 | | | (ز) حرف الفباست که در شروع، وسط واخير کلمات می آيد، مانند: زينه، شازيه و پرواز |
هوا رو به سردی گرائيده بود، زرمينه وزلمی با هم زردک می خوردند ، که بنجاره والا با خرگوش خود نزد آنها آمده مانده نباشی می کند . زلمی مقداری زردک برای خرگوش ميد هد و خرگوش هم با اشتها تمام زردک را ميل کرده متوجه کلماتی می شود که همه با حرف (ز) شروع شده، مانندی: زرمينه ، زلمی و زردک، دراين هنگام بنجاره والا با تاييد می گويد، که (ز) از حروف الفبا بوده در شروع، وسط واخير کلمات می آيد. اطفال به کمک بنجاره والا وخرگوش از کلماتی، چون: زمرد، زرک؛ زينه، زن، زاغ و زرلشت ياد کرده مسابقه می زنند. کوچه دگر پلوشه وتورپيکی از چوری های دست خود به يک دگر تعريف کرده پس از شمارش سرجمع آن را ۳۰ عدد چوری می گويند .  | | | اگر پنج عدد چوری برای آنها ازخورجين بدهد تعداد چوری های شان به چندمی رسد؟ |
در همين حال صدای غرغرانک بنجاره والا توجه آنها را به خود جلب می کند، بنجاره والا می پرسد، اگر پنج عدد چوری برای آنها ازخورجين بدهد تعداد چوری های شان به چندمی رسد؟ اطفال تعدادی چوری که از بنجاره والا گرفتند با چوری های خودشان می شمارند که به سی وپنج می رسد. |