شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
قربانیان حملات کابل و قندهار؛ نمایندگان نسل امید به آینده
- نویسنده, آروین رهی
- شغل, فعال اجتماعی
حملات انتحاری و انفجاری دو هفته پیش در کابل و قندهار دهها خانواده را در سوگ عزیزان شان نشاند. برعلاوه کشته و زخمی شدن دهها تن از افراد عادی در این حملات، شماری از کارمندان جوان و با استعداد حکومت افغانستان نیز کشته شدند.
در این میان کشته شدن عبدالعلی شمسی، معاون والی قندهار، یما قریشی، دیپلمات افغان در آمریکا و روحالله وثیق اندرابی، واکنشهای گسترده را در میان جوانان افغانستان و شبکههای اجتماعی در پی داشت.
آنها نمایندگان نسلی به شمار میرفتند که در دشوارترین روزها به آینده روشن افغانستان باور داشتند.
عبدالعلی شمسی
عبدالعلی شمسی در ۱۳۵۶ در روستای سپیروان ولسوالی پنجوایی ولایت قندهار متولد شد.
شمسی در جریان جنگهای داخلی افغانستان به کویته پاکستان مهاجر شد و در مهاجرت به درسهای خود ادامه داد.
شمسی در ۱۳۷۸ از کالج تجارت شهر کویته فارغ شد. بعد از سقوط حکومت طالبان شمسی به کابل بازگشت و به عنوان محافظ در ریاست امنیت ملی ایفای وظیفه کرد.
بعد از مدتی، به عنوان مدیر گارد امنیتی همین ریاست تعیین شد و تا ۱۳۸۷ در این پُست باقی ماند.
همزمان، شمسی شامل دانشکده ادبیات دانشگاه کابل شد و در بخش زبان و ادبیات پشتو درس خواند و در ۱۳۸۸ به درجه لیسانس فارغ شد.
او در بین سالهای ۱۳۸۷ - ۱۳۹۳ شمسی در پستهای مختلف در ولایت هلمند وظیفه اجرا کرد. او در همین زمان با تعداد دیگری از جوانان آگاه و فعال در ۱۳۹۱ جنبش مدنی و سیاسی افغانستان ۱۴۰۰ را بنیاد گذاشت.
جنبش افغانستان ۱۴۰۰ به این باور است که سالهای در پیش الی سال ۱۴۰۰ خورشیدی، سالهای حیاتی برای افغانستان است، و بایست افغانها خود سعی کنند و سرنوشت شان را رقم بزنند.
یکی از اهداف مهم این جنبش در زمان تاسیس فراهمسازی زمینه مشارکت سیاسی برای جوانان افغان از تمامی اقشار جامعه بدون در نظرداشت تبعیض خوانده شده بود و عبدالعلی شمسی در راستای راهاندازی و تقویت این جنبش نقش مهم ایفا کرد.
بعد از تقرر به عنوان معاون مقام ولایت قندهار در ۱۳۹۳، شمسی به دو بخش عمده، که نیاز جدی به آن در قندهار احساس بود، توجه کرد.
اول او هر ازگاهی به ولسوالیها/شهرستانهای قندهار سفر میکرد و هدف از آن را کم ساختن فاصله میان مردم و حکومت و ایجاد اعتماد متقابل میان دو جانب میدانست.
دوم، شمسی بر اهمیت آموزش تاکید ویژه داشت و به گفته دوستانش او اهمیت تعلیم را در زندگی شخصیاش تجربه کرده بود.
یما قریشی
یما در سال ۱۳۵۸ در شهر قندهار متولد شد، و بعد از چندی به کابل آمد.
در جریان جنگهای داخلی دهه ۱۳۷۰ پایتخت، با وجود سن خرد، یما قریشی در میان اطرافیانش نماد از شکیبایی و امید به آیندهٔ روشن بود.
در روزهاییکه تعداد زیادی از همسنین یما به دلایل متعدد مانند ناامنی، عدم علاقه، عدم تشویق خانوده و تهدید و اختطاف، از رفتن به مکتب/مدرسه محروم ماندند، او مصمم بود تا با قبول کردن هر نوع تهدید به مکتب خود ادامه بدهد.
یما یگانه نواسه/نوه پدربزرگش بود که در آن سالهای پر تلاطم تا آخر به مکتب رفت و در سال ۱۳۷۶ از لیسهٔ استقلال کابل فارغ شد.
