|
چهره ها و جاها: طاق ظفر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
خاله گاديران، زمانی حضور می يابد که فريبا، جواد و فرهاد در رابطه با تصويری از بنای کمان مانند روی بانک نوت (اسکناس) ۱۰ افغانی با هم حرف می زنند. هر يک به زعم خود بر تصوير آن پول نام می نهد تا اينکه خاله گاديران حضور يافته و مساله با او در ميان گذاشته می شود، خاله گاديران پس از ديدن تصوير آن را طاق ظفر می نامد و بعدش هم در اثر تقاضای شديد اطفال کلمات جادويی خود را می خواند و گادی جادوييش را حاضر می کند تا آنها را به تماشا ببرد. گادی جادويی با تاخت نزديک می شود و پس از سوارشدن مهمانان، گادی به قصد طاق ظفر، به طرف پغمان به پرواز در می آيد. اطفال از لذت، ارتفاع و سرعت پرواز، فرياد بر می آورند و سر و صدا می کنند. خاله گاديران آنها را متوجه گوشه سرسبزی می کند که درختان سپيدار با شاخ و تنه های بلندی قامت افراشته اند و از دور نمای قشنگی به محل بخشيده اند. او به اطفال می گويد که آنجا طاق ظفر پغمان است. همينکه گادی ، پشت دروازه آهنين پارک فرود می آيد، اطفال همه به همراه خاله گاديران داخل پارک می شوند و از زيبای های خوش منظر پارک و نمای طاق با تعجب فراوان سخن می گويند. فرهاد بيت (ترانه) "دره به دره هوای پغمان به دره ..." را به شوخی می خواند، همه می خندند. جواد از همه پيش قدم ترمی رود تا ازعطر گل درختان سنجد و بوته های رنگارنگ گلهای خوشبو مشام جان را تازگی بخشد، که يک باره بنای بلند و کمان مانندی توجه اش را به خود جلب کرده همان جا درنگ می کند. وقتی خاله گاديران با فريبا و فرهاد می رسد، جواد ضمن نشان دادن بناها از خاله گاديران می پرسد که هر دوی آن کوچک و بزرگ طاق ظفر است؟ خاله گاديران ضمن اشاره به بنای اولی و کوچک که درست ساختمان سر يک شير است و از دهانش آب می ريزد، در جواب می گويد: "نه، بنای اولی که در پائين موقعيت دارد بنام شير دروازه ياد می شود". فرهاد نزديک ترمی رود و به کله شير خيره می شود. او ضمن اينکه در آب دست و رو تازه می کند، آب هم می نوشد. فريبا از زينه (پله) های سنگی سياه رنگ و مرمرين زينه ها را که چهار اطراف شير درواز را احاطه کرده است، بالا می رود. فريبا سپس متوجه کله شير و بنای شير دروازه می شود که همه ازسنگ مرمر سفيد ساخته شده است. فريبا در مورد قدامت اين بناها از خاله گاديران می پرسد. خاله گاديران می گويد: "تا جايی که من می دانم، اين بنا، بنای فرعی يا ضميمه بنای طاق ظفر است، چنانچه در يک محوطه موقعيت دارند و از جمله بناهای تاريخی افغانستان است". او سپس برای معلومامت بيشتر، با اطفال نزد يک تن از مسوولين می رود که در همان پارک حضور دارد. مسوول در رابطه با قدامت طاق ظفر می گويد: "طاق ظفر، طاق يادگاری است که پس از بدست آوردن استقلال افغانستان از سلطه انگليس (بريتانيا)، در زمان پادشاهی شاه امان الله خان در سال ۱۲۹۸ هجری شمسی (۱۹۱۹ ميلادی) بنا يافت". سپس اطفال در می يابند که بناهای شير دروازه و طاق ظفر، نمايی از فتح و استقلال افغانستان است. اما وقتی فريبا در وسط طاق جای می گيرد و برسقف کمان مانند و ديواره های طاق ظفر دقيق می شود درمی يابد که نامهای بی شمار و رقمهای هم روی آن همه سقف و ديوارها کندن کاری (حک) شده است. اين يافته بيشتر از بيش حس کنجکاوی فريبا را بر می انگيزد. گاديران با بقيه بچه ها نزديک می آيد و مسوول در مورد آن توضيح می دهد: "نامهايی که روی سقف کمان مانند و ديوارهای گمبزی شکل آن به چشم می خورد، اسامی کسانی است که با خونبهای خود استقلال افغانستان را بدست آورده اند". فرهاد و جواد تعجب می کنند و می پرسند: "پس اين نامها هم به يادگار درج شده تا ثبت تاريخ افغانستان باشد"؟ خاله گاديران با تائيد می افزايد: "اگر روی رقمها هم به دقت خيره شويد در مورد تاريخ طاق هم می دانيد" جواد انگار چيزی را کشف کرده باشد با اينکه توجه همه را به آن طرف معطوف می دارد با آواز بلند می خواند: "اين بنا در ۲۸ اسد (اوت) سال ۱۲۹۸ (۱۹۱۹) اعمار شده و فرهاد با ذکاوت برآورد می کند که درست ۸۶ سال قبل از امروزاين ساختمانها بنا يافته اند. در اخير خاله گاديران و اطفال هم بعد از گشت و گذار و ميله که خيلی برايشان خوشايند تمام شده است، با گادی جادويی برمی گردند تا از آب و هوا، سير و تفريح و معلومات که در رابطه با طاق ظفر حاصل کرده اند با همبازی هايشان شريک سازند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||