موسیقی اعتراضهای ایران؛ اثر منتخب مرجان فرساد: سوگندنامه ساخته دانشجویان موسیقی

منبع تصویر، bbc
- نویسنده, حسام گرشاسبی
- شغل, روزنامهنگار موسیقی

منبع تصویر، instagram @music_studentss
اعتراضهای سال گذشته در ایران که پس از کشته شدن مهساامینی در بازداشت گشت ارشاد آغاز شد و با شعار «زن، زندگی، آزادی» کشور را فرا گرفت، همراهی و مشارکت گروه بزرگی از موسیقیدانهای ایرانی را در پی داشت. آنها با انتشار آهنگهای گوناگون کوشیدند که نه تنها پیام اعتراضها را به گوش دیگران برسانند بلکه حتی خود عامل ایجاد انگیزه بشوند و خوراک فکری تولید کنند.
در این میان میتوان به نقش پررنگ زنان موسیقیدان ایرانی در مبارزات مدنی یک سال اخیر اشاره کرد؛ آنها که از پس سالها تن ندادن به سیاستهای فرهنگی حکومت، راه و رسم اینگونه مبارزه را خوب میدانند.
بیش از چهار دهه سرکوب و جرمانگاری صدای زنان، نتوانست آنها را به سکوت وادار کند؛ آنها که صحنه موسیقی و فعالیت هنری را به میدان مقاومت علیه حکومت تبدیل کردند، خود را توانمند ساختند و به هر شکل ممکن، بویژه با استفاده از فضای مجازی در سالهای اخیر، آثارشان را منتشر کردند.
در سالگرد اعتراضهای سراسری ۱۴۰۱ ایران، قصد داریم در گفتوگو با چند تن از زنان موسیقیدان ایرانی مروری داشته باشیم بر منتخبی از آهنگهای تأثیرگذار جنبش «زن، زندگی، آزادی».
این مجموعه گفتگوها و مرورها را با مرجان فرساد، آهنگساز و خواننده ایرانی، و آهنگ برگزیده او آغاز میکنیم؛ «سوگندنامه» با اجرای «جمعی از دانشجویان موسیقی».
«هرگز به تیغشان نمیرد فریاد جاودان ما»

منبع تصویر، instagram @marjanfarsad
در نیمه آبانماه ۱۴۰۱ و در حالی که معترضان ایرانی آماده میشدند تا جنبش «زن، زندگی، آزادی» را به سالگرد اعتراضهای خونین آبان ۱۳۹۸ پیوند بزنند، سرودی با نام «سوگندنامه» در کانال تلگرامی «آثار جمعی از دانشجویان موسیقی» منتشر شد و به سرعت مورد استقبال مردم معترض در داخل و خارج از کشور قرار گرفت.
مرجان فرساد میگوید که با این سرود ارتباط زیادی برقرار کرده است: «اگر اشتباه نکنم این ترانه با کمی تغییر نسبت به نسخه اولیهاش، با همخوانی زیبای گروهی از دانشجویان موسیقی دانشگاه هنر، در شبکههای اجتماعی منتشر شد. به نظرم ترانه این سرود خیلی زیبا است و با اینکه کمی جنبه شعاری هم دارد، بسیار الهامبخش است.»
از نشانههای زنده و پویا بودن هنر اعتراضی در ایران، همین است که هنرمندان به فراخور نیاز زمانه، عبارتهای جدیدی به ترانهها میافزایند یا بندهایی از ترانهها را تغییر میدهند، تا آهنگها را با آخرین مطالبات آزادیخواهانه مردم هماهنگ کنند. نمونههای گوناگونی از اینگونه هماهنگسازیها در موسیقی اعتراضی ایران و جهان یافت میشود، که از میان آنها میتوان به بازخوانیهای مختلف سرود «مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد»، ساخته سرخیو اورتگا، آهنگساز شیلیایی، اشاره کرد.
«سوگندنامه» هم همانطو که خانم فرساد میگوید، نسخه بهروزشده سرودی با نام «سوگند به خون همرهانم» است که با تفاوتهایی در متن، نخستینبار در بهمن ۱۳۸۸ و درپیوند با اعتراضهای آن سال منتشر شده بود. از ترانهسرا، آهنگساز و خوانندگان نسخه اصلی این سرود، همانند نسخه اخیر، اطلاعی در دسترس نیست.
مرجان فرساد در مورد ترانه نسخه اخیر این سرود به بیبیسی فارسی میگوید: «برای من جالب این بود که انگار این ترانه صدای نسل جوانتر را بازتاب میداد، کهامید نقش پررنگی در آن داشت، و به زیبایی هم اجرا شده بود. این آهنگ در عین محتوای غمگین خود، پر از شور زندگی و عشق وامید و جوانی است.»
شاید مهمترین تغییر در اجرای سال ۱۴۰۱ این سرود، جایی باشد که «آرام و سربلندم و میبالم بر انتخابمان» تبدیل شده است به«مغرور و سربلندم و میبالم بر انقلابمان». تغییری که به بهترین شکل نمایانگر تفاوت مطالبات اساسی مردم معترض در این دو جنبش است.

