ترکمنستان؛ رفاه مرمرین و مشت آهنین

- نویسنده, محمد قاضیزاده
- شغل, بیبیسی
سفر به عشق آباد، پایتخت ترکمنستان حتی برای شهروندان کشورهای همسایه هم میتواند خیلی جذابتر و مهمتر از سفر به کشورهای شرق دور یا اروپا باشد.
علت این جذابیت و اهمیت دشواری دریافت ویزای سفر به این کشور نهفته است.
برای خبرنگاران افغانی که هیچگاه به ترکمنستان نرفته بودند، همراهی با یک هیات عالیرتبه دولتی برای سفر به عشق آباد ، فرصتی بود تا از نزدیک جزئیات زندگی و سیاست در این کشور را ببینند.
افغانستان هنوز با ترکمنستان در برخی از عرصهها رابطه مستقیم ندارد. نمونهاش سفر ما خبرنگاران در ترکیب نخستین هیات دولتی افغان به این کشور بود که از طریق امارات متحده عربی انجام شد.
هواپیمای حامل هیاتی که برای شرکت در نشست همکاریهای اقتصادی منطقهای با افغانستان (ریکا) کرایه شده بود از کابل مستقیم به عشق آباد پرواز نکرد بلکه اول به دبی رفت و پس از توقفی دو ساعته در آنجا، عازم عشق آباد شد.
وقتی هواپیما وارد فضای ترکمنستان شد، یک دیپلومات افغان که کنارم نشسته بود و تازه با هم آشنا شده بودیم، گفت: "در عکاسی از اماکن عمومی و استفاده از شبکههای اجتماعی محتاط باشید."
کنار ما یک تاجر افغان اهل قندهار هم نشسته بود. او در مورد دشواری به دست آوردن ویزای ترکمنستان گفت: "کاش سفر به عشق آباد برای من مثل سفر به آمریکا ساده و راحت بود!"

عشق آباد، وسعت و درخشندگی
وقتی در میدانهوایی/فرودگاه عشق آباد از هواپیما خارج شدیم، نخستین نمونه برجسته مرمر و نور را دیدم.
فرودگاه عشق آباد بسیار بزرگ است و از سنگ مرمر ساخته شده است. به نظر میرسید که نورپردازیهای عجیب و وسعت و ابعاد این فرودگاه بیش از آنکه نتیجه ضرورت باشد، نشانه ثروتی است که باید خرج شود.
یک مامور دیگر وزارت خارجه بعدا در یک گفتوگوی خصوصی به من گفت که ساخت این فرودگاه دو میلیارد دلار هزینه داشته است.
در هواپیما و حتی پیش از شروع سفر در مورد بسته بودن فضای زندگی و سیاست در ترکمنستان زیاد شنیده بودم. این شنیدهها تصوری در ذهنم ایجاد کرده بود که ممکن این فضا با برخورد ناملایم ماموران ترکمنستانی با مهمانان خارجی همراه باشد اما اینطور نبود.
در فرودگاه و در تمامی نقاط این شهر، از سرباز تا کارمندان دولتی از شهروند عادی تا افراد پایینرتبه و ملازمان، با نزاکت، مودب و آرام بودند. آنان همیشه با صدای آرام صحبت میکردند.

عشق آباد و دنیای مجازی
نخستین هیات افغانستان که در ترکیب آن خبرنگاران هم مشمول بودند، پس از توقف کوتاه در یکی از سالنهای شیک فرودگاه به دو هتل مجلل پنج ستاره هدایت شدند.
خبرنگاران و جمعی از تاجران افغان به هتل موسوم به "عشق آباد" منتقل شدند. نورپردازی این ساختمان بلند به گونهای تنظیم شده که هرچند ثانیه یک بار رنگ آن عوض میشد.
البته نور و رنگ میتواند زمینه بازی هنری برای کشوری باشد که خود صادر کننده برق به کشورهای دیگر مثل افغانستان است.
مهمانان همینکه به هتل رسیدند همه با تلفنهای خود مشغول شدند. تصور من و خبرنگاران دیگر این بود که لحظه به لحظه امکان فرستادن ویدئو و عکس و صدا از طریق شبکههای اجتماعی داریم اما دیری نگذشت که فهمیدیم اینجا نمیتوانیم وایبر و واتس اپ کار بگیریم.
فیسبوک هم در روز دوم سفر ما از کار افتاد. تنها گزینه ارتباطی با بیرون از کشور میزبان یا مکالمه تلفنی بود یا استفاده از ایمیل با اینترنتی که با ظرفیت و قدرت ۳ جی قابل استفاده بود.
در همین مورد گرم گفتوگو شده بودیم که یک مامور دولتی افغان که شناخت بیشتری از این کشور داشت و از کابل همسفر شده بودیم با اشاره به خانمی که به نظر میرسید جزو خدمه هتل باشد و کمی دورتر از ما آرام و مودب ایستاده بود، گفت: "خانمی که آنجا پشت سر ما ایستاده مراقب است. وقتی از شبکههای اجتماعی استفاده میکنید مراقب دور و برتان باشید."

