نسيم و فرزانه لالوماما را در حال گوش دادن به موسيقی می يابند، پس از سلام عليکی همه با هم راهی دهليز های قصر می شوند. لالوماما آهنگ را برای مهماناش می شنواند، فرزانه بعد از شنيدن آهنگ، در مورد کلمه کجاوه پرسيد که در قسمتی از آهنگ شنيده بود. لالو هدف از کجاوه را در شعر محمل خواند که مردم بدان دولی هم می گويند، بعد هم مهمانانش را به تماشای دريچه يی در مورد فراخواند. دريچه: کجاوه (محمل) از وسايل نقليه قديميست که ابتدا در بابل و يونان استفاده شد، اين وسيله چوبی توسط افراد منتقل می شد.  | | | در گذشته ها عروس را با کجاوه از خانه پدر به خانه داماد می بردنند. |
ساختمان کجاوه خانه مانند است که بعد ها در اطراف و وسط آن دسته های چوبی می بستند تا به راحتی منتقل شود. کجاوه از رسم ها قديم مردم افغانستان است، معمولا در گذشته ها عروس را از خانه پدر به خانه داماد يا بانوان مرتبط به خانواده های نامدار را با آن می بردند، کجاوه امروزه هم در مناطق کوهستانی کماکان کاربرد دارد. |