منبع تصویر، instagram @music_studentss
کانال تلگرامی «آثار جمعی از دانشجویان موسیقی» از روز ۵ مهر ۱۴۰۱ و با این متن کوتاه آغاز به کار کرد: «کنار مردمان سرزمینمان خواهیمایستاد و برای آزادی خواهیم نواخت! روزی که بشکفد گل جانپرور مراد، در مرغزار خرّم ایرانم آرزوست.»
دو روز پیش از انتشار «سوگندنامه»، این کانال تلگرامی خبر از محروم و مشروط شدن برخی از دانشجویان رشتههای موسیقی دانشگاه هنر تهران داده بود. اما هیچیک از این فشارها و تهدیدها نتوانست مانع از مشارکت این گروه از دانشجویان موسیقی در جنبش «زن، زندگی، آزادی» شود.
کانال تلگرامی «آثار جمعی از دانشجویان موسیقی» تا به حال ۸ سرود درپیوند با اعتراضهای سراسری سال گذشته منتشر کرده است. نکته جالب توجه اینکه در بیشتر این آثار، که به شکل گروهی اجرا شدهاند، خوانندههای زن صدای غالب را دارند.
از میان این آثار میتوان به «که پرورده دامن یک زنم» اشاره کرد، که توسط شاعر، آهنگساز و تمامی دستاندکارانش به «مادران آزادهای که فرزندان دلیری چون نیکا، سیاوش، حدیث، حمیدرضا، کیان و... پروریدهاند» تقدیم شده است. همچنین دو سرود «راه کوچه» و «به خاک سرخ ایران قسم»، به آهنگسازی ادیب قربانی، پیانیست و آهنگساز ایرانی مقیم آمریکا، از اجراهای پرهوادار این گروه به شمار میآیند.
«بیا بیا که کوچه میزند تو را صدا»
خانم فرساد در زمینه کم و کیف همراهی موسیقیدانها با اعتراضهای اخیر ایران میگوید: «به نظرم موسیقی در تخلیه احساسی و بیان خواستهها، دغدغهها و احساسات نسل جدید بسیار مؤثر است. البته برخی از آهنگهایی که در این دوران ساخته شدند، بیشتر برگفته از شعارهای انقلابی و سیاسی بودند و کمتر به تجربههای شخصی و درونی میپرداختند، ولی همین آهنگها هم در ایجاد همبستگی و همصدا کردن مردم نقش مؤثری ایفا کردند.»
موسیقدانها بجز ایجاد حس همبستگی میان شنوندگان خود، میتوانند به کمک آهنگها و ترانههای خود یاد و خاطره رویدادهای دوران جنبش را ثبت کنند، زنده نگه دارند و به اطلاع عموم برسانند. مرجان فرساد هم به زودی اثری منتشر میکند که همین کارکرد را دارد: «من و دوست عزیزم شروین نجفیان [بازیگر، آهنگساز و خواننده] ترانه «گنجشککاشی مشی» را بازخوانی کردهایم و آن را به زودی همراه با یک انیمیشن ساده به کودکانی که در اعتراضات اخیر کشته شدند و خانوادههای آنها تقدیم خواهیم کرد.»
از دیگر همراههای او با جنبش اعتراضی اخیر ایران میتوان به اجرای زنده در دومین گردهمایی گسترده ایرانیان خارج از کشور در برلین اشاره کرد.
او در این گردهمایی که با فراخوان انجمن خانوادههای قربانیان هواپیمای اوکراینی در تاریخ ۳۰ مهر ۱۴۰۱ برگزار شد، در برابر بیش از ۵۰ هزار ایرانی معترض ترانه «خونه ما» را خواند.
«خونه ما پشت ابرهاست، اونور دلتنگی ماست»

