|
خورجين بنجاره: شتر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مکی با بفیه همبازيهايش، عروسی گدی (عروسک) شان را جشن گرفته اند، دایره می زنند، ترانه می خوانند و سرور و شادمانی می کنند، می رقصند و پايکوبی می کنند. درهمین حال زلمی پسربچه کوچکی با عجله سرمی رسد و نفس زنان خبر می دهد که بنجاره والا (فروشنده دوره گرد) با خورجین پر از تحفه، سوار بر شتر آمده است. کودکان همه خرسند می شوند. همه برای دیدن بنجاره والا شتاب دارند و می خواهند در سلام علیکی و حرف زدن با او یکی بر دیگر پیشی گیرند. بنجاره والا درحالیکه برای همه کودکان غرغرانک می زند و بیت می خواند، سوار بر شتر می آید. دیدن حیوانی به این بزرگی، با سپلهای (پاهای) گرد و کلان، گردن دراز، کج و معوج و بلند، کوهان برجسته، رفتار آرام آرام بیشتر تعجب اطفال را برمی انگیزد. اطفال از نزدیک شدن شترمی هراسند. شتر صدا می کشد و زانو می زند. صدای شرنگ شرنگ زنگوله های طلایی گردن او برای مکی خیلی خوشایند تمام می شود. مکی همچون قهرمانی از میان اطفال پا به جلو می نهد و با بنجاره والا مانده نباشی (حال و احوال) می کند. با دیدن این حالت، زلمی هم جرات یافته می رود تا با بنجاره والا که در حال فرود آمدن از شتر است، با گرفتن خورجینش او را یاری رساند.
او می گوید تا از شتر نترسند چون این بار شتر با او به مهمانی آنها آمده است. مکی از بنجاره والا می پرسد که چطور این بار خلاف همیشه سوار بر شتر آمده است؟ بنجاره والا لبخند می زند و پاسخ می دهد اگر او همیشه برای خوشی اطفال خورجینی مملو از تحفه های متنوع دارد آیا محال است که با چیزهای جالب بیايد؟ زلمی که این چنین حیوانی را قبلا هم دیده ولی نامش را فراموش کرده در مورد آن از بنجاره والا می پرسد که یکباره خود حیوان به زبان آمده خود را شتر معرفی می کند. همه اطفال تعحب می کنند و می گویند که مگر شتر هايی را که آنها دیده اند حرف نمی زند. بنجاره والا می خندد و اضافه می کند که کمال این حیوان با شترهای دیگر خیلی فرق دارد، چون این شتر، شتری جادویی است، می تواند حرف بزند و در مورد خودش برایتان معلومات بدهد. شتر هم به تائید گفته های بنجاره والا می گوید آیا می دانيد که از شتر به چه مقاصد کار گرفته می شود؟ زلمی با پیش دستی جواب می دهد: "بله بیشتر کوچی ها شتر دارند". شتر می پذیرد و تفصیلات بيشتر در رابطه می خواهد. مکی می خندد و می گوید که خویشان دور آنها شتر دارند و او هم با شتر آشنایی دارد و می داند که شتر اضافه تر به مقصد باربری مورد استفاده قرار می گیرد. بنجاره والا هم پیوست با حرفهای مکی می افزاید: "بیشتر در روستاهای دور دستی که موتر نباشد از شترکار می گیرند".
شتر به آنها پاسخ می دهد: "برای اینکه چشمان شتر ها یک نوع پرده محافظتی دارد و در هنگام وزیدن باد و بلند شدن خاک، آن پرده جلو چشمان شتر ها را گرفته مانع اذیت آنها از بابت گرد و خاک می شود". زلمی از شتر در مورد کوهانش می پرسد و شتر با اشاره به کوهانش توضیح می دهد: "برخی از شترها یک کوهانه اند وعده دیگرشان دوکوهانه، و کوهان محل تجمع چربی می باشد که در راهپیمایی شترها و سیر نگهداریشان تاثیر به سزايی دارد. همچنان شتردر جواب مکی علاوه کرده می گوید: "درمورد اهلی شدن شترها زمان دقیق در دسترس نیست، بعضی ها متعقد براین هستند که محل اصلی بود و باش شترهای یک کوهانه عربستان سعودی است که بعدا شترها از عربستان به آسیای صغیر و آفریقا و سپس به سایر نقاط کوچیدند. حالا شترها درهمه جا وجود دارند". شتر به ادامه توضیحاتش باز هم از قول معتقدین می گوید: "و اما شترهای دوکوهانه بیشتر درمنطفه خراسان، مغولستان، چین، افغانستان و آسیای میانه اهلی شده بود و باش داشتند" مکی از قول پدرکلانش می گوید که شنیده شترها از فهم و فراست بیشتر برخوردارند و هنگام سفر کمتر گرسنگی و تشنگی احساس می کنند. شتر بلاتردید می گوید که واقعا شترها همانند برخی دیگرحیوانات به تناسب گاو، گوسفند از ذکاوت و هوشیاری بیشتری برخوردار هستند. او در رابطه با خورد و نوششان می گويد که شترها دو معده دارند از این رو خوراک هایشان را به خوبی ذخیره کرده می توانند و شترها نظر به جسامت شان آب زیاد می نوشند. زلمی می پرسد: "مثلا چه مقدار"؟ شتر با خنده می گوید مثلا ظرف 10 دقیقه می تواند 10 سطل آب بنوشد. کودکان همه بهت زده می شوند. شتر اضافه می کند اگر شترها تا دو هفته هم چیزی نخورند و آب ننوشند از پای نمی افتند. در آخر بنجاره والا یک یک دانه شترهای پلاستیکی به کودکان تحفه می دهد. کودکان همه خوش می شوند و بنجاره واالا دوباره سواری برشتر از جمع آنها دور می شود. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||