«صدای خاموش»۶۰ درصدی؛ چرا هشتم تیر روز مهمی در جمهوری اسلامی ایران شد؟

منبع تصویر، GETTYIMAGES
- نویسنده, مسعود آذر
- شغل, بیبیسی
نتیجه نهایی چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران موجی از تحلیل و تفسیر به راه انداخته است. سایه سنگین مشارکت نکردن ۶۰ درصد از واجدان حق رای در انتخابات، بیش از سرنوشت دو نامزدی که به مرحله دوم رفتند، خودنمایی میکند.
شماری از منتقدان حکومت، انتخابات هشتم تیر ۱۴۰۳ را مصداق رفراندوم وهمهپرسی میدانند و در اکثر واکنشها و تحلیلها، دلیل پشت کردن مردم به صندوقهای رای را نتیجه نارضایتی از عملکرد نظام حکمرانی در همه حوزهها میدانند، شخص رهبر جمهوری اسلامی ایران را مسبب این اوضاع دانسته و از حاکمیت میخواهند «صدای رسای انقلاب خاموش» را بشنود.
درصد مشارکت در این دوره از انتخابات نسبت به انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ کاهش ملموسی داشت. از ۴۸ درصد به ۴۰ درصد رسید و رکورد جدیدی از میزان مشارکت در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری در ایران رقم خورد. از ۶۱ میلیون نفری که حائز شرایط رای دادن بودند، ۲۴ میلیون نفر پای صندوق رای رفتند و هیچیک از نامزدها نتوانستند حائز اکثریت آرا شوند.
درباره میزان مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ بیان این نکته ضروری است که در آن دوره، احتمالا همزمانی انتخابات شورای شهر با ریاست جمهوری نقش موثری در بالا رفتن میزان مشارکت داشت. کارشناسان بر این باورند که دغدغهها و انگیزههای شهری، محلی و قومی احتمالا باعث میشود که مردم در شهرهای کوچکتر در انتخابات شورای شهر شرکت کنند، هرچند ممکن است انگیزه کمتری برای انتخاب رئیس جمهور داشته باشند. چنانکه در همان دور از انتخابات، ۱۳ درصد از آرای ریخته شده به صندوقهای ریاست جمهوری «باطله» بود و آرای باطله در مرتبه دوم قرار گرفت اما در این دوره از انتخابات آرای باطله کمی بیش از ۴ درصد است.
یکی دیگر از بحثانگیزترین مسایل پس از نتیجه انتخابات، نظرسنجیهای منتشره از طرف نهادهای رسمی و غیر رسمی است. عموم نظرسنجیها در روز پیش از رایگیری مدعی بودند که نرخ مشارکت حول و حوش ۴۸ تا ۵۵ درصد است و بعضی از کارشناسان و فعالان رسانه مانند عباس عبدی معتقد بودند که میزان مشارکت کمتر از ۵۵ درصد نخواهد بود.
امروز احمد وحیدی، وزیر کشور ایران در گفتوگو با رسانهها، بدون اشاره به درصد مشارکت در انتخابات، صرفا به ارائه گزارشی از روند برگزاری آن اکتفا کرد. او ضمن تشکر از «حضور ارزشمند مردم برای شرکت در انتخابات»، صحبتی از «حماسه حضور مردم در انتخابات» نکرد.
آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران هم تا زمان انتشار این مطلب، درباره انتخابات صحبتی نداشته و از مردم برای شرکت در آن قدردانی نکرده است.

منبع تصویر، GETTYIMAGES
معنای مشارکت نکردن در انتخابات
علی خامنهای پیش از انتخابات چندین بار گفت که «هر رأی در انتخابات، رأی به جمهوری اسلامی است.»
منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی ایران مانند حسین رزاق، زندانی سیاسی تازه آزاد شده، تاکید دارند که «اکثریت قاطع مردم به او (علی خامنهای) و نظامش گفتند "نه"».
همچنین در شبکههای اجتماعی بخش دیگری از سخنان آقای خامنهای در اردیبهشتماه ۱۳۸۰ بازنشر شده که گفته بود «ننگ است برای یک ملتی که در انتخابات ریاست جمهوری ۳۵ درصد، ۴۰ درصد شرکت میکنند. پیداست مردم به نظام سیاسىشون نه اعتماد دارند، نه اعتنا دارند، نه امید دارند.»
بررسی تفکیکی آمار مشارکت در این دوره از انتخابات با دوره گذشته نشان میدهد که فقط استان تهران (و نه شهر تهران) با ۱۰ درصد و استان قم حدود ۴ درصد مشارکت افزایش داشته و در بقیه استانها نرخ مشارکت نسبت به سال ۱۴۰۰ کاهشی است. استان سیستان و بلوچستان با ۳۳ درصد بیشترین ریزش را در میزان مشارکت داشته است و استانهای گیلان، گلستان و سمنان با ۲۶ درصد، ۲۵ درصد و ۲۲ درصد کاهش مشارکت، در رتبههای بعدی هستند.
افزایش مشارکت در دو استان تهران و قم میتواند به دلیل فعالیت اصلاحطلبان و تبلیغات آنها برای مسعود پزشکیان باشد.
سارا کرمانیان، کارشناس روابط بینالملل در گفتوگو با بیبیسی براین باور است که وقایع جنبش «زن، زندگی، آزادی» و نادیده گرفتن حقوق زنان و حقوق اقلیتها نقش مهمی در کاهش مشارکت مردم در استانها بخصوص استانهایی مانند کردستان و سیستان و بلوچستان داشت.
خانم کرمانیان میگوید: « ما نمیتوانیم این شصت درصدی را که رأی ندادند یکدست و خیلی همگون ببینیم اما در سالهای گذشته حقوق مردم به شکل سیستماتیک از طرف حکومت نادیده گرفته شده و سرکوب شده است.»
تردیدی نیست که اصلاحطلبان در همین میزان مشارکت ۴۰ درصدی، نقش موثری داشتند و نامزد آنها بیش از ۱۰ میلیون رای دارد اما نتیجه انتخابات نشان میدهد اقبال به جریان اصلاحطلبی با دوران دوم خرداد و انتخابات ۱۳۸۸ با مشارکت ۸۵ درصدی و انتخابات سال ۱۳۹۲با مشارکت ۷۲ درصدی بسیار متفاوت است.
به نظر میرسد اصلاحطلبان با توجه به این آزمون، اقبال سالهای گذشته را ندارند، در موجآفرینی گسترده در جامعه و ترغیب کسانی که مردد هستند ناکام ماندند، و توانایی «اقناع افکار عمومی و حتی طرفدارانشان» را از دست دادهاند. افرادی مانند محمد خاتمی بارها به این موضوع اذعان کردهاند.