منبع تصویر، instagram @marjanfarsad
مرجان فرساد، تصویرگر، انیماتور، خواننده و ترانهسرای ایرانی، زاده ۱۳۶۲ در تهران است. او نه تنها آهنگها و ترانههای خود را مینویسد، بلکه نمآهنگها و تصویر روی جلد آثارش را نیز خود میسازد. در کارنامه کاری او آلبومهای «گلهای آبی» و «درخت سپید» و ترانههای محبوبی چون «خونه ما» و «پرتقال من» به چشم میخورد.
خانم فرساد میگوید که پیش از مهاجرت از ایران در سال ۱۳۸۸، کار کردن در زمینه موسیقی برایش رویایی دور از دسترس بود: «تجربه زندگی در ایران به عنوان یک هنرمند، جدای از زن بودن، تجربه سختی بود. من که در آن زمان در زمینه انیمیشن فعالیت میکردم، مدام درگیر سانسور بودم و نمیتوانستم طرحهایی که داشتم را اجرا کنم. همزمان وقتی که شروع به آهنگسازی کردم، حتی فکر اینکه آن مسیر را به صورت حرفهای دنبال کنم و ساختههایم را منتشر کنم، دور از ذهن بود. من فقط در جمع دوستانم این آهنگها را میخواندم. »
و اینچنین ادامه میدهد: «برای هنرمندانی که میخواستند در زمینه موسیقی در ایران فعالیت داشته باشند شرایط خیلی سختتر بود. آنها نمیتوانستند استعدادهای خودشان را نشان بدهند و دیده و شنیده بشوند.»
زنان موسیقی ایران با وجود نداشتن فرصت اجرای عمومی، تسلیم نشدند و به کار خود ادامه دادند. آنها بویژه در یک دهه گذشته، از فضای مجازی استفاده کردند تا برای خود فرصت بسازند. از همین رو، در سالهای اخیر شاهد بودهایم که طیف وسیعی از زنان موسیقی ایران، از خوانندههای حرفهای موسیقی کلاسیک ایرانی تا خوانندههای تازهکار، آثار خود را در رسانههای اجتماعی ارائه میدهند.
خانم فرساد اما از آنهایی یاد میکند که پیش از ایجاد فرصت شبکههای اجتماعی استعدادشان بر باد رفت: «خیلی غمانگیز است که زنان موسیقیدان که نمیتوانستند در ایران کار کنند، و حتی موسیقیدانهای مردی که حاضر نشدند به هر قیمیتی در ایران کار کنند، از تاریخ چند دهه موسیقی ایران زیر سلطهی جمهوری اسلامی به کلی حذف شدند. چه استعدادهایی که میتوانست شکوفا شود و چه آثار ماندگاری که میتوانست به وجود بیاید. امیدوارم که روزی در ایرانی آزاد این امکان فراهم شود که هنرمندان زن و مرد آزادانه در کنار هم فعالیت کنند و آثار ارزشمندی به موسیقی ایران اضافه کنند.»











