شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
حمله اسرائيل به ایران؛ آیا جامعه جهانی میتواند از یک «جنگ تمامعیار» جلوگیری کند؟
- نویسنده, پویان کلانی
- شغل, خبرنگار
در سه روز گذشته، وزیران خارجه قدرتهای بزرگ و همچنین کشورهای همسایه ایران تلاش کردهاند تا با وزیران خارجه اسرائيل و ایران گفتوگو کنند، بلکه بتوانند دو کشور را به خویشتنداری و توقف حملهها دعوت کنند.
در همین حال، در کانادا، رهبران هفت قدرت بزرگ جهان که قرار بود درباره جنگ اوکراین و تعرفههای تجاری آمریکا صحبت کنند، دستور کار نشست را به شکلی تغییر دادهاند تا به بررسی حمله اسرائيل به ایران بپردازند.
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، در آستانه نشست رهبران گروه هفت در دیدار با مارک کارنی، همتای کانادایی خود گفت که راههای کاهش تنش میان اسرائیل و ایران در این نشست بررسی خواهد شد.
حملات اسرائیل و ایران میتواند آتش جنگ را در کل منطقه شعلهور کند و علاوه بر کشورهای منطقه، پای کشورهایی مثل آمریکا، بریتانیا، فرانسه و روسیه را به یک درگیری تمام عیار بکشاند.
تا این جای کار، میانجیگریها نتیجهای نداده است، اسرائيل حملههایش را به زیرساختهای انرژی ایران گسترش داده است. موشکهای ایران هم در شهرهای بزرگ اسرائيل مثل تلآویو و حیفا خسارت به بار آوردهاند که به کشته و زخمی شدن عدهای از شهروندان اسرائيل منجر شده است.
هر موج از حمله واکنشی شدیدتر را برانگیخته است؛ در یکی از تازهترین تحولات، ارتش اسرائيل از مردم ایران خواسته است تا از تاسیسات نظامی دور شوند، چون ممکن است که این تاسیسات بمباران شوند.
در چنین شرایطی آیا میتوان در افقی که با دود سیاه حملههای دو طرف احاطه شده، روزنهای از توقف درگیریها دید؟ بازیگران جهانی در این میان چه نقشی دارند؟
تنها روزنه، شاید صحبتهای عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران، باشد که گفته است در صورتی که اسرائیل حملههای خود را متوقف کند، ایران هم چنین خواهد کرد، چون حملههای ایران تدافعی است و واکنشی به حملههای اسرائيل است.
با این حال به نظر میرسد که اسرائيل هنوز به هدفی که در نظر دارد، دست پیدا نکرده باشد: تبدیل ایران به کشوری که «هرگز توانایی ساخت بمب اتمی و موشک بالستیک نداشته باشد» و خطری برای امنیت این کشور محسوب نشود.
پادرمیانی «استاد مذاکره»
دونالد ترامپ، رئيس جمهوری آمریکا، که خود را «استاد مذاکره» و ایجاد توافقهای تقریبا ناممکن میداند، این بار، نه برای دستیابی به یک توافق هستهای، بلکه برای برقراری آتشبس بین ایران و اسرائیل پادرمیانی کرده است.
او در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» نوشت: «میتوانیم به راحتی میان ایران و اسرائيل توافق حاصل کنیم و به این درگیری خونین پایان دهیم.»
این در حالی است که ایران، آمریکا را به همدستی در حمله اسرائيل به ایران متهم کرده است. آقای ترامپ همچنین متهم شده که به ایران «نارو زده» چون در گرماگرم مذاکره برای حمله به ایران کنار اسرائيل ایستاده است.
آمریکا گفته است که در حمله به ایران دست نداشته است اما آقای ترامپ در جریان حمله اسرائيل به ایران بوده است. همچنین، گفته میشود آمریکا در ردگیری موشکها و پهپادهای ایران به اسرائيل کمک کرده است.
دونالد ترامپ، مهمترین متحد بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائيل است. به همین دلیل شاید او واقعا بهتر از هر سیاستمدار بزرگ دیگری توانایی مجاب کردن آقای نتانیاهو برای خاتمه دادن به حملهها را داشته باشد. آقای ترامپ و آقای نتانیاهو، هر دو، خواهان برچیده شدن کل برنامه غنیسازی جمهوری اسلامی ایران هستند. اگر چه به نظر میرسد شیوه آنها برای دستیابی به این هدف متفاوت است.
