سقوط بیسابقه بورس تهران زیر سایه جنگ اسرائیل و ایران

منبع تصویر، AFP via Getty Images
- نویسنده, مسعود شهامی
- شغل, روزنامهنگار
بورس اوراق بهادار تهران شاهد بحرانی بی سابقه است. سرمایهها در حال از دست رفتن است و بزرگترین شرکتهای ایران با زیانی هنگفت مواجه شدهاند.
بحران با بازگشایی بازار بورس در شنبه هفتم تیر آغاز شد. بورس تهران روز ۲۵ خرداد ۱۴۰۴ و در جریان جنگ اسرائیل و ایران تعطیل و روز شنبه هفتم تیر، کمتر از یک هفته بعد از اعلام آتشبس باز شد.
در همان روز اول با هجوم سرمایه گذاران برای فروش و تبدیل کردن سهام به پول، صفهای طولانی فروش شکل گرفت و روند افت شاخص بازار بورس تهران آغاز شد.

منبع تصویر، Anadolu via Getty Images
بحران چقدر جدی است؟
شاخص کل بازار سهام تهران که میتوان آن را به عنوان دماسنج وضعیت بازار در نظر گرفت در یک هفته کاری اخیر (نسب به قبل از تعطیلی با شروع جنگ) حدود ۲۹۰ هزار واحد کاهش یافته و به حدود دو میلیون و ۶۹۰ رسیده است که معادل کاهش ۱۰ درصدی در یک هفته است.

نشانگر دیگر، خارج شدن سرمایه از بورس با فروش سهام از سوی سهامداران است. از زمان بازگشایی تا پایان چهارشنبه میزان ورود پول اشخاص حقیقی به بازار، منفی شده که نشان دهنده بیاعتمادی سرمایهگذاران (افراد حقیقی) به بازار و خروج سرمایه است. در این دوره در مجموع ۲۶ هزار میلیارد تومان سرمایه افراد حقیقی از بورس خارج شده است.

اگر کل خروج سرمایه را در نظر بگیریم (افراد حقیقی و شرکتها) به عددهای بالاتری خواهیم رسید. برای نمونه در روز چهارشنبه کل سرمایه خارج شده به بیش از ۱۳ هزار میلیارد تومان رسید.
چرا سرمایهگذاران سراسیمه شدهاند؟
با بازگشایی بازار در روز هفتم تیر ۱۴۰۴ - بعد از آتشبس - سرمایهگذاران برای فروش سهام خود به بازار هجوم آوردند و این روند همچنان ادامه دارد. دلیل آن هم نگرانی از آینده سیاسی و امنیتی ایران است.
سرمایهگذاری در بازار بورس، در عمل به معنی اطمینان سرمایهگذاران به آرام بودن فضای اقتصادی و سیاسی کشور است. چون ارزش سهام شرکتها در ادامه کار آنها و ایجاد ثروت معنی پیدا میکند.
اگر کشوری در حال جنگ باشد، احتمال بسته ماندن شرکتها یا وارد شدن خسارت، باعث کاهش اطمینان سرمایهگذاران میشود. در این شرایط طبق قوانین طبیعی هر بازاری، سرمایهدار به تکاپو میافتد تا سرمایه خود را از خطر نجات دهد و با سرمایهگذاری روی کالایی با ثباتتر، دستکم ارزش فعلی سرمایه خود را حفظ کند.
یکی از فعالان بازار بورس تهران که برای پنهان ماندن هویتش خود را محمد فتوحی معرفی کرد میگوید: «نفس بسته شدن بورس، برای سرمایه گذاران یک زنگ خطر بود و به نظر بسیاری از فعالان بازار اقدام اشتباهی بود. در عین حال سازمان بورس با تعطیل کردن صندوقهای طلا و حتی صندوقهای درآمد ثابت که عملا کمترین ریسک را دارند، باعث عمیقتر شدن نگرانیها و سراسیمگی بیشتر شد.»
صندوق طلا برای خرید و فروش مجازی طلا و صندوق درآمد ثابت، کم خطرترین سرمایهگذاری بازار تهران است که در علوم مالی برای برای برقراری موازنه و تنظیم سرمایهگذاری ضروری است. از طرفی بعضی از سرمایهگذاران که میخواهند محتاطتر باشند این صندوقها را انتخاب میکنند.
برای درک بهتر این شرایط و عمق بحران، باید اول نگاهی به شرایط و قوانین خاص بازار بورس تهران انداخت.

