فردین، از «گنج قارون» تا «سلطان قلب‌ها»؛ اسطوره‌ای که در قلب مردم جاودانه شد

    • نویسنده, محسن پارسادوست
    • شغل, روزنامه‌نگار

بیست و پنج سال از درگذشت محمدعلی فردین می‌گذرد؛ مردی که کاملا تصادفی راهش به پرده نقره‌ای باز شد، و با مرام پهلوانی که داشت در کنار جذابیت‌های مردانه‌‌اش به یکی از نخستین «سوپراستارهای سینمای ایران» تبدیل شد.

تشییع جنازه پرجمعیت فردین در ۱۸ فروردین ۱۳۷۹ با وجود حدود بیست سال دوری از کار هنری نشان داد تصویر این هنرپیشه محبوب از ذهن‌ ایرانیان پاک نشده است.

چهره کاریزماتیک و توانایی فردین در به تصویر کشیدن نقش‌های احساسی در سینمای پیش از انقلاب از او قهرمانی مردمی و نمادی فرهنگی ساخت. در تایید محبوبیت این ستاره افول‌ناپذیر سینمای ایران و با وجود آن که اجازه فعالیت سینمایی از او سلب شده بود، جمعیت انبوه چند هزار نفری از دوستدارانش در مراسم خاکسپاری‌ او حاضر شدند.

عشق کشتی؛ از سال‌های نوجوانی تا مدال نقره جهان

محمدعلی فردین پانزدهم بهمن ۱۳۰۹ حوالی دروازه دولاب تهران به دنیا آمد. پدرش تراشکار بود اما به تئاتر هم علاقه‌ داشت و بعد از پایان مشغله‌های روزانه، در تئاتر تهران بازی می‌کرد و سابقه همکاری با هنرمندانی چون تقی ظهوری را داشت که بعدها در فیلم گنج قارون هم‌بازی فردین شد.

همین دل‌مشغولی هنری پدر، پسر را هم با تئاتر و نقاشی آشنا کرد، با این حال آنچه که بیش از هر چیز در نوجوانی فکر و ذکر فردین را مجذوب خود می‌کرد، ورزش بود. او تا پیش از ورود به عرصه کشتی در چند رشته دیگر از جمله فوتبال، ژیمناستیک و شنا فعال بود. کشتی را در باشگاه نیرو و راستی زیر نظر کیومرث ابوالملوکی فراگرفت.

ابوالملوکی در مورد فردین می‌گوید: «بسیار باهوش بود. فنون کشتی را به‌راحتی یاد می‌گرفت و راحت‌تر از آن اجرا می‌کرد. بیش از آن که از زور بازو و قدرت خود استفاده کند، از هوش و ذکاوت خود بهره می‌برد.»

فردین خیلی زود در رقابت‌های باشگاهی تهران به موفقیت‌های چشمگیری دست یافت و توانست ظرف مدت کوتاهی در سطح ملی هم خود را مطرح کند. در سال ۱۳۳۲ در وزن ۷۹ کیلوگرم مدال برنز قهرمانی کشور را به دست آورد و یک سال بعد نفر اول انتخابی تیم ملی در وزن ۷۳ کیلوگرم شد. در دومین دوره مسابقات جهانی در سال ۱۹۵۴ در ژاپن، به همراه غلامرضا تختی، محمود ملاقاسمی، محمدمهدی یعقوبی، ناصر گیوه‌چی، توفیق جهانبخت، عباس زندی و احمد وفادار از اعضای تیم ملی بود. محمدعلی فردین با وجود شکستگی گوش در روند مسابقات، با تشویق کیومرث ابوالملوکی در مبارزه آخر هم حاضر شد و نقره وزن ۷۳ کیلوگرم را از آن خود کرد.

فردین از معدود افرادی است که هم در کشتی آزاد و در هم در کشتی فرنگی در سطح ملی به عنوان قهرمانی رسید. اما در نهایت به علت آسیب‌دیدگی و برخی «دلخوری‌ها» عطای کشتی را به لقایش بخشید.

