هدف گرفتن «دشمنان داخلی» در روسیه، تداعی‌گر شبح دوران شوروی

آنا الکساندرووا به اتهام نشر اکاذیب درباره ارتش روسیه در دادگاه محاکمه شد
توضیح تصویر، آنا الکساندرووا به اتهام نشر اکاذیب درباره ارتش روسیه در دادگاه محاکمه شد
    • نویسنده, استیو روزنبرگ
    • شغل, دبیر خبر روسیه
    • در, مسکو

در دادگاهی در شهر پوشکین، در ۶۴۳ کیلومتری شمال غربی مسکو حاضر بودم.

مقابلم «آکواریوم» قرار دارد؛ جعبه‌ای شیشه‌ای و فلزی که متهم در آن قفل شده است. این قفس در دادگاه‌های روسیه به شکلی طراحی شده که باعث می‌شود کسانی که برای محاکمه در آن قرار می‌گیرند، یک جنایتکار خطرناک به نظر برسند.

پشت شیشه آنا الکساندرووا است. این آرایشگر ۴۶ ساله به «انتشار عمدی اطلاعات نادرست درباره چگونگی استفاده از نیروهای مسلح فدراسیون روسیه» متهم شده است.

به زبان ساده‌تر، او به انتشار اخبار جعلی درباره ارتش روسیه متهم است. این اتهام به پیام‌ها و پست‌های شبکه‌های اجتماعی مربوط است که گفته می‌شود او برای دیگران فرستاده است.

شاهد کلیدی دادستانی نیز در دادگاه حضور دارد: همسایه آنا.

از زمان آغاز تهاجم گسترده روسیه به اوکراین، گزارش‌های فراوانی درباره برخی از شهروندان روس‌ که همسایگان، همکاران و آشنایان خود را به دلیل اظهارات ضد جنگ به پلیس گزارش می‌کنند، منتشر شده است.

این گزارش‌ها به دستگیری، محاکمه و در برخی موارد به صدور احکام زندان طولانی‌مدت منجر شده‌اند.

اما چرا جاسوسی و خبرچینی این‌قدر رایج شده است؟ و این موضوع چه پیامدهایی برای جامعه روسیه دارد؟

برای پی بردن به این موضوع، با چند نفر از اهالی روسیه که در این ماجرا گرفتار شده‌اند، صحبت کردم؛ از جمله پزشکی که بیمار او به پلیس گزارشش را داده و یک پیرمرد ۸۷ ساله که از اتوبوس بیرون کشیده شده و به پلیس تحویل داده شد.

در دادگاه پوشکین، ایرینا سرگیوا، همسایه آنا الکساندرووا دو ردیف جلوتر از من با مادرش ناتالیا نشسته است. آن‌ها در خانه‌ای کنار خانه آنا زندگی می‌کنند.

این دو خانواده زمانی رابطه خوبی با هم داشتند، اما حالا به شدت با یکدیگر اختلاف پیدا کرده‌اند.

در طول یک وقفه در جلسه دادگاه، دلیل این موضوع را از ناتالیا می‌پرسم.

او ادعا می‌کند: «او (آنا) شروع کرد به فرستادن تصاویر مربوط به عملیات نظامی ویژه (جنگ روسیه در اوکراین) برای دخترم. تصاویری از اجساد سربازان که تکه‌تکه شده بودند و تانک‌هایی که آتش گرفته بودند.»

ناتالیا اضافه می‌کند: «من این موضوع را به دادستانی گزارش دادم. این تصاویر اشک آدم را در می‌آورد.»

آنا ارسال هر یک از تصاویر و پیام‌های مورد بحث را انکار می‌کند. وکیل او می‌گوید که اگر او محکوم شود، احتمالا با حکم ۱۵ سال زندان روبرو خواهد بود.

با این حال، آنطور که بعدا فهمیدم، داستان آنا و ایرینا پیچیده‌تر از آن بود که در ابتدا به نظر می‌رسید.

