 | | | درهوای سرد لباس کم باعث ريزش وزکام می شود، اما کبير لباس های گرمش را پوشيده |
کمال وکبير در هوای سرد توپ بازی می کردند، دراين هنگام کبير احساس گرمی کرده کرتی اش را کشيد. کمال، مانع اوشد، اماکبير با بی پروايی به ساعتتيری ادامه داد. ديری نگذشت که کبير به عطسه زدن شروع کرد، کمال در همين مورد بااو حرف می زد که بنجاره والا رسيد. بنجاره والا به تاييد حرف های کمال گفت نبايد درهوای سرد لباسهای کم داشت تا ريزش وزکام نشويم. کبير به اشتباه اش پی برده با تشکری از بنجاره والا عهد می بنددهنگام ساعتتيری درفصل سرما لباس های گرم بپوشد. کوچهِ دگر شاپيری وجلال در موردرنگ لباسهای شان که سياه و سفيد است صحبت می کنند که صدای غرغرانک بنجاره والا توجه شان را جلب می کند.  | آيا می دانيد؟   خورد و کلان، نازک ودبل، گرم وسرد، درازوکوتاه چگونه کلماتی اند؟  |
او از اطفال می پرسد آيا مسابقه از کلمات متضاد دارند؟ اطفال به اتفاق بنجاره والا ازکلمات: خورد و کلان، نازک ودبل، گرم وسرد، درازوکوتاه نام می برند. بنجاره والا با تاييد گفته های اطفال برای شان يک گدی و يک موتر تحفه داده خواهان ادامه همين مسابقه بادوستان شان می شود. |