سیاوش فردین، پسر محمدعلی فردین، پنج سال پیش به خبرگزاری ایرنا، گفت پدرش به خاطر سختی‌هایی که در نتیجه «حق‌خوری» در عرصه کشتی متحمل شده بود، و با دیدن مشکلات زیادی که هم‌دوره‌‌ای‌هایش از لحاظ مالی و جنبه‌های دیگر با آن روبرو بودند، خاطره خوبی از کشتی نداشت و «بیشتر خود را فردی هنری می‌دانست» و وقتی از دوران قهرمانی حرف می‌زد «همیشه با تلخی و ناراحتی همراه بود».

از میان روابطی که فردین با اهالی کشتی برقرار کرد، احتمالا دوستی او با غلامرضا تختی از همه مشهورتر است. این دو آنطور که سیاوش فردین می‌گوید بسیار با هم نزدیک و صمیمی بودند، و تختی درباره خصوصی‌ترین مسایل زندگی‌اش با او و همسر فردین، مهری خمارلو، مشورت و درد دل می‌کرد.

ورود اتفاقی به عالم سینما

ورود فردین به عرصه سینما به سال ۱۳۳۸ باز‌می‌گردد، زمانی که ۲۹ ساله بود.. آنطور که خودش گفته، یک شب زمستانی حین قدم زدن در خیابان با صف طولانی یک فیلم وسترن مقابل سینما سهیلا مواجه می‌شود و تصمیم می‌گیرد برای دیدن فیلم بلیت بخرد که از شانسش تا نوبت به او می‌رسد بلیت تمام می‌شود. اسماعیل کوشان، تهیه‌کننده و صاحب سینما او را می‌شناخت و همین آشنایی، زمینه‌ساز دعوت کوشان از فردین برای بازی در فیلم «چشمه آب حیات» شد.

محمدعلی فردین در نخستین تجربه سینمایی‌اش با ناصر ملک مطیعی و ایرن هم‌بازی شد. ایرن، بازیگر زن ارمنی‌تبار درباره بازی فردین در این فیلم به کارگردانی سیامک یاسمی گفته است: «یک پلان را بارها و بارها تکرار کردیم، چون فردین به دلیل کم‌رویی و خجالتی بودن نمی‌توانست بازی کند».

چندی بعد فردین نقطه عطف کارنامه هنری خود را در فیلم‌های «فردا روشن است» به همراه دلکش و «فریاد نیمه شب» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان تجربه کرد. اما شاید بتوان گفت فیلمی که فردین را در سینمای ایران مشهور کرد، آقای قرن بیستم به کارگردانی سیامک یاسمی محصول ۱۳۴۳ بود. صدای گرم، قد بلند، منش مردمی و بازی صمیمی او خیلی زود دل تماشاگران را ربود.

از همان سال‌های نخست حضور فردین در سینما، چنگیز جلیلوند به جای او در فیلم‌ها صحبت می‌کرد و در بیشتر مواردی که شخصیت فردین در فیلم آواز می‌خواند، از صدای ایرج استفاده می‌شد.

سال‌های اوج: از «گنج قارون» تا «سلطان قلب‌ها»

فردین در دهه ۴۰ خورشیدی به ستاره‌ای کم‌نظیر بدل شد؛ نماد جوانان پرشور، مهربان و عدالت‌خواه. سینمای ایران که آن زمان به‌دنبال چهره‌هایی برای نمایش قهرمانان طبقه متوسط بود، فردین را با آغوش باز پذیرفت.

سال ۱۳۴۴، فیلم «گنج قارون» به کارگردانی سیامک یاسمی اکران شد. فردین در نقش «علی بی‌غم» ظاهر شد؛ مردی فقیر و درستکار که زندگی‌اش با ثروتمند بی‌روحی گره می‌خورد. این فیلم نه‌تنها پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران تا آن زمان شد، بلکه الگویی را بنیان گذاشت که بعدها به «سینمای فردینی» معروف شد: ملودرام‌های پر احساس با قهرمانی که از مردم بود و برای مردم می‌جنگید.

