درگذشت خبرنگار بیبیسی؛ صدای گزارشگر جنگهای قندوز خاموش شد

- نویسنده, ایوب آروین
- شغل, بیبیسی
یکی از دردناکترین خبرهایی را که در محیط حرفهایام شنیدم، از دست دادن یکی از همکارانم بود. آخرین باری که دیدم، پریروز بود. وقتی نزدیک شام از دفترم بیرون میشدم، او وارد شد و خوش لباستر از همیشه به نظر میرسید. بیمقدمه گفت: "هیچ فرصت نشد، با هم صحبت کنیم. این هفته مرخصی میگیرم، به صورت مفصل صحبت میکنیم."
میدانستم که در مورد چه با من صحبت میکند. بارها کوشیده بود که وقتی را به این منظور اختصاص دهد، ولی مشغلههای کاری این فرصت را به او نمیداد. هنوز صدایش در گوشم هست و آن تبسم ملیح آخرش هرگز از خاطرم نخواهد رفت - کسی که ما الهام میگفتیم و خستگیناپذیرش واقعاً الهامبخش بود.
احمدیما شیرزاد، که در آغاز به نام احمد الهام و سپس به نام یما شیرزاد به بخشهای فارسی و پشتوی بیبیسی از تحولات شمال، به ویژه ولایت آشوبزده قندوز گزارش میداد، دیشب در یک رویداد جادهای در ولایت شمالی بغلان جان داد. احمد دیروز از کابل به قندوز بازگشت، ولی هرگز به آنجا نرسید، مگر جنازهاش.
جاوید بشارت، سخنگوی پلیس بغلان میگوید احمد شامگاه دیروز به او زنگ زد و قرار شد که شب با شماری دیگر از خبرنگاران محلی مهمانش شود، اما این رویداد باعث شد که کار احمد به بیمارستان پلخمری بکشد. سخنگوی پلیس بغلان میافزاید که احمد حدود چهار ساعت در بیمارستان زنده بود، اما به دلیل خونریزی شدید جان داد.
آقای بشارت میگوید شامگاه روز دوشنبه (۱۰ عقرب/آبان) خودرو حامل احمد به دلیل خرابی جاده در یکی از پیچهای تپههای نزدیک شهر پلخمری از جاده منحرف شد و به گودالی افتاد. بشارت میافزاید که سر احمد به شدت زخمی شده و یکی از کلیههایش آسیب جدی دیده بود و تلاشهای دکتران بیمارستان پلخمری برای نجاتش به نتیجه نرسید.

منبع تصویر، FB
غیر از اعضای خانواده و همکاران احمد، خیلی از خبرنگاران، فعالان مدنی و مقامهای دولتی نسبت به مرگ نابهنگام او اظهار تأثر کرده و درگذشتش را "ضایعه" خواندهاند. از جمله عبدالله عبدالله رئیس اجرائی حکومت وحدت ملی و نادر نادری، مشاور ارشد رئیس جمهوری ضمن ابراز تأثر در این مورد، با خانواده همکاران او اظهار همدردی کردهاند.
او در یکی از خطرناکترین مناطق خبرساز شمال افغانستان مستقر بود. از ۲۰۰۶ که به بیبیسی پیوست، موضوعهای مختلف مربوط به قندوز و ولایتهای همجوار را پوشش میداد. او بارها در مهلکه قرار گرفت و تا یک قدمی مرگ رسید، اما جان به سلامت برد. احمد خبرنگاری نبود که به دلیل پرخطر بودن حرفهاش، دست از کار بکشد.
وحید مسعود، سردبیر بخش فارسی و پشتوی بیبیسی در کابل میگوید: "احمد الهام ۱۰ سال تمام رویدادهای شمال را گزارش کرد، از ناامنی و جنگ جان بسلامت برد، ولی دریغا که تصادم موترش جانش را گرفت. الهام هیچ وقت عصبانی نمیشد، بردبار و موقر بود. عمیق میاندیشید و تصویر حقیقی رویدادها را به گوش میلیونها شهروند افغانستان میرساند."
او همیشه از اوضاع و خبرها آگاه بود. هر وقتی من یا دیگر همکارانم به او زنگ میزدیم، انبوهی از اطلاعات را از منابع دست اول در اختیارمان قرار میداد. از زنگهای پی هم و کنجکاوی بیش از حد ما خسته نمیشد. به تلفنهای من همواره با خنده و شوخی پاسخ میداد یا منابع مختلف را معرفی میکرد که ما خود با آنها تماس بگیریم.
این خبرنگار بیبیسی با طیف گستردهای از منابع دولتی، غیردولتی و حتی شورشیان به دلیل امور حرفهایاش ارتباط داشت. مشخص بود که این منابع به او اعتماد داشتند و از مسائل پس پرده تحولات شمال بهویژه قندوز به او اطلاعات میدادند. او از این اطلاعات در گزارشهای خود براساس اصول حرفهای به صورت بیطرفانه استفاده میکرد.

منبع تصویر، FB
احمد الهام در ۱۳ حوت (اسفند) ۱۳۵۴ در قندوز به دنیا آمد و در همان جا بزرگ شد. او در مقطع لیسانس (کارشناسی) در رشته ادبیات پشتو در دانشگاه قندوز آموزش دید و بعد در مقطع ماستری (کارشناسی ارشد) در رشته روابط بینالملل دانشگاه کاتب در کابل تحصیل کرد.
موضوع پایاننامه او "عوامل تأثیرگذار بر روابط سیاسی افغانستان و پاکستان در یک دهه اخیر" بود که از اواخر سال ۱۳۹۳ مشغول آن بود. زکیه عادلی، استاد راهنمای احمد میگوید او دانشجویی مؤدب، خوشبرخورد و با پشتکار بود. به گفته خانم عادلی، احمد برای انجام پژوهش خود برنامه داشت که با مقامهای سیاسی افغانستان و پاکستان و همچنین کارشناسان هر دو کشور صحبت کند.
استاد راهنمای احمد میگوید: "او واقعاً انسان شریفی بود. نسبت به خانوادهاش احساس مسئولیت میکرد. در واضعیت جنگی قندوز برای هر انسانی دشوار است که هم امور خانواده را پیش ببرد، هم وظیفهاش را انجام دهد و هم درسش را ادامه دهد. آنچه را که من بخاطر دارم، چهره همیشه بشاش، روی گشاده و اخلاف نیکش است."
اما مشغله فراوان او برای رسیدگی به امور خانواده، کارهای حرفهای و بهویژه بیماری و سپس درگذشت پدرش و همچنین دو تهاجم گسترده طالبان به قندوز در پاییز پارسال و پاییز امسال، نه به او فرصت سفر به پاکستان داد و نه انجام مصاحبههای مورد نظرش را. خانم عادلی میگوید که موضوع تحقیق احمد همچنان ناتمام مانده است.
او تنها خبرنگاری جسور، دانشجویی سختکوش و مرد مسئولیتپذیر در خانواده نبود، بلکه از فعالان مدنی قندوز نیز بود. او در خیلی از فعالیتهای مدنی قندوز شرکت داشت. حتی در رویدادهای ورزشی این ولایت نیز بیشتر اوقات حضور داشت، چرا که او رئیس فدراسیون خبرنگاران ورزشی شمال بود. احمد به کریکت و فوتبال علاقه داشت.











