زنی که برای مجروحان قطع عضو اوکراین «مرکز ابَرانسان‌ها» را ساخت

اولگا رودنیوا دست یکی از افراد قطع عضو شده را گرفته که روی فیلچر است و از زانو دو پا ندارد

منبع تصویر، Olga Rudnieva

توضیح تصویر، رودنیوا به بیش از ۱۰۰۰ فرد قطع عضو پروتز و تروما درمانی ارائه کرده است
    • نویسنده, ژانا بزپیاچوک و آناستازیا گریبانوا
    • شغل, بخش ۱۰۰ زن و بی‌بی‌سی اوکراینی
    • در, Lviv

سرگی پتچنکو در ماه ژوئن سال ۲۰۲۳ هنگام دفاع از اوکراین علیه روسیه، هر دو دست خود را از دست داد.

بعد از ماه‌ها نبرد سنگین و جان به دربردن از جنگی که در شهر باخموت در جریان بود، تصادفی در قطار، جایی دور از میدان جنگ، باعث شد دست‌هایش را از دست بدهد.

این حادثه موجب درد و ناامیدی شدید سرگی ۴۲ ساله شد. بعد از عمل جراحی که در آن دست‌هایش را قطع کردند، همسرش آنا باید شش ماه به صورت تمام‌وقت در کنارش می‌ماند و به او کمک می‌کرد.

سرگی می‌گوید: «عشقی که بین ما بود کمک کرد دوام بیاوریم.»

وقتی امروز او را جلوی کافه‌ای که قرار است در شهر لِویو در غرب اوکراین باز کند ببینید، باور اینکه چنین دوران سختی را از سر گذرانده سخت است.

او لبخند گشاده‌ای بر صورت دارد و بازوها و دست‌هایش را می‌توان در کنار بدنش دید.

سرگی در «مرکز ابَرانسان‌ها»، دو دست مصنوعی و یک دور کامل توان‌بخشی دریافت کرد. این مرکز، یک مرکز خصوصی در خارج شهر برای افرادی است که در جنگ مجروح شده‌اند.

این زوج همین‌طور در یک دوره آموزشی برای راه انداختن کسب‌وکار مستقل خانوادگی شرکت کردند.

سرگی می‌گوید این مرکز به او کمک کرد تا به زندگی عادی برگردد و یاد بگیرد چطور با معلولیت جدید خود زندگی کند.

سرهی پچنکو و همسرش آنا بیرون کافه جدیدشان

منبع تصویر، Chad Andrii-Mykhailo

توضیح تصویر، سرگی پتچنکو و همسرش آنا، بیرون کافه جدیدشان

بر اساس آمار وزارت بهداشت اوکراین در حدود سه سال گذشته حداقل ۵۰ هزار نفر از سربازان و شهروندان به دلیل جنگ دچار قطع اندام شده‌اند.

اولگا رادنیوا، مدیرعامل و یکی از بنیان‌گذاران «مرکز ابرانسان‌ها» است. او می‌گوید: «برخی افراد دچار قطع دو عضو، سه و حتی چهار عضو شده‌اند. همه این افراد به دست و پای مصنوعی نیاز دارند و بعضی دیگر باید از صندلی چرخ‌دار استفاده کنند.»

دلیل بسیاری از قطع عضوها تاخیر در انتقال از میدان جنگ است. آتش دشمن می‌تواند بسیار سنگین باشد و به همین دلیل ممکن است ساعت‌ها طول بکشد تا افراد مجروح به بیمارستان منتقل شوند.

خانم رادنیوا می‌گوید با بیش از یک‌ میلیون نفر در خط مقدم جنگ، اوکراین به کشوری تبدیل خواهد شد که معلولان زیادی در آن زندگی خواهند کرد.

او درباره ایده پشت تاسیس این مرکز توضیح می‌دهد: «ما می‌خواهیم کاری کنیم که معلولیت تبدیل به امری عادی و پذیرفته شود. باید قبول کنیم این شکلی است که آینده کشور ما خواهد داشت. بسیاری از افرادی که در مرکز ما هستند ممکن بود کشته‌ شوند. اینکه زنده مانده‌اند معجزه است.»

اولگا رودنیوا در مرکز «ابرانسان‌ها» در کی‌یف
توضیح تصویر، اولگا رودنیوا: «ما می‌خواهیم معلولیت را عادی‌سازی کنیم»

رادنیوا در حالی در تاسیس این مرکز مشارکت داشت که موشک‌های روسیه از ماه فوریه سال ۲۰۲۲ بر شهر می‌بارید. بعضی فکر می‌کردند کار او دیوانگی است اما او ادامه کارش داد.

او می‌گوید: «اگر عقیده‌ای داشته باشم، آن را به اشتراک می‌گذارم. اگر می‌دانم باید چه‌ کار کنم، می‌روم و آن را انجام می‌دهم.»

او و شریکش از سراسر جهان کمک‌های مالی جمع کردند تا بتوانند اندام‌های مصنوعی با کیفیت بالا تهیه کنند و خدمات جراحی ترمیمی ارائه بدهند. او با شور و شوق ایده‌ای که برای مرکز داشتند را برای دیگران توضیح می‌داد و می‌گفت جراحت‌ها می‌توانند نیرو دهنده و انگیزه‌بخش باشند.

او توانست عده‌ای از افراد مشهور را به حامیان مرکز اضافه کند. از جمله این افراد، بر گریلز، ماجراجوی مشهور بریتانیایی، بود و همین طور ریچارد برانسون، رئیس شرکت ویرجین، استینگ خواننده و ترودی استایلر بازیگر. او می‌گوید: «ما واقعا ایمان داشتیم آسیب‌های دردناک می‌تواند به شما نیرو بدهد. تروما یا می‌تواند شما را نابود کند یا نیرویی خارق‌العاده به شما بدهد.»

مرکز ابر انسان‌ها، به‌ عنوان مکمل بیمارستان‌ها و درمانگاه‌های ارتش فعالیت می‌کند. بیمارستان‌های ارتش با سیل بی‌پایان مجروحان جنگی که از مرز ۳۲۰۰ کیلومتری خط مقدم از راه می‌رسد، همیشه شلوغ هستند و ظرفیتشان در حال تکمیل شدن است.

این مرکز از زمان افتتاح خود در آوریل سال ۲۰۲۳، به هزار بیمار، خدمات درمانی ارائه کرده است. این بیماران هم سرباز و هم شهروند بودند و در میانشان کودک و بزرگسال بوده است. حدود ۸۰۰ نفر از آن‌ها دست و پای مصنوعی دریافت کرده‌اند. خانم رادنیوا که ۴۷ ساله است، با انرژی میان بیمارانی که روی ویلچر هستند راه می‌رود و می‌گوید: «اینجا مرکز جهانی مقاومت است.»

چند نفر با پاهای مصنوعی در حال یادگیری راه رفتن
توضیح تصویر، بیش از ۱۰۰۰ بیمار در این مرکز درمان شده‌اند

آن‌ها منتظر پروتزهای مدرن هستند و برای استفاده از دست‌وپاهای مصنوعی خود تمرین می‌کنند.

او از بعضی از مردان جوانی که دچار قطع‌شدگی‌های دوگانه یا سه‌گانه هستند می‌خواهد آنچه تا به‌ حال یاد گرفته‌اند را به او نشان بدهند.

سربازان اوکراینی به‌جای اسم واقعی خود از اسم رمزهای نظامی استفاده می‌کنند. رادنیوا هم‌ اسم خاص خودش را دارد: «مامان».

رادنیوا با غرور می‌گوید: «آن‌ها با کمک مادرانشان یاد گرفتند راه بروند و من دومین نفری هستم که به آن‌ها یاد می‌دهم چطور دوباره راه بروند.»

در آغاز جنگ، اوکراین توانایی حمایت از این تعداد معلول جنگی را نداشت. خانم رادنیوا می‌گوید: «سربازهای اوکراینی از کشته شدن کمتر از مجروح شدن می‌ترسند. زیرا می‌دانند جراحت شدید به معنای آن است که تمام عمر معلول خواهند بود و زیرساخت‌ها مناسبی برای آنها وجود ندارد. جامعه آمادگی پذیرا شدن معلولان را ندارد و بیمارستان‌ها برای آنها مناسب نیستند.»

خانم رادنیوا روزی چند بار به اتاق توان‌بخشی سر می‌زند تا بیمارانی را که او آنها را «ابرانسان» می‌نامد، درحالی که یاد می‌گیرند دوباره راه بروند، ملاقات کند.

در میان این مردان سختی‌کشیده، یک زن هم هست به نام اولنا. او زنی است آرام که پیش‌ از این مدیر یک نانوایی در شهر کوستیانتینیوکا در شرق اوکراین بوده است. او پایش را در حمله موشکی روسیه، و در حالی که داشت به تولد مادرش می‌رفت، از دست داد.

