۱۰ نفر نظرش این بود که زنان باید برای پیشگیری از تجاوز احتیاط پیشه کنند.

نیمی از افراد یا مطمئن نبودند یا موافق بودند کسی که الکل نوشیده یا مواد مخدر مصرف کرده باید بخشی از مسئولیت تجاوز را بپذیرد، در حالی که تنها یک‌سوم نظرشان این بود که زنان به ندرت اتهام تجاوز ساختگی مطرح می‌کنند. شواهد نشان می‌دهد که تعداد بسیار کمی از افراد ادعاهای تجاوز یا آزار جنسی را جعل می‌کنند.

کاما ملی، رئیس بخش جرایم تجاوز و آزار جنسی جدی در انجمن وکلای کیفری، می‌گوید ماهیت جرم تجاوز به گونه‌ای است که اثبات آن را به طور خاص دشوار می‌کند.

او که هم در پرونده‌های جرایم جنسی در نقش دادستان حاضر شده و هم از متهمان دفاع کرده است می‌گوید «در اکثر مواقع شاهد یا دوربین مداربسته‌ای وجود ندارد.»

«نکته دوم این که شواهد مربوط به پزشکی قانونی کمکی نمی‌کند، چون در اکثر پرونده‌های تجاوز مبنای لایحه دفاعی این است که قربانی رضایت داشته است.»

«سوم این که جراحت برداشتن، حتی در اقدام جنسی بدون رضایت هم نادر است. بنابراین شما شواهد علمی نخواهید داشت. تنها با اظهارات یک نفر در برابر یک نفر دیگر درباره مسائل جنسی روبرو هستید که هیچ‌کس به راحتی آنها را توصیف یا مطرح نمی‌کند.»

«و سپس این سوال پیش می‌آید که 'تجاوز چیست؟' [از نظر قانونی] تجاوز فقط رابطه جنسی بدون رضایت نیست. تجاوز رابطه جنسی بدون رضایتی است که در آن مرد به‌ شکل معقول و منطقی باور نداشته که زن رضایت داده است.»

خانم ملی درباره باورهای نادرست مربوط به تجاوز می‌گوید این وظیفه وکیل مدافع است که در دادگاه به بهترین شکل ممکن از منافع موکل خود دفاع کند، اما در محدوده اصول اخلاقی و آیین‌نامه رفتاری وکلا.

«در نهایت، مساله این است که دادگاه‌های ما اغلب بازتاب‌دهنده وضعیت جامعه هستند. اگر جامعه ما هنوز تا حدی زنان را بابت مستی زیاد و رفتن به خانه مرد مقصر می‌داند، آیا وکیل مدافعی که سعی می‌کند به سختی از مردی که می‌گوید بی‌گناه است دفاع کند، باید بخشی از این دیدگاه را در دفاعیات خود در نظر بگیرد؟»

علاوه بر این، او استدلال می‌کند که پرسش از قربانی درباره چیزی که متهم در دفاع خود مطرح خواهد کرد، حداقل به قربانی این فرصت را می‌دهد که از خود در برابر آن دفاع کند.

او می‌گوید: «اشتباه بزرگی خواهد بود اگر [قربانی] این فرصت را نداشته باشد که بگوید 'نه، این به هیچ وجه چیزی نیست که اتفاق افتاده است'.»

در نهایت، او پیشنهاد می‌کند که این وظیفه قاضی است که اگر سوالات بیش از حد یا بی‌ربط بود، مداخله کند.

اما چه اتفاقی می‌افتد وقتی یک قربانی فکر می‌کند که قاضی هم خود درگیر باورهای نادرست مربوط به تجاوز است ؟

اظهارات «تکان‌دهنده»

لیلا، که از سوی شریک سابق زندگی خود مورد آزار قرار گرفته بود، می‌گوید از اظهارات قاضی پرونده «شوکه» شده بود. این در حالی بود که قاضی، متهم را پس از اعتراف به تجاوز و چند مورد تعرض جنسی دیگر، به سه سال حبس محکوم کرد.

قاضی دو بار در هنگام صدور حکم اشاره کرد که لیلا بدون لباس زیر در «تخت او» می‌خوابیده است.

لیلا با لحنی کنایه‌آمیز می‌گوید: «او [قاضی] گفت که من وارد تخت او می‌شدم، نه تخت خودمان، انگار من حق ندارم بدون ترس از حمله با هر لباسی که در آن راحت هستم بخوابم. البته اگر بدون شورت بخوابم، لابد تقصیر خودم است.»