سیگنال‌هایی از بالا

آزادی بیان در روسیه پیش از این هم محدود بود، اما چند روز پس از تهاجم به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ (بهمن ۱۴۰۰)، ولادیمیر پوتین میزان محدودیت‌ها را به سطح جدیدی رساند.

چند روز پس از دستور پوتین برای اعزام نیروهای روسیه به اوکراین به‌عنوان بخشی از آنچه که او «عملیات نظامی ویژه» می‌نامد، قانونی سرکوبگرانه تصویب شد که هدف از آن خاموش کردن یا مجازات هر گونه انتقاد بود.

اکنون روس‌ها می‌توانند به اتهام «بی‌اعتبار کردن نیروهای مسلح روسیه» محاکمه شوند و به دلیل انتشار «اطلاعات نادرست عمدی» درباره ارتش به زندان‌های طولانی‌مدت محکوم شوند.

ولادیمیر پوتین

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، ولادمیر پوتین می‌گوید پیدا کردن و مجازات «دشمنان داخلی» به تقویت روسیه کمک می‌کند

مقام‌های حکومت روسیه نیز در این مدت، به شکل غیرمستقیم از تلاش برای یافتن «دشمنان داخلی»، محاکمه آن‌ها و احتمالا احکام طولانی‌ مدت حبس به اتهام «نشر عامدانه اکاذیب» صحبت کرده‌اند.

از جمله ولادیمیر پوتین اعلام کرد: «... هر ملتی، و به‌ویژه مردم روسیه، همیشه قادر خواهند بود که میهن‌پرستان واقعی را از خائن‌ها و زباله‌ها تشخیص دهند و آن‌ها را مانند حشره‌ای از دهانشان تف کنند. من مطمئن هستم که یک خودپالایی طبیعی و ضروری در جامعه از این نوع، کشور ما را قوی‌تر و همبسته‌تر خواهد کرد.»

در چنین فضایی که «ما» را علیه «آن‌ها» قرار می‌دهد، گزارش‌هایی درباره شهروندانی که علیه هم‌وطنان خود به‌دلیل مخالفت با جنگ در اوکراین جاسوسی می‌کنند، منتشر شده‌اند؛ دانش‌آموزانی که علیه معلمان خبرچینی می‌کنند، استادانی که از دانشجویان خود جاسوسی می‌کنند و همکارانی که علیه یکدیگر گزارش می‌دهند.

البته همه این شکایت‌ها به دادگاه نمی‌رسند. اما در برخی موارد، قوانین جدید سختگیرانه روسیه برای محاکمه متهمان مورد استفاده قرار می‌گیرند.

این وضعیت یادآور دوران شوروی است؛ زمانی که خبرچینی به شدت از سوی حکومت تشویق می‌شد. در زمان حکومت دیکتاتوری جوزف استالین، اردوگاه‌های زندان یا «گولاگ»‌ها مملو از قربانیانی بودند که توسط هموطنان‌ خود لو داده می‌شدند.

نینا خروشچوا، استاد روس-آمریکایی روابط بین‌الملل در «نیو اسکول» نیویورک، می‌گوید: «آنچه من قابل توجه می‌دانم، این است که حافظه ژنتیکی روسیه چقدر سریع بازگشته و چگونه افرادی که در آن زمان زندگی نکرده‌اند، ناگهان طوری رفتار می‌کنند که انگار در آن دوران بوده‌اند.»

او می‌گوید: «ناگهان آن‌ها شروع به خبرچینی از دیگران می‌کنند. این یک رویه به سبک دوران شوروی است، اما همچنین چیزی در کد ژنتیکی روسیه وجود دارد؛ ترس، تلاش برای محافظت از خود به بهای قربانی کردن دیگران.»

شیاطینی از اعماق

اما این تنها نیمی از داستان است.

هر چه بیشتر درباره پرونده آنای آرایشگر، باخبر می‌شوم، بیشتر متوجه می‌شوم که خبرچینی تنها محصول ترس و محافظت از خود نیست.

