دختران مجروح فلسطینی پس از ماهها انتظار برای درمان به ایتالیا رسیدند

- نویسنده, کارولاین هولی
- شغل, بیبیسی نیوز- ایتالیا
هشدار: برخی از جزئیات این گزارش ممکن است برای بعضی از خوانندگان ناراحت کننده باشد.
در زمین بازی کودکان درحومه شهر پادوآ در شمال ایتالیا ، زینه یک دختر دوساله در حالیکه سوار تاب بود و او را تاب میدادند با هیجان میگفت: «بالاتر، بالاتر.»
در همه جای دنیا این یک صحنه معمولی است.
ولی زینه نمیتواند سرش را خوب حرکت دهد و در طرف راستِ صورت و گردنش هنوز آثار جراحات عمیق را میشود دید.
اما فعلا جای او امن است، غذا میخورد و احساس میکند در حال پرواز است.
از هنگام حمله هفتم اکتبر حماس به جنوب اسرائیل و متعاقب آن شروع جنگ، زینه یکی از پنج هزار نفری است که به او اجازه داده شده برای مداوا توسط جراح متخصص از غزه خارج شود.
سازمان جهانی بهداشت تخمین میزند که در نتیجه مناقشه بیش از ۲۲ هزار نفر در غزه جراحاتی برداشتهاند که مسیر زندگی آنان را به کلی عوض کرده ولی پس از بسته شدن گذرگاه مرزی رفح با مصر در ماه مه گذشته، به عده بسیار کمی اجازه داده شده از غزه خارج شوند.

شیما، مادر زینه لحظاتی را که در ۱۷ مارس منجر به زخمی شدن دخترش شد، شرح میدهد و میگوید دخترش در چادر امنِ المواصی در جنوب غزه سرگرم بازی بود که زخمی شد. شیما میگوید خانواده تا آن موقع دو بار از خانهشان در خان یونس فرار کرده بودند. بار اول به اردوگاه رفح و سپس به یک منطقه امن در المواصی، جایی که فکر میکردند در امان خواهند بود، رفته بودند.
شیما به یاد میآورد که وقتی زینه و لانا خواهر چهار سالهاش سرگرم بازی بودند، همدیگر را بغل کرده و به یکدیگر دوستت دارم میگفتند، ناگهان صدای حمله هوایی بزرگی در نزدیکی را شنیدند. زینه که وحشت کرده بود به طرف مادرش دوید و خودش را به او چسباند و در این موقع آش داغی که در دیگی در دست شیما بود روی زینه ریخت.
شیما میگوید میدید که آش داغ پوست و صورت زینه را میسوزاند. او دخترش را بغل کرده و با پای برهنه به کوچه دویده بود و اگر چه صلیب سرخ امکانات محدودی داشت، پزشکان بیمارستان اروپایی صلیب سرخ توانسته بودند از پوست پای پدر زینه برای پیوند زدن به سوختگیهای صورت و گردن زینه استفاده کنند. پس از انتقال زینه به مصر، عمل موفقیتآمیزتری با پیوند پوست ساق پای خود زینه به محلهای سوختگی صورت گرفت.
اوایل ماه سپتامبر، زینه برای ادامه معالجه توسط پزشکان متخصص، همراه مادرش با هواپیما به ایتالیا انتقال داده شد.

