|
یک قصر و هزار دریچه: میله گل نارنج | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ميرويس و شايسته از ديدن قامت افراشته قصر جادويی، از دريچه های بيشماری که در طبقه های متعددی آن پهلوی هم صف بسته است، از سرسبزی و گل های رنگين باغ، از درخت های شکوفه بار، از پرنده های گونه گون و ريزش آبشار از همه و همه چيز های که تصوير جالبی به قصر بخشيده است، با هم توصيف می کنند. هردو آرام آرام به جای رسيدند که لالو ماما (دلقک قصر) ضمن گوش دادن به آهنگی محلی، مصروف مواظبت از گل و گلبن های صحن قصر است. لالو (دلقک) بعد از سلام عليکی مهمانان را به داخل قصر رهنمای می کند. ميرويس از سرسبزی و شکوفه های صحن قصر به لالو می گويد که او را به ياد ميله های موسمی انداخت. شايسته درمورد ميله های موسمی می پرسد. لالوماما (دلقک قصر) با هنر نمايی و خوش خلقی های هميشگی اش درمورد ميله های زمان های گذشته از خاطره های خودش اندک، اندک چيز های به مهمانان قصه می کند. ميروس و شايسته، هردو چنان محو گفته های شرين و دلپذير لالو ماما می شوند که گويی همراه با لالوماما درست در همان جا قرار دارند و يا هم با ماشين زمان چندين سالی به عقب رفته اند. همين که شيرين زبانی های لالو در مورد خاطره های خودش از ميله های موسمی پايان می يابد شايسته حسرت آميز آرزو می برد تا ای کاش آنها هم می توانستند حد اقل باری در چنين ميله اشتراک کرده می توانستند. لالو ماما برای خوشی هرچه بيشتر مهمانانش و جهت معلومات بيشتر آنها در مورد، دريچه ای را برای شان می گشايد.
ميرويس و شايسته از دريچه درميان هياهو و جوش و خروش جوانان خبر رسانک قصر را می بينند. خبر رسانک در ساحه سرسبز و مزدحم قرار دارد او تصويری از باغ پر شکوفه ای نارنج ميدهد و می گويد تعداد کثيری از مردم برای ميله با خانواده هايشان درهمين باغ گرد هم آمده اند. او می گويد: "افغانستان کشوريست که از بيشترينه ميله جاهای مشهوری تفريحی و تاريخی برخوردار است. البته اکثر اين ميله ها رابطه مستقيم با يکی از روز های ويژه داشته و آرام، آرام جز رواج های عنعنوی (روسومات) و فرهنگ مردم شده است. خبر رسانک خطاب به همه جوانان می پرسد: "آيا می دانيد که اين باغ در کجا موقعيت دارد و به چه نام ياد می شود"؟ بعد خود در مورد ادامه داده می گويد: يکی ا زاين ميله های که با موسم رابطه دارد، ميله ای گل نارنج است. ميله گل نارنج همه ساله در ماه حمل در شهر جلال آباد ولايت ننگرهار با شور و شعف تمام برگذار می شود. و اما اين که نظر جوانان درمورد اينکه چرا اين ميله گرفته می شود و هدف از برگذاری اين ميله چيست؟ يک تن از جوانان در مورد می گويد.
در برابر پرسش بعدی خبررسانک اينکه در اين روز در اين ميله چه کار ها صورت می گيرد؟ نوجوان دگری می گويد: "اين ميله بيشتر در بر گيرنده ای مشاعره يا محفل شعرخوانی ميان طبقه های مختلف اعم از بزرگتر ها و جوانتر ها می باشد، به همين ترتيب محفل های از ساز و سرود و آواز خوانی به مناسبت آمدن بهار و در مورد گل نارنج برگزار می شود و همين گونه خيلی سرگرمی های ديگر در اين باغ به چشم می خورد". خبررسانک علاوه می کند که در محفل مشاعره گل نارنج برخی از اراکين بلند رتبه دولی هم اشتراک می کنند. خبر رسانک می گويد قابل ياد آوريست همانند ميله گل نارنج ، ميله های موسمی دگر هم در ولاياتی مختلف افعانستان و جود دارد، مانند: ميله گل سرخ در مزارشريف، ميله گل انار در قندهار، ميله گل سنجد در لوگر، ميله گل ارغوان درچاريکار، ميله گل سيب در ميدان و امثال آن. درخاتمه در پهلوی حلقه از شعرخوانی، جمع ديگری از جوانان توجه خبررسانک را به خود جلب می دارد که مصروف اجرای اتن (رقص مخصوص ملی افغانی) اند. او هم درجمع از اشتراک کنندگان می پيوندد و دريچه با آهنگی در مورد گل نارنج بسته می شود.
متعاقبا لالوماما می خواهد تا دريچه ديگری از عجايب قصر را به روی مهمانانش بگشايد و با شريک ساختن معلوماتی آنها را به دنيای اسرا آميز قصر ببرد. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||