گاهی اوقات، رقابت‌ها و منافع شخصی نیز در این ماجرا نقش دارند.

وکیل آنا، آناستاسیا پیلیپنکو، می‌گوید: «موارد به اصطلاح ‘سیاسی’ در قانون کیفری راه بسیار مناسبی برای حل و فصل اختلافات بین همسایگان شده است. این پرونده خاص با یک مشاجره خانگی معمولی شروع شد. یکی از طرفین به پلیس رفت اما به جایی نرسید. این وضعیت در زمانی تغییر کرد که اتهام ‘انتشار اخبار جعلی درباره ارتش’ مطرح شد.»

در واقع، اختلاف بین آنا و ایرینا نه با پیام‌های شبکه‌های اجتماعی، بلکه با اختلاف بر سر زمین آغاز شد.

این دو خانواده در ابتدا با هم تلاش کرده بودند از جنگل محلی در برابر شرکت‌های ساختمان‌سازی حفاظت کنند. اما اوضاع زمانی تغییر کرد که ایرینا سعی کرد قطعه‌ای از این زمین‌ها را اجاره کند. او گفت که برای چرای بزهایش به این زمین نیاز دارد.

ایرینا می‌گوید: «(آنا بعد از این اتفاق) از ما کینه به دل گرفت. او ما را متقلب نامید. او ادعا کرد که ما زمین را می‌خریم و آن را به شرکت‌های ساختمان‌سازی می‌فروشیم. به او گفتم که این حرف‌ها مزخرف است. بعد از آن بود که سیل اتهامات آغاز شد.»

ایرینا، همسایه آنا، می‌گوید «جرایمی رخ داده‌اند و (مجرمان) باید مجازات شوند»
توضیح تصویر، ایرینا، همسایه آنا، می‌گوید «جرایمی رخ داده‌اند و (مجرمان) باید مجازات شوند»

آن‌طور که ایرینا و مادرش روایت می‌کنند، اتفاقات بعدی به اندازه یک رمان سوررئال و تاریک نیکولای گوگول، نویسنده‌ قرن نوزدهمی روسیه، عجیب و تاریک است.

این داستان همسایگانی است که درگیر دشمنی و کینه‌ورزی هستند؛ این ماجرا شامل مشاجره بر سر یک حصار، اتهام‌هایی درباره کتلت‌های مسموم‌شده، لاستیک‌های پنچر شده خودرو و دیگر «حقه‌های کثیف» است.

ادعاها و ضدادعاهایی نیز وجود دارند؛ اتهام‌هایی درباره حسادت، مستی، حساب‌های جعلی در شبکه‌های اجتماعی.

به علاوه، یک مشاجره درباره فروش خرگوش‌ها.

روستای «کورپیکولیا»، جایی که آنا و ایرینا در آن زندگی می‌کنند، به طرز قابل‌توجهی ساکت است. وقتی از آنجا بازدید می‌کنم، سکوت محض حاکم است. به‌ندرت کسی دیده می‌شود. اما وقتی به مزارع آن‌ سوی روستا نگاه می‌کنم، احساس عجیبی دارم. انگار چیزی از دل زمین بیرون می‌آید.

چشمانم را می‌بندم.

به یاد سفری به سیبری می‌افتم که تغییرات آب‌و‌هوایی باعث ذوب شدن یخ‌های دائمی شده و اسکلت‌ها و باکتری‌ها و گازهای مضر را از اعماق بیرون آورده است.

ناگهان دوزاریم می‌افتد. چیزی مشابه در اینجا و در سراسر روسیه در حال رخ دادن است. دو و نیم سال جنگ، واقعیت موازی و اخلاقیاتی موازی در حال بیرون کشیدن شیاطین از اعماق روح و جامعه روسیه هستند.