آقای عراقچی روز یکشنبه بعد از لغو مذاکرات با لحنی تاسفبار گفت: «قرار بود امروز پیشنهاد هستهای خود را به آمریکاییها ارائه کنیم که میتوانست راه را برای توافق هموار کند.» او اشارهای به جزئيات این پیشنهادها نکرد.
از روزی که دونالد ترامپ برای بار دوم رئيسجمهوری آمریکا شد، این کشور نقشی بازدارنده به خود گرفت و با پیشنهاد مذاکره با ایران نشان داد که مخالف حمله اسرائيل به ایران است.
به این ترتیب آمریکا و اسرائيل در قبال ایران، به نوعی نقش «پلیس بد-پلیس خوب» را ایفا کردند. اگر هنوز بتوان این نقش را برای دو کشور تصور کرد، شاید آمریکا همچنان فرصت ایفای نقشی مؤثر در کاهش خصومت میان اسرائیل و ایران را داشته باشد.
اروپا
کشورهای اروپایی حمله اسرائيل به ایران را محکوم نکردهاند و اغلب از ایران خواستهاند تا خویشتندار باشد.
با این حال، یوهان وادفول، وزیر خارجه آلمان، گفته است که آلمان، فرانسه و بریتانیا آمادهاند برای کاهش تنش در خاورمیانه، فورا با ایران درباره برنامه هستهایاش مذاکره کنند.
آقای وادفول مذاکره درباره برنامه هستهای ایران را شرط اصلی میداند و صلح را تنها در صورتی در دسترس میداند که ایران بتواند ثابت کند تهدیدی برای منطقه و اروپا نیست.
مدتی قبل امانوئل مکرون، رئيس جمهوری فرانسه، هم گفت ایران مسئول بخش زیادی از بیثباتی خاورمیانه است و با پیشبرد برنامه هستهای توجیهناپذیرش به این امر دامن زده است. او البته از دو طرف درگیری خواسته که خویشتندار باشند.
فرانسه در ماههای اخیر موضعی تند علیه برنامه هستهای ایران گرفته و یکی از کشورهایی است که در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی تلاش کرد تا قطعنامهای علیه ایران تصویب شود.
ژان نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، از دو طرف خواسته خویشتندار باشند و گفته اقداماتی خواهد کرد تا از شهروندان و منافع خود در منطقه دفاع کند.
همه اینها در حالی است که آقای مکرون گفته است که در عملیات تهاجمی علیه ایران شرکت نمیکند اما در صورتی که ایران به اسرائيل حمله تلافیجویانه کند، کشورش از اسرائيل دفاع خواهد کرد.
آقای مکرون همچنین ابراز تاسف کرده است که ایران پیشنهاد آمریکا در مورد برنامه هستهای خود را نپذیرفته است.
بریتانیا، در اقدامی عملیتر نسبت به آلمان و فرانسه، جتهای بیشتری را به خاورمیانه فرستاده است. این موضوع را کییر استارمر، نخست وزیر بریتانیا، با رسانهها در میان گذاشته است. این جتها شامل جنگندههای تایفون و هواپیماهای سوخترسانی در آسمان هم میشود.
آقای استارمر اشارهای نکرد که از این جنگندهها همچون دو درگیری قبلی بین اسرائيل و ایران، در دفاع از اسرائيل استفاده خواهد شد یا خیر.
در خبری که بیبیسی روز یکشنبه منتشر کرد، آقای استارمر گفت که وضعیت به سرعت در حال تحول است و بریتانیا بیوقفه در حال مذاکره با متحدان خود به سر میبرد. او پیام اصلیاش را چنین اعلام کرد: «تنشها را کاهش دهید.»
آقای استارمر هنگام سفر به کانادا برای شرکت در نشست گروه هفت این موضوع را مطرح کرد.
به نظر میرسد که بریتانیا بیشتر از آن که نقش یک میانجی را بازی کند، در جبهه کشورهایی قرار دارد که تلاش میکنند با فشار بیشتر ایران را وادار کنند، دست از برنامه غنیسازی خود بردارد.
کشورهای عربی
حدود یک ماه پس از سفر رئیس جمهوری آمریکا به عربستان سعودی و بعضی از کشورهای حاشیه خلیج فارس، شاید آخرین چیزی که میزبانان آقای ترامپ در این سفر خواستار آن باشند یک جنگ تازه در خاورمیانه باشد.
