اشیای پرنده ناشناخته در آسمان؛ روایتهای مشاهده آدم فضاییها و سفینههای اسرارآمیز

- نویسنده, آلد اسکورفیلد و پیتر شاتلورث
- شغل, بیبیسی
یک بشقاب پرنده که در کنار یک مهمانخانه دیده شده بود، یک شکل ۷ فوتی شبیه فرازمینیها که از بوتهای بیرون آمده و شیء پرنده ناشناختهای «به شکل سیگار برگ» نزدیک حیاط یک مدرسه.
اینها فقط بخشی از ۴۵۰ مورد گزارششده از برخورد با فرازمینیهای از یکی از بزرگترین مشاهده آنها در بریتانیا در روستایی دورافتاده در ولز است.
روستای براد هیون از آن زمان «مثلث برمودا»ی دیده شدن سفینههای رازآمیز و موجودات عجیب توصیف شده است.
ساکنانی که این برخوردها را در طول فقط یک سال در اواخر دهه ۷۰ میلادی گزارش کردهاند اخیرا قصههایشان را در سریال مستد نتفليکس موسوم به «برخوردها» ساخته شرکت تولیدی استیون اسپیلبرگ تعریف کردند.
همه این اتفاقات در سال ۱۹۷۷ رخ داد که اوج جنگ سرد بود و جنگ ستارگان، برخورد نزدیک از نوع سوم – نخستین فیلم علمی-تخیلی پرفروش اسپیلبرگ – سینماها را در تسخیر خود داشت.

منبع تصویر، BROAD HAVEN SCHOOL
توجه به چیزهایی خارج از این دنیا بسیار زیاد بود – و این روستای واقع در غرب ولز موقعی که ۱۶ بچه مدرسهای ادعا کردند که در آسمان پمبروکشر یک شیء ناشناس پرنده را دیدهاند، تبدیل به تیتر اخبار بینالمللی شد.
«مثلث براد هیون» چیست؟
در آن ایام، بچهای به بیبیسی گفته بود که: «سفینه فضایی شبیه یک سیگار برگ بود که گنبدی بالایاش داشت و چراغ زردرنگ، نارنجی مایل به قرمزی هم بالای آن بود.»
بچه دیگری گفت که فقط شیء ناشناس پرنده را ندیده است و افزود که: «مردی را دیدم ولی صورتاش را نمیتوانستم ببینم چون خیلی دور بود.»
حالا ۴۵ سال بعد، آن کودکان ده ساله که رؤیت اشیاء عجيب را موقع ناهارشان در مدرسه ابتدایی براد هیون گزارش کرده بودند، هنوز اصرار دارند که این شیطنتی بچهگانه نبوده است.
دیوید دیویس ۵۷ ساله میگوید ابتدا که دوستان مدرسهاش به شتاب از زمین بازی به کلاس آمدند و ادعا کردند سفینهای فضایی را دیدهاند شک داشته است.
او میگوید: «برای من کل داستان چرند بود چون به خیال من بشقاب پرنده وجود نداشت. اینها را فقط میشد در فیلمهای علمی-تخیلی بد دهه ۱۹۵۰ یا روزنامههای زرد دید.»
او که انتظار داشت این همه هیاهو را به عنوان قصهبافی کودکان رد کند، خودش بیرون رفت تا با چشم خودش ببیند – و هنوز هم از دیدن چیزی که مدعی است شاهد آن بود حیرتزده است.

او میگوید: «این چیز از پشت درختها ناگهان جلوی من سبز شد.»
«چیزی شبیه سیگار برگ به رنگ نقرهای و به درازای ۴۵ فوت بود و آن لحظه فقط این فکر به ذهنم رسید که باید فرار کنم.»
«وقتی دروغ میگویید مادرها میتوانند آن را تشخیص بدهد و [مادر من] کاملاً مطمئن بود که من راست میگفتم.»
رالف لوئلين مدیر مدرسه، از دانشآموزان خواست که وقتی به مدرسه برمیگردند چیزی را که دیده بودند نقاشی کنند و گزارشی درباره آن بنويسند و بچهها را از هم جدا کردند تا مطمئن شود از روی دست هم نمینویسند.

دیوید میگوید: «مثل این روزها نبود. شبکههای اجتماعی و گوشیهای موبایل وجود نداشتند در نتیجه مجالی برای همدستی میان بچهها نبود.»
آقای لوئلین بعداً به بیبیسی گفت که برنامه اخبار روز بیبیسی کودکان گزارش خبری جان کریون را نشان میدهد که همه توصیفها در آن «مشابه هم» هستند.
اشیاء ناشناس پرنده دیگر در کجا دیده شدند؟
مشاهده سفینه فضایی در میدان مدرسه فقط اولین مورد از اتفاقهایی بودند که یک دانشآموز سابق مدرسه آنها را حوادث «بسیار عجیب» میخواند.
با سرازیر شدن رسانهها به این روستای کوچک، افراد محلی دیگر هم برخورد نزدیک با سفینهها و موجودات عجیب را گزارش کردند.

