شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
پس از انفجار: زخمهایی که تا آخر عمر باز میمانند
- نویسنده, زینب محمدی
- شغل, بیبیسی
به خانهای در کوچه پسکوچههای فقیرنشین غرب کابل سر زدم. خانهای با دیوارهای گلی. در این خانه دو خواهر نوجوان در حمله انتحاری آموزشگاه موعود زخمی شدند.
دخترانی که میگویند برای ساختن آینده بهتر، سختیهای زیادی را به جان خریدند؛ روزانه ساعتها پیاده روی میکردند و پس از زخمی شدن در انفجار، حاضرند بار دیگر جانشان را به خطر بیندازند و به آموزش ادامه دهند.
هر دو خواهر در این رویداد پردههای گوششان پاره شده، خواهر بزرگتر، پرستار خواهر کوچکتر بوده و تا چند روز حتی نفهمیده بود که خودش نیز آسیب دیده است.
میگویند هنوز صدای انفجار را با پردههای پاره شده گوششان، میشنوند و این حادثه خواب از چشمانشان ربوده است.
پس از هر رویداد امنیتی در افغانستان، آمار کشتهها و زخمیها اعلام میشود. تقریبا همیشه آمار زخمیهای یک حمله بیشتر از کشتهشدگان آن است.
زخمیهای رویدادهای امنیتی در افغانستان شاکیاند که آنطور که باید و شاید به آنها توجهی نمیشود و تنها در حد شامل شدن در آمار قربانیان به آنها بها داده میشود و بعد از آن با زخمهایی گاهی همیشگی فراموش میشوند.
مریم، خواهر کوچکتر که به دیدنش رفته بودم، زخمهای بیشتر از خواهر بزرگتر دارد. زخمی در شانه و کمر که میگوید برای روزها بدون بخیه باز مانده بود. پس از گذشت یک ماه، او هنوز در بستر بیماری است و میهراسد دردهایش باری همیشگی شود.
مریم که دانش آموز کلاس دهم است، تازه دو هفته شده بود که به آموزشگاه موعود میرفت اما کلاس تازه شروع شدهاش طعمه آتش انفجار شد.
او هنوز قادر به آغاز دوباره کلاسهایش نیست اما خواهر بزرگترش با وجودی که هنوز مداوا نشده، به کلاس میرود.
مریم و سمیرا باید برای مداوای پرده گوششان به خارج از افغانستان بروند و حالا روزهاست که سرگردان گرفتن گذرنامه و ویزا هستند.
پنجاه کشته و ۱۱۳ زخمی حمله انتحاری آموزشگاه موعود همه نوجوانانی بودند که برای آمادگی کنکور درس میخواندند.
حالا دروازه این آموزشگاه بسته شده، اما شاگردان و استادان در محلی دیگر به درسهایشان ادامه میدهند.
اما حملات از این دست همچنان ادامه دارد که به زندگی شماری نقطه پایان میگذارد و زندگی شماری دیگر را مختل میکند.
آثار و خرابیهای همچو حملات ترمیم میشوند اما شماری در بین قربانیان هستند که زخمهایی را میبینند که گاهی مجبورند تا آخر عمر تحملشان کنند.
شماری از خانوادهها میگویند نه از پس هزینه مداوای زخمیانشان در داخل بر میآیند و نه در خارج از افغانستان.
وزارت صحت/بهداشت افغانستان میگوید آنها از تمامی امکاناتشان برای مداوای زخمیان در داخل افغانستان و در صورت ضرورت در خارج از این کشور هم استفاده میکنند.
اما زخمیان میگویند آنقدر روند مستفید شدن از خدمات دولتی طولانی و زمانگیر است که ترجیح میدهند شخصا اقدام کنند.
از سوی دولت پولی حدود پنجاه هزار افغانی نیز به شماری از مجروحان که در فهرست ثبت شده دولت شامل باشند، داده میشود که برای مداوای بسیاری از زخمها کافی نیست. مداوی بسیاری دیگر از آسیبها هم نیازمند سفر به خارج از افغانستان است و اکثر قربانیان حتی مشکلات زیادی برای گرفتن پاسپورت/گذرنامه و ویزا دارند.
حالا در افغانستان در بعضی موارد، زمانی که دست حکومت برای رسیدگی به زخمیان کوتاه میشود، مردم دست به کار میشوند.
کارزارهای مردمی زیادی در شبکههای اجتماعی تاکنون راه اندازی شده که برای قربانیان جنگ افغانستان کمک جمع آوری میکنند؛ از پول نقد و کمکهای اولیه تا اهدای خون.
در همچو کارزارها معمولا چهرههای شناخته شده از جمع فعالان مدنی و ورزشکاران پیشگام میشوند و متباقی با آنها همصدا.
احمد رومان عباسی، از تکواندوکاران مدال آور افغانستان است. او تا حالا چندین کارزار از این دست راه اندازی کرده است.
او میگوید که دولت توانایی و امکانات لازم برای رسیدگی به قربانیان جنگ را ندارد زیرا آمار آنها بسیار بالا است.
رومان از تجربهاش میگوید که شاهد استقبال گرم مردم از همچو کارزارها بوده است.
آمار ثبت شده از تلفات غیرنظامیان در سازمان ملل متحد نشان میدهد که تنها در ده سال گذشته در افغانستان نزدیک به پنجاه هزار غیرنظامی کشته یا زخمی شدند. شمار زخمیها دو برابر کشته شدگان اند.
حملات و جنگ در افغانستان هر روز شدت میگیرد و امید به پایان این جنگ کمتر میشود اما آمار قربانیان هر روز بیشتر و بیشتر.