روس‌ها حتی واژه‌ای برای این وضعیت دارند که از یونانی‌ها قرض گرفته‌اند: «ختون» (چتونیک). این واژه به معنای چیزی تاریک و شرور است؛ هیولاهایی که در اعماق ما نهفته‌اند.

و وقتی این شیاطین از اعماق با آنچه در بالا در جریان است، مانند قوانین سرکوبگر و جست‌وجو برای دشمنان داخلی، ترکیب می‌شوند، آن‌وقت است که همسایه علیه همسایه خبرچینی می‌کند.

اولگ اورلوف، فعال کهنه‌کار حقوق بشر به دلیل انتشار یک مقاله ضد جنگ تحت تعقیب قرار گرفت

منبع تصویر، Reuters

توضیح تصویر، اولگ اورلوف، فعال کهنه‌کار حقوق بشر به دلیل انتشار یک مقاله ضد جنگ تحت تعقیب قرار گرفت

اما مطمئنا روسیه، انحصاری بر این شیاطین ندارد. با وجود تمام صحبت‌ها درباره کد ژنتیکی یک ملت، صفات انسانی هیچ مرزی نمی‌شناسند. نباید خودمان را فریب دهیم که خبرچینی تنها در روسیه تحت حکومت پوتین ممکن است.

اولگ اورلوف، فعال حقوق بشر کهنه‌کار، می‌گوید: «من بعید نمی‌دانم که در بریتانیا هم در صورتی که مردم احساس کنند می‌توانند بدون بازخواست از مخالفان خود خبرچینی کنند و با تشویق دولت روبرو شوند، تعداد زیادی خبرچینی رخ دهد. این طبیعت انسانی است. متاسفانه، بسیاری از مردم تلاش می‌کنند افراد دیگر را در زندگی شخصی یا عمومی‌شان به هر وسیله‌ای نابود کنند.»

با این حال این اتفاق در روسیه رخ داده، نه در بریتانیا؛ جایی که آقای اورلوف به دلیل انتشار یک مقاله ضد جنگ تحت تعقیب قرار گرفته است. اوایل امسال، او به «بدنام کردن مکرر» ارتش روسیه مجرم شناخته شد و به دو و نیم سال زندان محکوم شد. سپس او را در جریان یک قرارداد تبادل زندانیان، پیش از موعد آزاد کردند.

او می‌گوید: «دولت روسیه در حال شکل دادن جامعه‌ای است که در آن افرادی که ذاتا خبرچین هستند، احساس راحتی و خوشحالی می‌کنند.»

در دادگاه پوشکین با توجه به این‌ که این آرایشگر با احتمال گذراندن سال‌ها در زندان روبروست، از ایرینا و ناتالیا می‌پرسم که آیا پشیمان هستند؟

ناتالیا می‌گوید: «برای او متاسفم و می‌توانم گریه کنم.»

ایرینا می‌گوید: «جرایمی رخ داده‌ که باید به خاطر آنها مجازات شود.»

نادژدا بویانوا، متخصص اطفال که به دلیل انتشار «اخبار جعلی» محاکمه می‌شود، می‌گوید که هرگز فکر نمی‌کرد این اتفاق برای او بیفتد
توضیح تصویر، نادژدا بویانوا، متخصص اطفال که به دلیل انتشار «اخبار جعلی» محاکمه می‌شود، می‌گوید که هرگز فکر نمی‌کرد این اتفاق برای او بیفتد

من در دادگاهی دیگر هستم، این بار در مسکو.

درون قفس، نادژدا بویانوا، متخصص اطفال ۶۸ ساله قرار گرفته است. او هم به انتشار «اخبار جعلی» درباره ارتش روسیه متهم شده است.

نادژدا از پشت شیشه می‌گوید: «من شنیده بودم که چنین اتفاقاتی برای دیگران می‌افتد. هرگز فکر نمی‌کردم این اتفاق برای من بیفتد.»