اولنا در حال تمرین کردن
توضیح تصویر، اولنا از وقتی که پای خود را از دست داده، مشتاقانه منتظر است بتواند بدون دغدغه‌ زیر نور آفتاب قدم بزند

اولنا می‌گوید: «وقتی پای مصنوعی‌ام را دریافت کنم، اولین کاری که انجام می‌دهم، اگر هوا خوب باشد، این است که به پیاده‌روی بروم. یک پیاده‌روی بی‌هدف و بی‌عجله‌. دلم می‌خواهد قدم بزنم تا احساس آن را به یاد بیاورم.»

اولنا در حال حاضر از پایی استفاده می‌کند که متعلق به بخش توان‌بخشی است اما به‌ زودی پای خودش را دریافت خواهد کرد.

خانم رادنیوا داستان اولنا را با جزئیات به خاطر می‌آورد. او داستان دیگر بیماران را هم به یاد دارد. او درباره شوهران و همسران آن‌ها، والدین و شغلی که قبل از جنگ داشته‌اند هم می‌داند. او با لبخند می‌گوید: «پسرهای جوان‌تر، دوست‌دخترهایشان را پیش من می‌آورند تا نظرم را درباره‌شان بگویم.»

بعضی زوج‌ها هم قبل از تصمیم‌گیری درباره طلاق گرفتن یا نگرفتن نظر او را جویا شده‌اند. جراحت شدید در جنگ نه‌ فقط برای فرد مجروح که از مرگ نجات‌یافته بلکه بری کل خانواده چالشی بزرگ است و روابط افراد را به آزمایشی سخت می‌کشاند.

رادنیوا در حالی که اتاق مجهز کودکان را نشان می‌دهد، لبخند می‌زند.

می‌گوید: «امروز منتظر نازارچیک هستیم که پسر سرهی و آنا است. او واقعا پرانرژی است و حتما همه‌ چیز را زیر و رو می‌کند.»

رادنیوا می‌گوید کارش، بسیار بیش‌تر از قبل به او یاد داده است که هر لحظه از زندگی ارزش دارد. همین‌طور به او یاد داده است که از مرگ نترسد.

اولگا رودنیوا و یک سرباز مجروح

منبع تصویر، Olena Galaziuk

توضیح تصویر، اولگا رودنیوا می‌گوید آسیب روحی می‌تواند قدرتی فراتر به انسان بدهد

خانم رادنیوا قبلا مدیر سازمان پینچوک بود که برای جلوگیری از گسترش ایدز در اوکراین فعالیت می‌کرد. وقتی روسیه به اوکراین حمله کرد، او خارج از کشور بود. به مدت چند ماه یک مرکز کمک‌رسانی در لهستان را اداره می‌کرد که کمک‌های انسانی به اوکراین می‌فرستاد اما بعد از چند ماه به اوکراین برگشت و این پروژه را آغاز کرد که توانست زندگی‌های بسیاری را تغییر دهد.

او تنها نبود. جامعه معدنی اوکراین به‌ سرعت بعد از جنگ کنار هم آمدند؛ هم برای حمایت و کمک به جنگ، جمع‌آوری کمک‌های مالی برای خرید هواپیماهای بی‌سرنشین و وسایل نقلیه، هم برای خرید تجهیزات پزشکی و لباس و هم برای حفاظت از جامعه در کشوری که در حال جنگ بود.

این روزها مراکز خصوصی دیگری هم برای توان‌بخشی، ارسال آمبولانس و تاکسی‌ها آماده‌اند مردم را از شهرها نیمه ویران به‌ مکان‌های امن منتقل کنند. خدمات غذا و خوراکی برای پناهندگان وجود دارد و بسیار برنامه‌های جانبی دیگر نیز هست که در کنار خدمات دولتی ارائه می‌شود.

زنان در این فعالیت‌ها نقش کلیدی داشته‌اند.

خانم رادنیوا می‌گوید: «وقتی یک حمله تمام‌عیار به کشور آغاز شد، من به‌عنوان یک فمینیست واقعا ترسیدم. فکر کردم شاید این پایان فمینیسم باشد زیرا جنگ امری به‌ شدت مردانه است.»

اما او کمی بعد متوجه شد زنان مسئولیت‌های زیادی به عهده گرفته‌اند زیرا مردان به جنگ رفته‌اند. در مواردی خود زن‌ها هم به جنگ رفتند.

خانم رادنیوا می‌گوید: «فکر می‌کنم زنان در طول این جنگ شگفت‌انگیز بوده‌اند.» در این لحظه صدای بلند آژیر، که موسیقی متن این کشور شده، شنیدن کلمات او را سخت می‌کند. او می‌گوید: «افتخار می‌کنم که در میان زنان اوکراینی هستم.»