ناجيه نجات
|  |
 | | | غچی غچی بهار شد - و قت گل انار شد- غچی غچی جال کو- دجای پارسال کو ... |
اکرم و رحيمه نهالک های مقابل خانه يی شان را آبياری می کردند که بنجاره والا از راه با تحفه های نوروزی می رسد. بعد از احوالپرسی از کار و توجه آنها را به آبياری نهال تمجيد می کند. خرگوشک بنجاره والا هم از اين کار آنها خوش شده سرود غچی را برای آنها می شنواند : غچی غچی بهار شد - و قت گل انار شد- غچی غچی جال کو- دجای پارسال کو - تخم بده زود، زود- تخمه زير بال کو- غچی غچی بهار شد.... کوچه ديگر ليمه وکريم با هم با فيلمرغا بازی جفت وطاق انجام می دهند، کريم هفت دانه فيل مرغ راجفت می گويد، اما ليمه نمی پذيرد.  | | | اطفال با خسته از شماره يک تا شماره هفت را با دوستان شان بازی جفت و طاق می کنند . |
بار آمدن بنجاره والای مهربان، حل اين مشکل به وسيله ی خسته صورت می گيرد که از خورجين می برآيد ميکشد اطفال با خسته ازيک الی هفت جفت وطاق ميکنند . دراخير معلوم ميشود که هفت دانه فيل مرغ طاق است |