منبع تصویر، Irna
دامنه نوسان چیست و چه ارتباطی با بحران فعلی دارد؟
قوانین حاکم بر بازار بورس در ایران در مقایسه با بازارهای بورس در کشورهای توسعهیافته، منحصر به فرد است. یکی از مهمترین تفاوتها تعیین دامنه نوسان بازار از سوی دولت است. به این معنی که در یک روز، قیمت سهام نمیتواند بیش از مقدار مشخصی سقوط کند یا بالا برود.
در حال حاضر دامنه نوسان بازار بورس تهران، سه درصد تعیین شده است- البته در عمل نوسان برای بعضی سهام متغیر است که برای فنی نشدن گزارش در نظر گرفته نشده است.
یعنی قیمت سهام باید در محدوده سه درصد پایینتر یا سه درصد بالاتر از قیمت روز قبل معامله شود. این اقدام برای کنترل بازار و حفظ ارزش سرمایه در برابر نوسانهای تند یا هیجان در بازار در نظر گرفته شده است.
در تاریخ بورس در جهان، مواردی مشابه محدود کردن دامنه نوسان وجود داشته است اما چنین محدودیتهایی تنها در شرایط بحرانی اعمال میشود و آن هم با هدف متوقف کردن معادلات برای مدتی محدود.
در مقایسه، ایران این دامنه نوسان را به صورت دائمی اعمال میکند و میزان آن از سوی دولت بسته به شرایط اقتصادی و حتی در مواردی دیدگاههای سیاسی تعیین میشود.
محمد فتوحی فعال بازار بورس تهران میگوید: «در شرایط بحرانی فعلی، حتی وجود این محدودیتها نتوانست جلوی سقوط بازار را بگیرد، علاوه بر همه اینها محدودیتهای غیر معمول بازار، تعطیل شدن بورس باعث وحشت عمومی شد که حاصلش هم سقوط حدود ۳۰۰ هزار واحدی شاخص در هفته اول بعد از بازگشایی بود.»
صف فروش چیست و چرا خبرساز شده است؟
برای تبدیل سهام به پول باید آن را فروخت و برای فروش هم باید خریدار وجود داشته باشد. وقتی شمار فروشندگان از خریداران بیشتر باشد، صف فروش تشکیل میشود و وقتی خریداران بیشتر از فروشندگان باشند صف خرید تشکیل میشود.
بدیهی است که در شرایط فعلی تعداد کسانی که میخواهند با فروش سهام، سرمایه خود را به ساحلی امنتر برسانند بیشتر است. اما در عمل اعمال محدودیت با تعیین دامنه نوسان، این روند را کند و صف را طولانیتر میکند.
بر اساس محدودیت اعمال شده بر نوسان ارزش سهام، برای هر سهم در پایان روز قیمتی تعیین میشود که به آن قیمت پایان میگویند و مبنای شروع معاملات روز آتی خواهد بود.
برای روز بعد قیمت مبنا حساب میشود که به زبان ساده قیمت بیشترین تعداد سهام فروخته شده در روز است (متوسط وزنی). اگر تعداد زیادی از یک سهم مثلا با سه درصد (حداکثر مجاز) فروش رفته شده باشند، قیمت آغاز معامله در روز بعد براساس همان قیمت پایین آمده آغاز میشود و در پایان روز ممکن است باز هم پایینتر برود.
این روند باعث میشود که در عمل انتظار در صف فروش، در شرایطی که خریداری وجود ندارد، به معنی افت روزانه ارزش سرمایه در روزهای کاری هفته باشد. تا آنکه بالاخره سهم به قیمتی فروش برود.
محمد فتوحی (نام مستعار) فعال بازار بورس در این باره میگوید: «ماندن در صف فروش، شرایطی طاقت فرسا برای فروشنده است، در حالی که خریدار صرفا با انتظار میتواند به قیمت پایینتری دست یابد. این شرایط باعث نوعی سقوط کنترل شده میشود.»

