 | | | ياسمين 25 عدد خسته دارد، کريم 5 عدددگر بر آن اضافه می کند، می دانيدچند می شود؟ |
ياسمين و کريم باهم خسته می شکنند و می خورند، که بنجاره والا رسيده با هم سلام عليکی می کنند .کريم از ياسمين به گفته ی بنجاره والا به شمارش خسته ها می پردازند تا مقدار آن را دريابند. پس از شمار ش، ياسيمين مقداری خسته هارا جمعا۲۵ دانه می خواند و کريم پس از 25 حق خسته های خودش را می شمارد که بر خسته های ياسمين اضافه می کند. سرانجام 5 دگر بر 25 اضافه می کنند که در مجموع می شود 30 عدد خسته و به اين ترتيب جمع ساده را به واسطه خسته می آموزند . کوچه دگر  |  ما باخسته شمارش را از 25 تا 30 آموختيم، شماچگونه می آموزيد؟  |
رويا با آمدن بنجاره والا فکاهی را که آموخته برايش می گويد : کسی سفر داشت، خواست سوار تکسی شود، پرسيد تا جلال آباد چند می روی ؟ تکسی ران گفت دربست 100 افغانی، سوار خنديد و گفت ، پس در باز ببر و 50 افغانی بگير. همه خنديدن و به مسابقه فکاهی گفتن ادامه دادند. |