عشق آباد و آرامش ملال آور
عشق آباد شهری است که به دستور رئیس جمهوری این کشور، تمامی ساختمانهای آن از سنگ مرمر ساخته شده است. "شهر مرمرین" لقب عشق آباد است.
ساختمانهایی که در دو ردیف جادهها ساخته شدهاند، غالبا همشکلاند و وقتی از دوردست به افق این شهر نگاه میکنید مرکز شهر را پارچه عظیمی از سنگ مرمر میبینید.
این شهر به مراتب بیش از نیاز و شمار ساکنان آن بزرگ است. شمار عابران و وسایط نقلیه کوچک و بزرگی که در آن تردد دارند، آنقدر کم است که گاهی میشود آن را با انگشتان دست حساب کرد.
راه بندان و ترافیک سنگین چیزی است که در تصور شهروندان پایتخت این کشور نمیگنجد، همانگونه که تصوری از پرداخت صرفیه برق و انرژی ندارند.

با آنکه ترکمنستان جاذبههای گردشگری فراوانی دارد و به نظر میرسد که دولت این کشور برای رونق صنعت گردشگری با ابعاد قابل توجه سرمایهگذاری کرده، شمار سیاحانی که از این کشور دیدن میکنند، چندان بالا نیست.
یک مقام افغان میگفت دولت ترکمنستان قوانین دست و پاگیری برای ورود سیاحان وضع کرده و ظاهرا نمیخواهد به علت نگرانیهای امنیتی، کوچکترین منفذ سهل العبوری برای بیگانگان باقی بگذارد.
وقتی در این شهر بودم تصور میکردم که آرامش بیش از نیاز من دارد. آرامش خسته کننده که شهر زیبای عشق آباد را در عین زرق و برق آن، بیروح میساخت.

در افغانستان و مرکز آن کابل احساس امنیت نمیکنید، بیم انفجار شما را رها نمیکند، فقر در جادهها و کوچههای آن آشکار است اما در عوض زندگی در آن جریان دارد و آزادی سیاسی بیقید و شرط در آن حکمرفا است.
برخلاف این وضعیت، در ترکمنستان که آزادیهای اجتماعی آن بیشتر است، نقد رئیس جمهوری در تصور شهروندان نمیگنجد.
ترکمنستان جایی است که رئیس جمهوری آن همه کاره است. از رنگ (سبز) بام ساختمانها تا رنگ (سیاه) کراوات مامورین دولتی، هر کار و هر چیز، به دستور رئیس جمهوری این کشور تعیین میشود.
به نظر میرسد که زندگی اجتماعی و رفاه و آسایش اقتصادی در ترکمنستان زندگی نورانی و روشن به شهروندان آن بخشیده و تقاص آن را باید مردم با زندگی در شهری بپردازند که قوانین آن از لحاظ حدود آزادیهای سیاسی مثل مرمر سخت و سفت است.
شماری از افغانهای همسفر من می گفتند آرامش و رفاه این کشور را حتی به شرط محدودیت آزادی سیاسی، بر فضای حاکم بر افغانستان که درست برعکس آن است، ترجیح میدهند اما نمیدانم که این طرز فکر آیا پس از چند روز اقامت در آن کشور برای کسی که در فضای باز افغانستان جنگزده ولی پر از سرزندگی بسر برده، همچنان باقی میماند؟