منبع تصویر، AFP via Getty Images
دولت چه واکنشی نشان داده است؟
واکنش دولت در چنین شرایطی میتواند خرید سهام کسانی باشد که در صف فروش هستند. اگر دولت بتواند با تزریق سرمایه، به قول فعالان بورس «صفهای فروش را جمع کند» میتواند از سقوط ارزش سهام شرکتها در روز بعد جلوگیری کند و این کار را تا جایی ادامه دهد که آرامش به بازار بازگردد.
محمد فتوحی میگوید: «چهارشنبه (۱۱ تیر ۱۴۰۴) نشانههایی از حمایت دولتی از بازار دیده شد. اما صفهای بازار طولانیتر از آن بود که با این اقدام آرام شود. به نظر میرسد بازاری که با اخبار جنگ ناآرام شده، برای آرام شدن نیازمند اخبار آرامش بخش است.»
آیا بازار بورس آرام خواهد شد؟
تجربه بروز بحران در بازار سرمایه به صورت تاریخی، نشان میدهد که برای بازگشت آرامش به بازار تنها یک راه وجود دارد. اینکه به شکلی نگرانی سرمایه گذاران کاهش یابد. این هدف هم یا با رفع علت نگرانی یا با وارد شدن دولت و خرید بدون محدودیت سهام امکان دارد.
در مورد اول، راه حل یک تصمیم سیاسی است. یک مشاور سرمایهگذاری بازار بورس تهران که برای پنهان ماندن هویتش خود را رضا نامی معرفی کرد میگوید: «این واقعیت که رسانههای داخلی و خارجی همچنان صحبت از احتمال ادامه جنگ میکنند و اینکه مقامات جمهوری اسلامی دائما در رسانهها میگویند که آتش بس موقت است و اسرائیل دوباره حمله میکند، بزرگترین ضربه را به بازار میزند. پیامهایی هم که دولت مثلا در مورد توقف همکاری با آژانس میدهد مزید بر علت میشود و بازهم آینده را برای سرمایه گذاران ناامنتر و نا آرامترمیکند.»
در مورد ادامه دخالت دولت هم، این نگرانی وجود دارد که افزایش تزریق منابع به افزایش نقدینگی و افزایش تورم دامن بزند.
رضا نامی میگوید: «کدام مورد را به خاطر داریم که ریختن پول در اقتصاد مشکلی را حل کرده باشد. مگر دولت در سالهای اخیر کم برای پایین آوردن یا تنظیم قیمت دلار هزینه کرد؟ آیا قیمتها پایین آمد؟ هر بحرانی که شروع میشود دوباره قیمت دلار سر به فلک میکشد.»

منبع تصویر، NurPhoto via Getty Images
بورس و سیاست در جمهوری اسلامی ایران
مروری بر بورس تهران از دوران توافق هستهای موسوم به برجام تا امروز نشان میدهد که بعد از خروج آمریکا از برجام آرامش هرگز به بورس باز نگشت. تحولات سیاسی داخلی و خارجی شاخص را دچار نوسانهای پی در پی کرده است.
علاوه بر تحولات بینالمللی، به نظر میرسد بورس در سالهای اخیر قربانی سلیقههای سیاسی مدیران و دولتها هم بوده است. برای نمونه در دولت ابراهیم رئیسی چهرههایی چون یاسر جبرائیلی، از تدوین کنندگان برنامهٔ اقتصادی دولت، فعالان بورس را سفتهباز میخواند و بیشتر به پیشبرد برنامههایی مانند سهام عدالت اصرار داشت.
در پنج سال اخیر، مدیریت سازمان بورس تهران هم دچار بحرانی کم سابقه بود و طی پنج سال این سازمان پنج رئیس جدید به خود دید. برای نمونه سال ۱۴۰۳ مجید عشقی، رئیس سابق سازمان بورس که در دوران ریاستش میان فعالان بازار با انتقادهای گسترده روبه رو بود، در پی رسوایی مالی استفعا کرد.
اما دستکم اعداد و ارقام نشان میدهد که بحرانی که بعد از جنگ و بازگشایی بازار به وجود آمده، ابعاد بسیار بزرگتریدارد که فعلا با محدودیتهای اعمال شده و تعطیلی این روزهای بورس تهران، پنهان ماندهاند.