چند ماه پس از مشاهدات حیاط مدرسه، رز گرانویل صاحب هتلی که چند صد متر پایینتر در ساحل زندگی میکرد گزارش داد که سفینهای فضایی را هنگام رفتن به رختخواب دیده است.
فرانسین دخترش به یاد میآورد که: «از پنجره نگاه کرد و دید این شیء به نوعی معلق است.»
«این دو موجود از آن بیرون آمدند. کمی لرزان به نظر میرسیدند.»
رز گزارش کرده بود که اینها «دستها و پاهای بسیار درازی داشتند» بدون هیچ علامت مشخصهای در صورت. گرانویلها گفتند که سفینه فضایی یک علامت سوختگی و شیاری روی زمین در محل فرود به جا گذاشته بود.
فایلهای مجهول از سوی دولت بعداً نشان داد که رز به نماینده پارلمان محلیاش در کاغذ یادداشت با سربرگ هتل هیون فورت نامه نوشته بود و توضیح داده بود که این حادثه «باعث اضطراب و آشفتگی من شده است و به هیچ وجه تمایلی به برخوردی دیگر ندارم.»
یکی دو ماه بعد، و چند مایل آن طرفتر در اطراف شبهجزیره مارلوز، مارک مورستون ادعا کرد که هنگامی که به تنهایی مشغول پیاده روی بوده نه فقط یک سفینه فضایی را دیده است بلکه گفت با موجودی هم چهره به چهره شده است.

منبع تصویر، NETFLIX
او که مدعی بود بالای پشتهای نزدیک خانهاش یک «بشقاب وارونه را در تلالوء نور» دیده است بعداً توصیف کرد که صدای خشخشی را در پرچین پایین جاده شنیده است.
مارک گفت: «این چیز از میان بوتهها بیرون آمد. حدود ۷ فوت ارتفاع داشت و لباسی نقرهای رنگ به تن داشت و صورتاش یک نقاب موتور سیکلت بود.»
«با خودم فکر کردم «این آدم نیست، محال است آدم باشد». و بعد شروع کرد به راه رفتن به سمت من و به خودم گفتم «امکان ندارد چنین اتفاقی بیفتد».
«خیلی ترسیده بودم. داشت راه میرفت در نتیجه پا به فرار گذاشتم.»
روز بعد مارک با پدرش به صحنه برگشت و گفت که یک جای پای بزرگ را در میان گِلها پیدا کردند که «خیلی بزرگتر جای پای انسان عادی بود».

منبع تصویر، GOOGLE
عمو و عمه مارک بعداً به یک گزارشگر تلویزیونی گفتند که یک موجود نقرهای رنگ و بدون مشخصه به ارتفاع ۲.۴ متری را بیرون خانهباغ دور افتادهشان دیده بودند.
این حادثه به پلیس در اطلاع داده شد و افسری که تلفن این خانواده را جواب داده بود بعداً گفت: «در تمام ۲۶ سال خدمتم، خانوادهای ندیدم که به اندازه آنها ترسیده باشند.»
چرا تهیهکنندگان اسپیلبرگ مستندی درباره شیء ناشناس پرنده ولزی ساختند؟
چیزی که باعث شد این منطقه موسوم به «مثلث براد هیون» شود حادثه رازول ولزی نبود بلکه بیشتر مشاهده موارد متعددی از بشقابپرندهها بود که باعث رواج این اسم شد.
فیلمسازان در اروپا در به در دنبال خبری از بیرون از این جهان بودند ولی این خبر ولزی «باورنکردنی» را انتخاب کردند چون فقط یک برخورد نبود.
یان موتسکین، کارگردان «برخوردها» که خانه فیلمسازی امبلین تلویزیون اسپیلبرگ به سراغاش رفته بود میگوید: «صدها نفر گفته بودند که چیزی دیدهاند.»
«این توده بحرانی با داشتن ۴۵۰ نفر هم خیلی عظیم است و هم سرگرمکننده.»
منتقدان گفتهاند که سفینههای فاقد توضیح هواپیماهایی بودهاند که راهی پایگاه نیروی هوایی براودی در همان نزدیکی بودهاند. ولی کسانی که میگویند اینها اشیاء ناشناس پرنده بودهاند اصرار دارند که اینها جت نبودند.
برخورد با یک شیء ناشناس پرنده چه اثری روی شما میگذارد؟
یان میگوید که بسیاری از آدمهایی که علنی در سال ۱۹۷۷ درباره برخورد نزدیک حرف زدهاند از بازگو کردن ماجرا هیچ سودی نبردهاند.
در واقع، بعضیها دچار مشکلاتی هم شدند – از جمله دیوید دیویس.
دیوید میگوید: «چیزی که دوست نداشتم این بود که باعث جلب توجه زیادی به من شد.»
«چهار سال اول مدرسه متوسطه من هولناک بودند و تقریباً هر روز کتک میخوردم.»
«بیشتر اوقات از من میخواستند بگویم که شیء ناشناس پرنده را ندیدهام و دروغ گفتهام. ولی نمیتوانستم به اصولم پشت کنم و موقعی که دروغ نمیگفتم بگویم دروغ گفتهام.»

منبع تصویر، Getty Images
این قصه بیرون از این جهان بالاخره توجه آمبلین را جلب کرد. آمبلین یک خانه فیلمسازی است که به خاطر ساختن فیلمهای پرفروش علمی تخیلی از قبیل ایتی، بازگشت به آینده، جنگ دنیاها، مردان سیاهپوش و پارک ژوراسیک شهرت دارد و ماجرای براد هیون بخشی از این سریال چهار قسمتی تازه است.
