فردین همچنین برای فیلم «گنج قارون» دستمزدی به‌مراتب بیشتر از دستمزد رایج آن روزهای سینمای ایران دریافت کرد و به علاوه سهمی هم از فروش فیلم به‌دست آورد. این فیلم اوضاع مالی او را دگرگون کرد و او را به جایگاه ستاره فیلم‌فارسی رساند. جایگاهی که گفته می‌شود فردین از آن برای کمک به دیگران و حتی کمک به برخی از یاران دوران کشتی‌گیری‌اش استفاده کرد.

فردین از اوایل دهه ۴۰ خورشیدی غیر از بازیگری مهارت خود در عرصه کارگردانی و تهیه‌کنندگی را هم آزمود. او نخستین فیلم خود را در سال ۱۳۴۱ با عنوان «گرگ‌های گرسنه» جلوی دوربین برد.

۶ سال بعد فردین یکی از شاخص‌ترین آثار سینمایی‌اش را عرضه کرد که شاید بیش از همه با آن شناخته شود؛ در سال ۱۳۴۷، «سلطان قلب‌ها» با همکاری عارف، خواننده عامه‌پسند، به سینما آمد. ترکیب موسیقی، اشک، عشق و عدالت، فردین را جاودانه کرد. از آن پس، او در ذهن مردم نه فقط بازیگر، که سلطان قلب‌ها شد.

برخی سلطان قلب‌ها را در واقع اعتراض فردین به سینمای یکنواخت آن روزها می‌دانند. خودش در این باره می‌گوید: « من در چارچوبی قرار گرفته بودم که هیچ نقشی غیر از این را نمی‌توانستم بازی کنم، یعنی سینمایی داشتیم که چهار ویژگی داشت: یکی فردین، یکی کافه، یکی ایرج و یکی هم زد و خورد. قصه‌ها هم که تقریبا شبیه بود. بعد از گنج قارون هم این مسئله حادتر شد.»

سلطان قلب‌ها موفق شد در جشنواره فیلم سپاس جایزه بهترین فیلم و بهترین بازیگر مرد را از آن خود کند.

حضور در سینمای جهان

در پی درخشش فردین در سینمای ایران، زمینه حضور او در سینمای دیگر کشورها هم فراهم شد. در سال‌های ۱۳۴۵ و ۱۳۴۷ به لبنان رفت و در فیلم‌های «مردی از تهران» و «طوفان بر فراز پاترا» بازی کرد.

یک سال بعد از فردین برای حضور در فیلم ایتالیایی «مردانه بکش» در ژانر وسترن دعوت شد تا در کنار ستارگان سینمای ایتالیا، از جمله فابیو تستی و اتوره مانی، ایفای نقش کند.

محمدعلی فردین در ادامه حضور بین‌المللی خود در سال ۱۳۵۰ در نخستین محصول مشترک سینمای ایران و هند در فیلمی با عنوان «همای سعادت» بازی کرد. سانجیو کومار و وحیده رحمان در این فیلم با او هم‌بازی بودند.

حضور فردین در این فیلم نه تنها بر شهرت و محبوبیت‌اش در ایران افزود، بلکه چهره او را به علاقه‌مندان سینمای بالیوود شناساند. سیاوش فردین به خبرگزاری ایرنا گفته بود وقتی برای نخستین بار در سن ۱۲ سالگی با پدرش از ایران خارج شده بود، متعجب شده بود‌ از اینکه گروهی هندی‌ در فرودگاه هیتروی لندن پدرش را شناختند و دوره کردند.

فعالیت سینمایی محمدعلی فردین در دهه پنجاه و سال‌های منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ ادامه یافت و او همچنان در این عرصه پرکار ظاهر شد. میعادگاه خشم و راز درخت سنجد از جلال مقدم، بابا شمل به کارگردانی علی حاتمی و غزل از مسعود کیمیایی از جمله فیلم‌هایی هستند که فردین در آنها بازی کرد.

سکوت و خانه‌نشینی پس از انقلاب

پس از انقلاب ۱۳۵۷، فردین تنها در فیلم «برزخی‌ها» ساخته ایرج قادری (۱۳۶۱) ظاهر شد. فیلمی که با استقبال خوبی روبه‌رو شد، اما به‌سرعت توقیف شد. او مانند بسیاری از بازیگران سرشناس پیش از انقلاب بارها به دادگاه انقلاب فراخوانده شد. از آن پس فردین به اجبار از سینما کناره گرفت.