در ایتالیا زینه، به آلا یک دختر ۱۷ ساله ملحق شد که او هم سال گذشته در اثر حمله هوایی به غزه به شدت مجروح شده بود. در اولین ملاقات آن دو احساس علاقه و همبستگی کردند.
آلا در باره علاقهاش به زینه میگوید: «بلافاصله مهر او به دلم نشست. تحمل این همه صدمه برای یک چنین طفل کوچکی خیلی سخت است. برای من که بزرگتر هستم بعضی وقتها تحمل درد مشکل است تا چه رسد به او.»
در اثر حمله هوایی، آلا ۱۶ ساعت زیر آوار گیر کرده بود و وقتی نجات داده شد فهمید پدرش که خیاط بود، همچنین دو برادرش-نایل که دانشجو بود و وائل که پرستار بود جان باختهاند. هرگز نتوانستند اجساد آنان از زیر آوار یک ساختمان چهار طبقه بیرون بیاورند.
آلا میگوید: «من تمام مدت در زیر آوار بیدار بودم. به دلیل سنگینی آوار بر روی سینه و بدنم، به سختی میتوانستم نفس بکشم. فقط به اعضای خانوادهام فکر میکردم و این که چه بر سر آنها آمده است.»
او که علاوه بر پدر و برادرانش، پدر بزرگ و مادر بزرگ و یک عمهاش را از دست داده، میگوید آنها هیچ کاری با حماس نداشتند.
«من عزیزترین کسانم را از دست دادم. خوشحالم که برای معالجه در ایتالیا هستم ولی ته قلبم برای غزه و مردمش غصهدار هستم.»
نیروهای دفاعی اسرائیل در نامهای برای بیبیسی هدف قرار دادن غیرنظامیان را تکذیب کرده و گفتهاند در جریان عملیات برای از بین بردن تواناییهای نظامی حماس، تمام احتیاطات را به کار میبرند تا غیرنظامیان کمترین صدمه را ببینند.
وزارت بهداشت غزه که حماس اداره میکند میگوید از آغاز درگیریها در حدود یک سال قبل تا کنون ۴۱ هزار نفر در نوار غزه کشته شدهاند.

سازمان جهانی بهداشت به دفعات درخواست کرده که برای انتقال مجروحین فلسطینی جهت مداوا کریدور امنی در نظر گرفته شود ولی از ماه مه گذشته تا کنون به تنها ۲۱۹ بیمار اجازه خروج داده شده است.
تنها به دلیل پافشاری یک سازمان خیریه بریتانیایی به نام نجات کودک و نیز نهاد آمریکایی کایندر ریلیف، Kinder Relief بود که با درخواستهای مکرر از وزارت خارجه آمریکا، اسرائیل و مصر برای کمک، سرانجام موفق شدند زینه و آلا را به ایتالیا انتقال بدهند.
نادیا علی از کایندر ریلیف،Kinder Relief که این دو کودک را تا ایتالیا همراهی کرده میگوید: «صادقانه بگویم زینه و آلا از جمله خوش شانسهایی هستند که توانستند خارج شوند. کودکانی بودند که برای معالجه به ما ارجاع شده بودند ولی در حالی که در انتظار خروج از غزه بودند، جان سپردند.»
البته وقتی که به پیآمدهای جراحات این کودکان فکر کنیم مشکل است بتوان آنان را خوش شانس بخوانیم.

ماهها فیزیوتراپی دردناک و به دنبال آن جراحیهای متعدد در انتظار هر دو دختر است.
زینه و آلا تحت نظر دکتر برونو آزنا، هستند که یکی از برجستهترین متخصصین جراحات ناشی از سوختگی است. او با آنها با مهربانی رفتار میکند ولی باید بیرحمانهترین خبر را هم به آنها بدهد-این که سوختگیهای پاهای آلا آنقدر عمیق است که او هرگز نخواهد توانست درست راه برود و سوختگی پوست سر زینه سبب میشود که موهای سرش دوباره در نیاید.
مادرش شیما بینهایت غصهدار است. او غزه را به امید یک معجزه ترک کرده بود.
زینه کمکم متوجه فرقی که با خواهرانش پیدا کرده میشود. وقتی از مادرش میخواهد موهای سر او را شبیه مدل موهای سایر دخترها درست کند، شیما نمیداند چکار کند، یا چه بگوید.
وی که چون به همسرش اجازه خروج داده نشده، به تنهایی از دخترهایش مواظبت میکند، از لحاظ جسمی و روحی قوی است و در حالی که اشکهایش را پنهان کرده با عشق زیاد زینه را «پرنسس» خودش میخواند.
او همچنین برای مرگ مادر خودش عزاداری میکند که در ماههای پس از جنگ به دلیل بیماری سرطان و نبودن امکانات معالجه فوت کرده بود.
شیما میگوید: «جنگ برای من خیلی گران تمام شد. شکر خدا که توانستیم خارج شویم. بیرون آمدن ما یک معجزه بود. امیدوارم بقیه مجروحین فلسطینی هم بتوانند برای معالجه خارج شوند. تمام وقت دعا میکنم و از خدا میخواهم آنان را حفظ کند.»