منبع تصویر، GETTYIMAGES
اصولگرایان و ناکامی در وحدت
اصولگرایان و فعالان سیاسی نزدیک به این جریان نقدهای زیادی علیه عملکرد همفکرانشان درشبکههای اجتماعی منتشر کردهاند.
محمد مهاجری، فعال سیاسی اصولگرا با ترکیب آرای محمدباقر قالیباف و سعید جلیلی نوشته است: مجموع آرای دو نماینده اصولگرایان ۱۲ میلیون و ۸۰۰ هزار رای است و نسبت به آرای سه سال پیش ابراهیم رئیسی بیش از ۵ میلیون و ۲۰۰ هزار رای ریزش داشته است.
بعضی از تحلیلگران معتقدند که بخشی از آرای مسعود پزشکیان متعلق به بدنه اصولگرایان است. اگرچه نمیتوان به طور دقیق آماری برای تایید این موضوع ارایه داد اما تعدادی از نظرسنجیهای پیش از انتخابات نشان میداد که در صورت انصراف محمدباقر قالیباف، همه آرای او به سبد سعید جلیلی ریخته نمیشود و گفته میشد بخشی از این آرا به سبد مسعود پزشکیان ریخته میشود.
واکنشها در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که طرفداران سعید جلیلی و محمدباقر قالیباف نتیجه انتخابات را به عملکرد «غلط » طرف مقابل نسبت میدهند.
یاسر جبرائیلی، رئیس مرکز ارزیابی و نظارت راهبردی دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام در شبکه اجتماعی ایکس نوشته است: «مشارکت ۴۰ درصدی نتیجه هیچ چیزی نیست جز حمله مغولوار به معیشت ملت با تصمیمسازی نئولیبرالهای ریشدار و سربهسجود آیهخوان. راه احیای جمهوریت، از عدالت میگذرد.»
یکی از کاربران در شبکه ایکس نوشت: «تقریبا همه سنگرهاى نظام سیاسى سقوط کرد؛ تحریم پیروز شد، پزشکیان راى آورد، سنتىها الگوى راى دادن را تغییر دادند، طبع روستاها عوض شد؛ دستاورد قابل توجهى هم به دست نیامد.»
علی قلهکی خبرنگار اصولگرا میگوید «دردناک تر از سقوط آزاد میزان مشارکت طی ۵ سال گذشته این است که صداوسیما مشارکت ۴۰ درصدی را "حماسه حضور" مینامد.»

منبع تصویر، GETTYIMEGES
نتیجه وارونه «مشارکت پایین»
بسیاری از تحلیلگران و فعالان سیاسی از جمله محسن هاشمی، عضو حزب کارگزاران سازندگی براین باور بودند که مشارکت پایین در انتخابات به معنی پیروزی اصولگرایان است و مشارکت ۴۰ درصدی یعنی پیروزی سعید جلیلی. اما انتخابات به مرحله دوم کشیده شده و مسعود پزشکیان، نماینده اصلاحطلبان با آرای حدود ده و نیم میلیونی، نفر اول شده است و سعید جلیلی نیز با حدود یک میلیون رای کمتر در مرتبه دوم قرار گرفته است.
یاسر میردامادی، پژوهشگر دینی در شبکه ایکس نوشت: «شگفتی این انتخابات تنها مشارکت نزدیک به ۴۰ درصد نبود، از آن مهمتر شکست این ایده مورد علاقه هسته سخت حکومت بود که مشارکت اگر پایین بیاید به نفع نامزد حکومت است.»
احمد زیدآبادی، فعال سیاسی و روزنامهنگار در مطلبی کوتاه با عنوان «مسئولیت تراژیک و ناخواسته!» در کانال تلگرامش با اشاره به رفتن مسعود پزشکیان و سعید جلیلی به دور دوم انتخابات نوشت: «این "دور دوم" چه مسئولیت ناخواسته، سنگین، هولناک و تراژیکی به دوش آن دسته از منتقدان وضع موجود گذاشت که به انحاء مختلف از زیر بار حضور در انتخابات فراری بودند!»
مهدی نصیری، فعال سیاسی و از تحریم کنندگان انتخابات در پاسخ به آقای زیدآبادی نوشت «تداوم نظامی ضد جمهوریت، سرکوبگر، عمیقا فاسد و ناکارآمد که هیچ رئیس جمهوری نمی تواند آن را اصلاح کند، همچنان سنگین ترین، هولناک ترین و تراژیک ترین مساله ایران و تحریم کنندگان انتخابات است.»