سفر آقای ترامپ پر بود از خبرهایی درباره سرمایهگذاریهای هنگفت که در اوج آن خبر برداشته شدن تحریمهای سوریه در شبکههای خبری طنین انداخت؛ نشانی از نظمی تازه در بخشی پرتنش از خاورمیانه.
روز جمعه، بر خلاف اروپاییها، تمام کشورهای حاشیه خلیج فارس حمله اسرائيل به ایران را محکوم کردند.
یکی از شدیدترین محکومیتها، در حساب کاربری وزیر خارجه عربستان سعودی در شبکه ایکس بود: «پادشاهی عربستان سعودی با شدیدترین لحن حملههای آشکار علیه کشور برادر، جمهوری اسلامی ایران، را محکوم میکند. این حملهها حاکمیت ارضی ایران را زیر پا میگذارد و نقض آشکار قوانین بینالمللی است.»
این محکومیت با تحلیلهایی از جانب بعضی از کارشناسان سیاسی خاورمیانه همراه شد که میگفتند این کشورها در دلشان خوشحال هستند که یک ایران ضعیف را در همسایگی خود ببینند، اگرچه آتش جنگ میتواند کشورهای آنها را هم شعلهور کند یا دستکم دودش به چشم آنها هم برود.
دستکم بخشی از این دود وقتی در منطقه پخش خواهد شد که ایران تصمیم بگیرد به پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای منطقه حمله کند.
عربستان سعودی در این بین، تا جای ممکن، خود را از اسرائيل دور نگه داشته است و به جمع محکومکنندگان حمله پیوسته است.
حمله اسرائيل به ایران در زمانی به وقوع پیوسته است که رابطه ایران و کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس تقریبا از هر زمانی در یک دهه اخیر بهتر است. با این حال، از هیچکدام از این کشورها جملهای شنیده نمیشود که بخواهند در دفاع از ایران آستین بالا بزنند و اقدام عملی بکنند، چنانکه بریتانیاییها و فرانسویها وعده آن را در دفاع از اسرائيل دادهاند.
این کشورها هم ایران را به خویشتنداری فراخواندهاند و از طرفهای درگیر تقاضا کردهاند با «گفتوگو» تنش را پایین بیاورند.
تا آنجایی که به منافع آنها برمیگردد، از طرفی باید هوای متحدان اصلی خود یعنی آمریکا و کشورهای اروپایی را داشته باشند که زیرساختهای کشورشان و میلیاردها دلار سرمایهگذاری را مدیون آنها هستند و خریداران اصلی نفتشان به شمار میآیند و از طرف دیگر تلاش کنند جنگی ویرانگر به کشورهایشان نکشد.
در این بین، به نظر میرسد عربستان سعودی مشغول یک بازی سیاسی چند جانبه است. از جمله رابطه نصفونیمه با اسرائیل که در این سالها بهتر شده، اگر چه هنوز به ثمر ننشسته است. همچنین تلاش برای جلوگیری از بروز یک درگیری دوباره با حوثیهای یمن که در سالهای اخیر کنترل شده است.
روسیه
روسیه هم با اسرائيل روابط خوبی دارد و هم با ایران. حمله اسرائيل به ایران، مسکو را در وضعیتی بغرنج قرار داده است تا همچنان مناسبات خود را با هر دو کشور حفظ کند.
در این بین، بعضی به روسیه چشم دوختهاند تا بلکه بتواند به عنوان یک میانجی از خصومتهای دو طرف کم کند.
ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، هم با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائيل صحبت کرده است و هم با مسعود پزشکیان، رئيس جمهور ایران. او به هر دو طرف پیشنهاد داده که برای کاهش تنشها کمک کند.
قرار شده است آقای پوتین با سران ایران و اسرائيل در ارتباط نزدیک باشد. گفته شده است که آقای پوتین راههایی را برای دستیابی به توافق دوجانبه بین ایران و آمریکا برای دستیابی به یک توافق هستهای پیشنهاد داده است.
روسیه هم مثل کشورهای غربی، مخالف برنامه هستهای غیرصلحآمیز ایران است.
آقای پوتین همچنین با آقای ترامپ در تماس است. آنها روز شنبه درباره تهاجم اسرائيل به ایران تلفنی صحبت کردند.
چین
چین، یکی از متحدان ایران، حمله اسرائيل به ایران را محکوم کرد و از اسرائيل خواست تا به عملیات خود پایان دهد.