در اواخر حکومت برهانالدین ربانی، یما برنده جایزه یکی از رقابتهای علوم دینی شد.
بعد از سپری کردن مؤفقانه امتحان کانکور، یما به دانشکده طب کابل راه یافت. بعد از نقل مکان به قندهار، او دانشکده طب را در شرایط دشوار اقتصادی در در آنجا به اتمام رساند.
پس از فراغت از طب، مدتی با اسدالله خالد، والی سابق قندهار کار کرد، و سپس بیشتر از ۶ سال به عنوان سکرتر رئیس جمهوری پیشین، حامد کرزی در ارگ ریاست جمهوری، ایفای وظیفه کرد.
او از سال ۲۰۱۴ به اینسو، به عنوان دیپلومات در سفارت افغانستان در واشنگتن کار میکرد. در کنار مأموریت در واشنگتن، یما قریشی با اغتنام از فرصت در رشته حل منازعات در مقطع ماستری در دانشگاه جورج میسن تحصیل نیز میکرد.
ترم بهاری امسال مصادف با آخرین ترم درسهایش بود، و قرار بود در اواخر بهار امسال مدرک ماستریاش را اخذ کند.
دوستانش از پابندی جدی یما بر اصل آزادی بیان یاد میکنند و میگویند با وصف آنکه فرد نزدیک به رئیس جمهور کرزی و برادرزادهٔ خانم او بود، همیشه این ظرفیت این را داشت تا انتقاد بر نظام و بر شخص آقای کرزی را با حوصلهمندی بشنود.
روحالله وثیق اندرابی
روحالله وثیق در سال ۱۳۶۵در ولسوالی دهصلاح دره اندراب ولایت بغلان متولد شد.
آموزشهای ابتدایی، ثانوی و عالی را در ولایت بغلان به اتمام رساند.
در سال ۱۳۸۵ از لیسه عمر فاروق در شهر پلخمری مرکز بغلان فارغ شد.
بعد از فراغت و سپری نمودن امتحان کانکور اندرابی به دانشکدهی تعلیم و تربیهی دانشگاه بغلان راه یافت.
روحالله اندرابی بعد از آن در ریاست امنیت ملی افغانستان شامل وظیفه شد.
در ابتدأ نزدیک به چهار سال در ولسوالیهای بغلان مرکزی و خنجان ولایت بغلان وظیفه اجرأ کرد. بر اساس شایستگی و ابتکارعمل در جریان اجرأی وظیفه، اندرابی در خنجان به صفت مدیر معاونیت امنیت ملی مقرر شد.
اندرابی از ۱۳۹۲تا هنگام مرگ، در بخشهای مختلف ریاست امنیت ملی در کابل وظیفه اجرأ کرد. اندرابی در زمانیکه در حمله انتحاری طالبان در کابل کشته شد، سرپرست مدیریت شهری امنیت ملی کابل بود.
اندرابی در زمان جنگ متولد شد و در طول مدت جنگهای داخلی در کنار هموطنان خود در افغانستان ماند. به گفته دوستانش اندرابی از اوضاع حاکم امنیتی افغانستان راضی نبود و از کشته شدن هموطنان خود همیشه رنج میبرد.
به همین دلیل تصمیم گرفت تا شامل نیرویهای امنیتی افغانستان شود، تا بتواند نقش در راستای تأمین امنیت مردمدر حد توانش ایفا کند.
در سن بسیار کم عهدهدار شدن مدیریت شهری امنیت ملی کابل حکایت از توانایی اطلاعاتی و حرفهای اندرابی دارد.
امید به آینده روشن در تاریکترین روزها
خفه شدن صدایهای شمسی، قریشی و اندرابی مترادف با خاموشی صدای نمایندگان نسلی در افغانستان است که در تاریکترین روزهای این کشور به آینده روشن آن امید داشتند و از کمترین امکانات بیشترین را استفاده کردند.
خانوادههای زیاد در افغانستان مانند خانوادههای این سه مرد، جگرگوشههای خود را در حملات تروریستی و انتحاری از دست دادهاند، جگرگوشههاییکه هنوز سالهای زیادی برای زندگی در پیشرو داشتند و خانوادههایشان به آنها به مثابه تکیهگاه پیری میدیدند و نانآوران خانه بوند.
کشته شدن افراد مانند شمسی، قریشی و اندرابی میزان اعتماد نسلی را به افغانستان کاهش میدهد که تنها امید این کشور برای رسیدن به صلح، سعادت و پیشرفت است.
مطالب مرتبط: