|
پرده اسرار: چرا عرق می کنیم؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
کاکا پرده دار برنامه پرده اسرار در باغچه نزديک قلعه عابدشان قدم می زند. او بنا بر خواهش مکرر عابد آمده است که پيمان بسته بودند بيايند و باز هم از روی راز ديگری پرده بردارند، اما عابد هنوز نيامده است. پرده دار بعد از انتظار زياد تا می خواهد برگردد، که در همين وقت عابد را می بيند، دوان، دوان به طرفش می آيد. عابد از فرط گرما و سرعت رفتار نفسش سوخته و قطرات عرق از سرو رويش جاريست. پس از نزديک شدن با کاکا پرده دار سلام عليکی می کند. عابد پس از معذرت خواستن از کاکا پرده دارعلت نا وقت آمدنش را رفتن با پدرش به شهر و ازدحام موتر ها و مسدود بودن سرکها می خواند. بعدش عابد با پرده دار در زير سايه درخت لختی می نشيند. او از گرمی هوا و عرق کردن زيادش خيلی ها شکايت دارد سپس می رود و در جويچه زير درخت دست و رويش را می شويد. بعد هردو می روند تا پرده از روی يکی از راز ها بردارند. کاکا پرده دار شعر جادويی پرده را می خواند و پرده جادويی اسرار آهسته، آهسته کنار می رود.
ولی آنچه بيشتر توجه اش را جلب می کند توپبازی بچه ها زير آفتاب سوزان و در هوای گرم می باشد که لباس های همه شان از عرق زياد، تر(خيس) شده است. کاکا پرده دار می خندد و می گويد که بايد بدانی که موضوع امروزی پرده اسرار در همين مورد است که چرا عرق می کنيم. هردو از عقب پرده اسرار گذشته نزد اطفال ورزشکار می روند تا در مورد اينکه بپرسند آنها چه وقت های عرق می کنند؟ اکثر بچه های ورزشکار علت عرق کردن شان را دويدن، توپ بازی کردن، کار در هوای گرم و گاهی هم عرق کردن هنگام بيماری می خوانند.
عابد در حاليکه با پرده دار به راهشان ادامه می دهند در مورد ارتباط عرق با درجه حرارت بدن انسان می پرسد و پرده دار با تاکيد توضيح می دهد که وجود انسان درجه حرارت معيين دارد. اما وقتی درجه حرارت بدن در اثر بيماری ويا فعاليت جسمی بلند برود، وجود انرژی يا حرارت بيشتر توليد می کند از همين رو بدن عرق می کند چون عرق از گرمای وجود کاسته و وجود را سرد می سازد. عابد می پرسد اگر درجه حرارت بدن از حد معيينش بلند برود چه می شود؟ پرده دار می گويد تب می کند. سپس پرده دار برای اثبات گفته هايش ، از عابد می خواهد تا عملا يک دستش را در آب جويچه تر کند و در برابر هوای تازه (شمالک) بگيرد. عابد چنان می کند و در نتيجه به پرده دار می گويد که دست که در آب تر شده نسبت به دست ديگرش سرد شده است. پرده دار مکررا به عابد گوشزد می کند که همين گونه وقتی عرق هم در برابر هوای تازه قرار بگيرد باعث سرد ساختن وجود می شود. عابد می پرسد که عرق چگونه روی پوست ما پيدا می شود؟ پرده دار در جواب می گويد: "پوست بدن ما از سوراخک های کوچک ساخته شده است که به آنها مسامات می گويند. عابد به پوست پشت دستهايش دقيق می شود و سوراخک های پيهم پوستش را می بيند بعدش به دست های کاکا پرده دار خيره می شود و در دستهای او هم مسامات را درميابد.
پرده دار با تائيد به گفته هايش گوش می دهد و می پرسد آيا می دانيد که در آن هنگام چه کار های را بايد انجام داد تا حد اقل جلو گرمی را گرفت ويا از شدت آن کاست؟ عابد از قول مادرش می گويد که خوردن چای در گرما به دليل برداشتن گرمی خوبست و هنگام گرمی و بيرون رفتن از خانه در آفتاب خوبست تا سرشان را با يا دستمال بپيچند آن هم جلو گرمی و عرق کردن را تا اندازه می گيرد. عابد و کاکا پرده دار در مورد علل عرق کردن و تدابير محافظوی آن با هم گرم صحبت اند که وزيدن شمال (باد) پرده دار را متوجه ختم وقت برنامه می سازد. هردو با عجله می روند تا از عقب پرده گذشته و پرده را درکشند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||