ناجيه نجات
|  |
 | | | مــهــتری گــر بکام شـــــير در اســـــت - شــــو خـطــرکــن ز کام شــــير بجــو... |
هنگام ورد به داخل دهليز های قصر، چشم اجمل وناديه به شعری می افتد که در چوکاتی روی ميزی گذاشته شده است. اجمل از لالو ماما در مورد می پرسد. لالو ماما آن شعر قاب شده را از حنظله ی بادغسی می خواند که شاعری بود از ولايت بادغيس افغانستان. بعد هم در اثر خواهش مهمانان دريچه يی در مورد می گشايد. دريچه حنظله بادغيسی از قديم ترين شاعران زبان پارسی است که در عهد طاهريان می زيست . وی در بادغيس تولد شد، اما سال تولدش دقيق معلوم نيست . از روی قراين مختلف میتوان گفت که حنظله در نيمۀ اول قرن سوم هجری میزيست و اگر چنين باشد، زمان شاعری او مقدم بر عهد دربار يعقوب ليث بوده است.  |  حنظله در سال ۲٢٠ مهشيدی چشم از جهان فرو بست.  |
حنظله در سال ۲٢٠ هجری قمری چشم از دنيا فروبست، از اشعار وی تنها پنج بيت، شامل يک قطعه دو بيتی و يک مفرد به دست آمده است. اين هم نمونه ی کلام او: مــهــتری گــر بکام شـــــير در اســـــت - شــــو خـطــرکــن ز کام شــــير بجــوی/ يـا بــزرگـــی و نـــاز و نـعـمــت و جـــاه- يـا چــو مــردان مــرگ رويـاروی |