گفته می‌شود در دهه ۷۰ چندبار از او برای بازی در فیلم‌هایی دعوت کردند، اما هیچ‌گاه اجازه رسمی بازگشت به پرده را نیافت.

هوشنگ گلمکانی، منتقد سینما، در گفتگویی که به‌تازگی با شبکه شرق انجام داد، دلیل مخالفت مدیران سینمایی آن دوران با حضور چهره‌هایی مانند محمدعلی فردین و ناصر ملک‌مطیعی در سینمای بعد از انقلاب را این طور توصیف کرد که با هر آنچه که مخاطب را به یاد دوران گذشته بیندازد مخالفت می‌شد. همانطور که به گفته آقای گلمکانی حتی نام خیابان پهلوی به ولیعصر تغییر یافت.

این مخالفت‌ها تا جایی پیش رفت که حتی وقتی در جریان مسابقات جهانی ۱۹۹۸ کشتی، که در تهران برگزار می‌شد، فردین برای تماشای کشتی‌ به سالن ۱۲ هزار نفری آزادی رفت، با جلوگیری حراست سازمان تربیت بدنی مواجه شد و مجبور شد سالن را ترک کند.

فردین در مراسم سالگرد علی تابش، گوینده رادیو و بازیگر، در وصف روزهایی ممنوع‌الکاری و تاثیری که این موضوع بر روحیه‌اش گذاشته بود گفته بود: « همه مردم هر روز زندگی‌ می‌کنند تا یک روز بمیرند. ما هر روز می‌میریم تا یک روز زندگی کنیم».

فردین با وجود محدودیت‌های بعد از انقلاب، تصمیم گرفت برخلاف بسیاری از همکاران هم‌نسل خود در ایران بماند. او سال‌ها در حوالی میدان ونک تهران فرش فروشی داشت.

اسطوره‌ای که در قلب مردم جاودانه شد

محمدعلی فردین سرانجام در روز پنجشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۷۹ در ۶۹ سالگی بر اثر ایست قلبی از دنیا رفت و دو روز بعد در میان جمعیت انبوهی از مردم و هنرمندان از ورزشگاه امجدیه (شیرودی) به طرف قطعه هنرمندان بهشت زهرا منتقل و به خاک سپرده شد.

رضا کیانیان، بازیگر سینمای ایران که آخرین مصاحبه با فردین را در کتاب «ناصر و فردین» منتشر کرده، در سال ۱۳۹۷ در گفتگو با روزنامه ایران به وصف خاطره‌ای از روز خاکسپاری فردین پرداخت.

آقای کیانیان به نقل از دربان ورزشگاه امجدیه، ماجرای زن سالخورده‌ای را تعریف می‌کند که جلوی در ورزشگاه نشسته بود و زار می‌زد. وقتی دربان دلیل این میزان ناراحتی را از او می‌پرسد زن می‌گوید سال‌ها پیش وقتی برای تامین جهیزیه دخترش با مشکل مواجه بوده، به او می‌گویند به فرش فروشی پاساژ مجاور میدان ونک برود و فردی به نام فردین آنجاست که به او جهیزیه می‌دهد. پیرزن می‌گوید وقتی به مغازه رسید و سراغ فردین را گرفت، مرد سپیدمویی به او گفت فردین الان نیست. رضا کیانیان در ادامه به نقل از پیرزن می‌گوید: « همان‌جا گاز و یخچال خرید و توی وانت گذاشت. بیست - سی هزار تومان هم به من پول داد و گفت: این‌ها را ببرید فردین به من سپرده در خدمت‌تان باشم و هر وقت کم و کسری داشتید بیا همین جا. پیرزن با اشک و اندوه به دربان ورزشگاه ‌گفت من دیشب فهمیدم آن مرد مو سفید، همان فردین بوده است».

محمدعلی فردین در نگاه بسیاری، آخرین اسطوره‌ مردمی سینمای ایران بود. کسی که هم ورزشکار بود، هم هنرمند، و مهم‌تر از همه همدل. قهرمانی که از تشک کشتی برخاست؛ بر پرده نقره‌ای درخشید و در قلب مردم جاودانه شد.