ناجيه نجات
|  |
 | | | پروين روی شستن درست ترکاری را از درس های مکتبش آموخته است. |
زمری با خواهرش زرغونه يکی پی دگر داخل صحن قصر می شوند، زمری با قهر ازش می پرسد: "نه گفتم که از خانه بيرون نشو؟" که دراين و قت لالوماما با عرض سلام و احوالپرسی به آنها می پيوندد و از اين کار زمری را نکوهش می کند. لالو ماما می گويد دختران همانند پسران حق آموزش دارند و برای استحکام حرف هايش آنها را به تماشای دريچه يی در مورد فرا می خواند. دريچه وقتی پروين از مکتب به خانه می رسد، مادرش را در حال شستن ترکاری می يابد، او از ما در می خواهد تا ترکار ها ر ا با چندين بار بشويد و در نمک يا کلور تر کند. مادر قهر می شود، اما چند ساعت بعد از بابت دل دردی به شفاخانه می رود. داکتر بيماری او را آميب تشخيص می کند و علت آن را خوردن ترکاری ناپاک می داند.  | | | هرگاه ترکاری درست شسته نشود، مشکلات گونه گون ، از جمله آميب بار می آورد. |
پروين با تنائيد حرف های داکتر از عدم رعايت حفظ الصحه به ويژه در شستن ترکاری می گويد و اين را هم می افزايد که اين همه را از درس های مکتبش آموخته است. داکتر از استعداد پروين تمجيد کرده هوشياری وی را مرهون درس و تعليم می داند. والدين پروين هم تا تقدير از فهم او رفتن به مکتب را برای دخترشان حتمی می خوانند. |