قاضی به متهم گفت که لیلا «به عنوان بخشی از بده‌بستان‌های یک رابطه… به ناچار رضایت داده بود که با تو رابطه جنسی داشته باشد» و افزود «مشکل زمانی پیش آمد که در حالی که او خوابیده بود، تو شروع به حمله به او کردی».

او همچنین از صدور قرار منع تماس علیه شریک سابق لیلا خودداری کرد و گفت: «با توجه به نگرش فعلی [لیلا]... اگر او [مجرم] به کسی نگاه اشتباهی بیندازد، لیلا آن را به پلیس گزارش خواهد داد.»

دادستانی کل و وکیل خصوصی لیلا به دلیل «سبک بودن بیش از حد» حکم زندان، درخواست تجدید نظر کردند.

وکیل لیلا استدلال کرد که قاضی «با در نظر گرفتن باورهای نادرست و کلیشه‌ها، تخلفات صورت‌ گرفته در فضای خانگی را تقلیل داده و در قبال [لیلا] کوتاهی کرده با این استدلال که این جرایم به دلیل ناسازگاری جنسی زوج رخ داده است.»

تجدیدنظر ناموفق بود و دادگاه اعلام کرد که قاضی عوامل تشدیدکننده مربوطه را در زمان صدور حکم در نظر گرفته است.

چه کارهایی می‌توان انجام داد تا قربانیان بیشتری تجربه‌‌هایی مشابه الی و لیلا نداشته باشند؟

سازمان حمایت از قربانیان خواهان این است که دادستانی در مواردی که بازپرسی از قربانیان نامناسب است و شاهدان را تحت حملات بی‌پایه یا نامربوط به شخصیتشان قرار می‌دهد، دادگاه را مجبور به مداخله کند.

این سازمان همچنین خواستار آن است که کتاب راهنمای دادگستری که دستورالعمل‌هایی برای هیئت منصفه ارائه می‌دهد، با آخرین تحقیقات در زمینه درک خشونت جنسی به‌روز شود.

این سازمان همچنین از دولت بریتانیا می‌خواهد تاریخی را تعیین کند که تا آن زمان، دوره رسیدگی به پرونده‌ها و تعداد پرونده‌های باز به حداقل برسد. این کار به قربانیان بیشتری کمک می‌کند تا روند قضایی را به پایان برسانند و فرصت‌های کمتری برای بهره‌برداری از فراموش کردن برخی جزئیات حادثه وجود داشته باشد، که می‌تواند باورهای نادرست مربوط به تجاوز را وارد روند رسیدگی به پرونده کند.

کاما ملی از دسامبر امسال با همکاری بعضی شرکت‌های وکالت، دور‌ه‌های آموزشی برای وکلایی برگزار می‌کند که روی پرونده‌های مربوط به آسیب‌های روحی و روانی کار می‌کنند.

این آموزش به بررسی اثرات مختلف آسیب‌های روحی بر شاهدها می‌پردازد. این بخش‌ها شامل این است که چگونه حافظه‌ آنها ممکن است دچار اختلال یا عدم تمرکز شود و چگونه پاسخ‌های آنها به سوالات ممکن است بدون احساس، خشمگین یا بی‌اعتنا به نظر برسد، اما چنین چیزهایی نباید مورد بهره‌برداری قرار بگیرد.

این دوره پیشنهاد می‌کند اقدامات ساده‌ای مانند بازدید از دادگاه قبل از محاکمه، به‌گونه‌ای که قربانیان بتوانند فرآیند را تجسم کنند، و هشدار زودهنگام به آنها در مورد این که ممکن است از آنها درباره مسائل شخصی مانند سلامت روان سوال شود، به آنها کمک می‌کند تا از لحاظ روحی آماده ورود به فرآیند دادرسی باشند.

خانم ملی می‌گوید: «این [آموزش] به معنای آن نخواهد بود که آنها [قربانیان] مورد چالش قرار نگیرند. این به آن معنا نخواهد بود که کسی نگوید 'تو این موضوع را از خودت ساختی'، اما برای برخی از مسائل فرعی که واقعا به شخص آسیب‌دیده صدمه می‌زند، امیدواریم که این دوره بتواند اوضاع را بهبود بخشد.»

او می‌افزاید: «این‌ها چیزهایی است که ظاهرا بی‌اهمیت به نظر می‌رسد، اما به دلیل اینکه آنها [قربانیان] در این فرآیند بسیار بی‌قدرت شده‌اند، در نهایت تاثیر روانی عمیقی به‌جا می‌گذارند.»