 | | | من به کمک مادرم، خط منکسر را در گل آفتاب گردان، مو و انگشتانم يافتم، شما چطور؟ |
شريفه از مادر مهربانشان ياد می کنند که هميشه برايشان غذا های لذيز می پذد و قدير می گويد که برای سال تعليمی جديد اش بکس نو خريده است، در اين حال بنجاره والا با غرغرانکش رسيده ترانه ی فلکلوری برای مادر می خواند: آللوگل لاله ـ بچه خوابست ده بالا ـ آللوگل بادام - بچه شده خوش و آرام ـ آللوی کشمشی ـ سر گل بته بشی- گل بته را او برده – مادر جان را خو (خواب) برده. شريفه وقديراز شنيدن ترانه لذت برده از بنجاره والا می خواهند يکبار دگر ترانه را با انها تکرار کند، بنجاره پس از تکرار ترانه راهی کوچه يی دگر می شود. کوچه ديگر: طارق وليلا با ديدن کوه های پر برف از کلوله های قروت ياد کنند که وقتی پهلوی هم گذاشته شوند، دندانه، دندانه اند. در اين و قت بنجاره والا رسيده می گويد: "اگر دريافتيد که کوه ها شبيه چی اند و کدام خط را مانند، رايتان جايزه می دهم". اطفال تصوير کوه را با دندانه های اره و شانه شبيه می دانند و بنجاره والا با تائيد حرف های اطفال از خط منکسر ياده کرده می گويد:  | | | آللوی کشمشی ـ سر گل بته بشی- گل بته را او برده – مادر جان را خو (خواب) برده... |
خط منکسر به خطوط شکسته ی گفته می شود که دارای کچ وپليچی باشد و بعد از دندانه های اره ، رخ های برگ پنجه چنار، راه زينه تعميرات و امثال آن ياد می کنند. در فرجام بنجاره والا از اطفال می خواهد تا به کمک هم از اشيای ساده محيطی مثال های زيادی دريابند. اطفال به مسابقه می پردازند و بنجاره والا راهی کوچه يی قصه می شود. |