نشریه ساوت چاینا مورنینگ پست نوشته است که در گفتوگوی تلفنی بین وانگ لی، وزیر خارجه چین با گیدعون سعر، وزیر خارجه اسرائيل، آقای لی گفته است که هنوز امکان دارد بتوان برای جلوگیری از ادامه جنگ بین دو کشور به یک راه حل سیاسی دست یافت.
آقای لی بهویژه گفته است که اقدام اسرائيل در شرایطی که جامعه جهانی در حال مذاکره با ایران بوده است، غیرقابل قبول است.
چین در سالهای اخیر به برنامههای نظامی ایران کمک کرده است.
«جنگ تمامعیار» در منطقه چه حال و هوایی خواهد داشت؟
تقریبا تمام کارشناسان سیاسی متفقالقول هستند که درگیری ایران و اسرائيل میتواند از کنترل خارج شود و به یک «جنگ تمامعیار» بدل شود.
ماجرایی که میتواند «بدترین سناریوی محتمل» در منطقه باشد. به نظر میرسد این همان تصویری است که سران کشورها را به تکاپو انداخته است بلکه بتوانند راهی برای جلوگیری از گسترش جنگ پیدا کنند.
یک سناریوی محتمل میتواند ورود گروههای نیابتی ایران به درگیری باشد. حتی آنهایی که ضعیف شدهاند مثل حزبالله در لبنان و حوثیها در یمن و گروههای هوادار ایران در عراق. این گروهها میتوانند به پایگاههای آمریکایی در منطقه موشک شلیک کنند و آمریکا را هم وارد جنگ کنند.
در این صورت جنگ ابعاد تازهای پیدا میکند و ممکن است بریتانیا و فرانسه در کنار آمریکا و اسرائيل عملیاتی علیه ایران انجام دهند. این خود میتواند به تصمیمهایی از جانب ایران منجر شود که سالها ورد زبان تندروهایی مثل گردانندگان روزنامه کیهان بوده است: از جمله بستن تنگه هرمز و ممانعت از عبور بخش قابل توجهی از نفت صادراتی جهان از تنگه هرمز.
در چنین سناریویی باید دید کشورهای عربی که در صورت حمله ایران به پایگاههای آمریکایی، به خاکشان تعرض میشود، چه پاسخی به ایران خواهند داد.
جنگ سایبری میتواند یکی دیگر از پیامدهای ادامه درگیریها باشد. جنگهایی که ممکن است به زیرساختهای انرژی، برق و آبرسانی صدمه بزند.
کارشناسان غربی همچنین پیشبینی میکنند که ممکن است نیروهای فرامرزی سپاه پاسداران ایران «در داخل مرزهای اروپا دست به عملیات بزنند.»
با ادامه تنشها و درهمکوبیده شدن زیرساختها ممکن است موجی از ایرانیان بخواهند شهرهای بزرگ و همچنین کشور را ترک کنند. به این ترتیب، هم داخل کشور شاهد موجی از جابهجاییهای موقت خواهد بود و هم کشورهای همسایه باید پذیرای موجی از مهاجران شوند.
این موضوعی است که رجب طیب اردوغان، رئيس جمهور ترکیه، هم به آن اشاره کرده و گفته است کشورش نمیخواهد اسیر جنگی دیگر بعد از جنگ سوریه باشد.
ادامه درگیری میتواند اسرائيل را هم با مشکلات عدیده روبرو کند. همین حالا، با هر بار پخش شدن صدای آژیر حملههای هوایی میلیونها اسرائيلی کار و زندگی خود را رها میکنند و به پناهگاهها هجوم میبرند.
ادامه حملهها به زیرساختهای اسرائيل میتواند به تخریب پالایشگاهها، اخلال در برقرسانی و از کار افتادن تاسیسات دیگر بیانجامد. همه اینها یعنی اختلال در فعالیتهای اقتصادی و روزمره مردم که ممکن است با مرگ بیشتر غیرنظامیان هم همراه شود.
این در حالی است که یک اتفاق پیشبینی نشده، مثل غرق شدن یک کشتی آمریکایی در خلیج فارس یا سقوط یک هواپیمای مسافربری به دلیل برخورد با موشکی که از مسیر خارج شده، میتواند به موجی از پیامدهای ویرانکننده دامن بزند.
شاید برای همین باشد که رهبران جهان، اعم از آمریکا و اروپا، کشورهای عربی و چین و روسیه در تلاشند تا از یک «جنگ تمامعیار» جلوگیری کنند.