مادر یکی از بیماران او ادعا می‌کند که این پزشک به او گفته است که سربازان روسی در اوکراین، اهداف مشروعی هستند. زنی که شوهر سابقش در جنگ اوکراین کشته شده بود، یک ویدیوی عصبانی منتشر کرده و نادژدا را به پلیس لو داده است.

اسکار چردژیف، وکیل نادژدا، به من می‌گوید: «بویانوا این اتهامات را رد می‌کند. این پرونده غیرعادی است، زیرا اساسا هیچ مدرکی به‌جز شهادت یک نفر علیه نفر دیگر وجود ندارد. این می‌تواند یک سابقه بد ایجاد کند که شهادت یک نفر برای به دردسر انداختن دیگری کافی باشد.»

اما نادژدا حامیانی نیز دارد، از جمله یک بیمار سابق و یک امدادگر.

ورا ربرووا، امدادگر آمبولانس، به من می‌گوید: «من از سن‌پترزبورگ به اینجا آمده‌ام، زیرا برایم بسیار مهم است که از یک همکار حمایت کنم. این یک اتهام ساختگی است. من کاملا با او همدردی می‌کنم.»

نادژدا از داخل «آکواریوم» به من می‌گوید که چقدر این نمایش همبستگی برایش ارزش دارد.

او می‌گوید: «این‌که رها نشده‌ام، تنها نیستم، این‌که مردم به من فکر می‌کنند، برایم خیلی ارزش دارد.»

این وضعیت همچنین نشان می‌دهد که علیرغم ترس در جامعه، برخی از روس‌ها علیه خبرچینی و مسیری که کشورشان در پیش گرفته، ایستادگی می‌کنند.

دیمیتری گرینچی، ۸۷ ساله، در یک اتوبوس در مسکو مورد حمله قرار گرفت و او را پیش ماموران پلیس بردند

منبع تصویر، Handout

توضیح تصویر، دیمیتری گرینچی، ۸۷ ساله، در یک اتوبوس در مسکو مورد حمله قرار گرفت و او را پیش ماموران پلیس بردند

یکی از افرادی که مایل است صحبت کند، دیمیتری گرینچی ۸۷ ساله است که مرا به صرف چای دعوت کرده است. او برای من از آنچه که اخیرا برایش در یک اتوبوس در مسکو رخ داد می‌گوید.

یکی از مسافران ادعا کرده بود پس از آنکه شنیده دیمیتری علیه مزدوران روسی که در اوکراین می‌جنگند حرف‌های توهین‌آمیزی زده، و به او حمله کرده است.

دیمیتری به یاد می‌آورد: «او به سمت من حمله کرد و چشمانش برق می‌زد و دندان‌هایش را به هم می‌سایید. انگار می‌خواست مرا گاز بگیرد.»

دیمیتری ادامه می‌دهد: «او پسرش را که مرد بزرگی بود صدا کرد. پسرش انگشتش را در بازوی من فرو کرد تا به من آسیب برساند. من کبود شدم.»

ویدیوی شوکه‌کننده‌ای که با تلفن همراه گرفته شده، نشان می‌دهد که بازوهای این پیرمرد را به پشتش پیچیده‌اند و او را از اتوبوس بیرون می‌کشند. آن دو مرد، دیمیتری را به پلیس تحویل می‌دهند. او متهم نشد. اما این حادثه دیمیتری را شوکه و عصبانی کرده است.

او می‌گوید: «قانون اساسی روسیه می‌گوید هر کس حق آزادی بیان دارد. چرا دیگران باید بتوانند آنچه را که فکر می‌کنند بگویند، ولی من نه؟»

پدر دیمیتری یکی از قربانیان بی‌گناه کشتارهای دوران استالین بوده و در آن زمان دستگیر و اعدام شده است.

گذشته روسیه دردناک است.

اما آنچه دیمیتری را نگران می‌کند، حال حاضر است: مقام‌هایی که بار دیگر جست‌وجوی دشمنان و خائنان را آغاز کرده‌اند و مردمی که تشویق می‌شوند به این جست‌وجو بپیوندند.